دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  119404

بچه ها ... یه بار سر کلاس جنین شناسی بودیم ( دانشجوی ترم 1 پزشکی ام ) بعدش, داشتیم درباره ی روش های درمان ناباروری حرف میزدیم که یهو یه پسره از استاد پرسید :
" استاد؟ میشه با این تکنیک IVF یه کاری کرد که ویژگی های بچه, دلخواه آدم باشه ؟ مثلا من میخام بچه م پسر باشه ... لاغر باشه ... رنگ چشماش سیاه باشه ..... آیا میشه این ویژگی های بچه رو انتخاب کرد؟ "
خلاصه, استاده اومد جوابشو بده ... گفت :
" تو غلط میکنی ... 18 سالته بچه هم میخوای ؟ حالا خوبه ترم اولیا ... تو فعلا فقط حق داری لوازم التحریرت رو انتخاب کنی ... بشین درساتو بخون ... اصلا توی این گرونی کی حوصله ی بچه داره ؟؟؟؟ !!!!!! "
حالا این استاده هم گیر داده بود به این پسر بیچاره !!!!
پسره هم از خجالت سرخ شده بود ...
باور کنین که از میز و صندلی های کلاس چیزی باقی نموند ... از بس که جویده شدن ... :)

نتیجه ی اخلاقی : هیچوقت توی دانشگاه سوال های بی ربط نپرسین وگرنه استاد یه کاری میکنه که ... دیگه تا عمر دارین یادتون نمیره ها !!!

  119255

یادمه دوم راهنمایی که بودیم دوتا از بچه ها سر کلاس هی حرف می زدن معلممون یکیشونو بلند کرد گفت شما چی دارین تو گوش هم پچ پچ می کنین؟
اونم نه گذاشت نه برداشت گفت خانم مگه ماییم! خسرویه همش میگه نگاه چشم خانم بکن یکیش کوره
ما هم می خواستیم بترکیم از خنده ولی مجبور بودیم جلوی خودمون رو بگیریم خدا هیچ کی رو تو این وضعیت قرار نده

  119217

یه باربابام خدابیامرز واسه خونه نارنگی خریده بود شب مهمون داشتیم واسه همین مامانم نارنگیارو شست و گذاشت تو یخچال و بمنم که تازه ازمدرسه اومده بودم یه تعارف نزد!منم فک کردم اگه بهشون دست بزنم مامان دعوام میکنه آشپزخونه که خلوت شد رفتم سراغ نارنگیاو باظرفش برداشتمشون بعد واسه اینکه کسی نبیندم سرمو کردم زیرمیز ومشغول خوردن شدم باورتون میشه؟10سالم بود فک میکردم چون من سرم زیرمیزه وکسیونمیبینم,کسی هم منو نمیبینه!!!
بله همچین فردی بودم من!

  119195

کارت ملیم رو گم کرده بودم رفتم ثبت احوال ب طرف گفتم اومدم کارت ملی بگیرم گفت اولین باریه ک میخوای بگیری؟
گفتم نه اومدم المثناشو بگیرم
دیدم بقیه دارن خودشونو میخورن(ب دلیل دولتی بودن مکان نمیتونستن صندلی هارو بجون!)بعد کارمنده هم ی لبخند معنی دار زد و ی نگاه عاقل اندر الاغ کرد!
تازه فهمیدم کارت ملی المثنی نداره!!!
بعله همچین مردمه ضایع کنی داریم!!کمی اغماض هم بد نی!موافقاش بلایکن.(اغماض=چشم پوشی)!
لایک=تو این تحریما و ناراحتیا وکمبود سوژه خدا تورو از ما نگیره
لایک=گرفتم مهم نی

  119191

K : E @@@@@
بچه ها روم به دیفار ، لنگ راست همتون تا زانو تو حلقم ~_^ امرو مثل این بچه سوسولا رفتم سر کلاس کتاب عمومی
رفتم تو فکر پستاتون یه لبخند خوشگل رو لبای قشنگم نقش بست @@
یه دفعه دیدم دختری که تو افق
دیدم بود داره بهم لبخند میزنه @@
ناموسن قیافش مثل وقتایی بود که بابا بزرگم خمیازه میکشید و دستشو تا آرانج میکرد تو مماغش عاغا کلاس تموم شد رفتم برم دستشویی دختره جلوم بود یه دفعه برگش گف : آقا کامران این لبخندا و افتادی دنبالم یعنی چی؟؟ من باهات رفیق نمیشم اگر میخوایم بیا خواستگاریم ^_^
من : جاااااان @@ من به هفت جد پس و پیشم خندیدم به تو لبخند بزنم ، دختر من خودم نومزد دارم ، اینم انگشترانم ، بیا این ور تو خودم ریدم ~_^ دخترا جدیدن اصلا نمیترسن از روز رستاخیز ^_^
عاغا نهم ماه بعد تولدمه‎ ‎‏ همین الان پولاتون رو جمع کنید که به همین دکمه اینتر قسم نهم با کادو نیاد راتون نمیدم ~_^ خخخخ

  119187

تو ویچت...ب دختر میگم کجایی هستی؟
میگه:شیرازیم بندر عباس زندگی میکنم دبی ب دنیا اومدم...
معبودااااا :|

  119186

چند بار آخره اسام ب مخاطب نیمه خاصم گفتم "عجقم"!چند روز پیش ازم پرسید "عجق"یعنی چی؟والا منم آدم صادقیم گفتم:یعنی عنتره جوجه قمپزباز!!!الان چند وقتیه خبری ازش نی!

  119183

دادا یه بار تو تاکسی بودم از سرکار میومدم(خو چیه مرد کارم دیگه)
بعد یه پسر تقریبا 18_19 ساله اومد کنارم نشست من تو حس خستگی خودم بودم که دیدم این پسره هی داره میخنده اولش یواش میخندید بعدش کم کم صداش رفت بالا همه تو ماشین فهمیده بودن که این داره به خودش میخنده من که تو حاله خودم بودم فک کردم داره به من میخنده یهو با عصبانیت داد زدم
چه مرگته هی میخندی مرض داری بیشعور برو به عمت بخند
بعد یهو پسره ن گذاشت ن برداشت گفت به تو که نمیخندم ترشیده خانوم دارم سایت 4جوک میخونم
خلاصه دیگه حسو حالمو بفهمید دیگه
از اونجا بود که با 4جوک اشنا شدم

  119177

كيا يادشونه؟؟!!
يه جور كلاه داشتيم از مغز سر تا گردن ميومد!!!بعد فقط جلوي چشماش باز بود!!!حتي جا واسه نفس كشيدنم نداشت!!!بالاشم يه نقاب داشت كه تو روزاي برف و بارون افتاب صورتمونو نسوزونه!!(واقعا حكمت اين يه ذره نقاب چي بود؟؟؟من كه نفهميدم!!)بعد يه مدت همون كلاها مد شد براي دزدي!!!
والا ادمو ميكرد انگار دزداي سرچهارراه!!!!!!

  119175

یه بار بابام بهم گفت برو برق روقطع کن .رفتم سیم رو تا کردم اجر روگذاشتم روش

  119174

یه روز از تاکسی اومدم پایین اول صبح بود یکی دستم روگرفت گفتم خدایی امروز چه روز خوبیه لاین اولی رو ردکریم دومی هم رد کردیم سومی اومدیم ردکنیم اقایه خورد به نرده وسط لاین وپخش زمین شد گفتم اقا چی شد چراپخش زمین شدی گفت :دادا من مثه تو کورم

  119168

عاقاخاله من حدودا 60سالشه وبنده خدا سواد نداره و در حال حاضر بزرگترین پسر مجرد تو فامیل منم. اونروزی عروسی پسر عمم بود بعد عروسی کل فک وفامیل نشسته بودیم حتی اونایی که من باهاشون کلی رودروایسی دارم.یه دفعه خاله ام گفت همه رفتن دیگه تنها شدیا .منم خواستم یه جوابی بدم که تکراری نباشه وخیلی شیک وفلسفی باشه به خاطر همین یه نگاه نافذ اول به جمع بعد به خاله ام کردمو گفتم: "من تنهام ولی تنها من نیستم"هیچی دیگه خالم اصن خاموش شد از اون روزم هروقت خاله ام منو میبینه هیچی نمیگه اصن هنگ می کنه.یکی نیس به من بگه اخه ادم عاقل این چی بود به این بنده خدا گفتی.

  119164

دو سه روز قبل عید قربان دیدم کلی غذاهای خوب و میوه و تنقلات و. . .خلاصه پدرمادرم حسابی بهم میرسیدن.منم کنجکاو شدم پرسیدم چی شده ؟محبتتون گل کرده؟مادرم میگه هیچی پسرم بخور بخور نوش جونت بخور تا واسه عید قربون چاق بشی. من:عیدقربون؟مگه عیدقربون چه خبره؟ بابام برگشته میگه :اخه حساب کردیم دیدیم پولمون نمیرسه قربونی بخریم این شد که گفتیم امسال تورو سر ببریم. هیچی دیگه من تاعید قربان لب به غذا نزده بودم.اخه من میشناسمشون اینا شوخی توکارشون نیست.

  119159

راهنمايي بودم .بزرگترين آرزوم اين بود كه برا يكبارم كه شده نمره ديكتمو بالاي صفر بشم.يه روز يكي از بچه خرخوناي كلاسو تهديد كردم كه بايد بذاري از رو دستت تقلب كنم و الا خودت ميدوني
خلاصه اونروز ديكته رو بيست شدم ولي معلم كه تو كتش نميرفت,دوباره همون املا رو برام گفت عاقا شدم صفر

  119156

ديروز داشتم با دوستم در مورد خواهرش كه كلاه سرش رفته بود صحبت ميكردم بعد گفتم «خواهرت اينقدر خر نيست كه چك سفيد امضا دست كسي بده، پس نگران نباش
دوستم: چرا اتفاقا سفيد امضا بوده
من :!
دوستم :O
سازمان حمايت از سوتي دهندگان :P