تاریخ انتشار : آبان 1396
یه بارم عید بود...
خونه ماهم عیدا بیش از 30/40 نفر مهمون داریم
منم رفته بودم حموم اخراش بود که برق قطع شد
دیگه لباسامو پوشیدم دره حمومو بازم کردم دیدم تو تاریکی دارن شام میخورن
کسی هم صحبت نمیکرد
خواستم از رو سفره رد بشم که گیر کردم نزدیک بود بخورم زمین
بعد با اعتماد به نفس کامل و کمی عصبانیت گفتم:
برق نیس که نیس از بین 40 نفر ادم عقل هیچ کدومتون نمیرسه تلویزیونو روشن کنید که نورش بیوفته جلوپامونو ببینیم
هیچی دیگه بعد از چند ثانیه صدای خنده موج مکزیکی زد بعد اونم شده بودم نخبه فامیل











.gif)
.gif)