تاریخ انتشار : مهر 1396
امروز رفتم داروخونه یه چندتا دارو بگیرم، بعد مسئول داروخونه هی مارو معطل میکرد و از بقیه رو میداد، آقا وقتی بالاخره اومد سراغ ما، من هم نامردی نکردم و یکی یکی اسم دارو هارومیگفتم، بنده خدا سه چهاربار رفت بالای قفسه هاو میومد و من دوباره اسم داروی بعدی رو میگفتم،خلاصه اشکشو درآوردم تا اون باشه دیگه منو معطل نکنه...خبیث هم خودتونید.











.gif)
.gif)