دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 119168

تاریخ انتشار : مهر 1392

عاقاخاله من حدودا 60سالشه وبنده خدا سواد نداره و در حال حاضر بزرگترین پسر مجرد تو فامیل منم. اونروزی عروسی پسر عمم بود بعد عروسی کل فک وفامیل نشسته بودیم حتی اونایی که من باهاشون کلی رودروایسی دارم.یه دفعه خاله ام گفت همه رفتن دیگه تنها شدیا .منم خواستم یه جوابی بدم که تکراری نباشه وخیلی شیک وفلسفی باشه به خاطر همین یه نگاه نافذ اول به جمع بعد به خاله ام کردمو گفتم: "من تنهام ولی تنها من نیستم"هیچی دیگه خالم اصن خاموش شد از اون روزم هروقت خاله ام منو میبینه هیچی نمیگه اصن هنگ می کنه.یکی نیس به من بگه اخه ادم عاقل این چی بود به این بنده خدا گفتی.