دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 235650

تاریخ انتشار : آبان 1396

H.83
آقا یارو اومده بود خاستگاریه یکی از فامیل منو پسر عمم بودیم حالا هی این خاستگاره نگاه میکرد به فامیله ما نیششو باز میکرد فامیل ما هم محلش نمیزاشت خاستگارم اومد زرنگی کنه که فامیل مارو یه جا تنهایی گیر بکشه باهاش حرف بزنه رو کرد به مامان دختره گفت/ ببخشید دست شویی کجاست
مامانه/ البته دخترم شمارو راهنمایی میکنه
حالا دختره هی داشت به منو علی اشاره میکرد یعنی منو نجات بدین منم یهو پاشدم گفتم پریسا جان خستس علی جان شما آقا عمادو راهنمایی کنید
علی/ البته بفر مایید از این طرف آقا عماد
چرت یارو پاره شد حالا رفتن دیگه نیومدن مامانم گفت برو دنبالش منم پاشدم رفتم دم در دستشویی درو زدم گفت / کیه
منم هول کردم گفتم/ منم درو بزن

هیچی تا آخر خاستگاری هرچی دختره اشاره کرد من محل نزاشتم

والا اعصاب نداریم