دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  119154

جاتون خالي رفته بوديم بابلسر قايق سواري
موقع پياده شدن داداشم كه تازه نامزد كرده خواست جلو زنش و مردم اطراف افه بياد گفت من از همين جا شيرجه ميزنم تو اب
اومد شيرجه بزنه پاش گير كرد به لبه قايق باصورت رفت توگل
بعد از اون تا چند ساعتي نديديمش

  119146

رفته بودم دندون پزشکی ( برای بار اول بود پیش این دکتر میرفتم ) یه چیز بهم داد گفت امضا کن تا برات تشکیل پرونده بدیم حالا متن اون کاغذ:
1) در صورت عیب پیدا کردن بعد از کار هیچ گونه تعهدی شامل مطب نمیشود
2)در صورت شکستن دندان هیچ گونه تعهدی شامل مطب نمیشود
3)در صورت بیهوشی شما ما بی تقصیریم
4) اگه زیر دست دکتر مردی به ما هیچ ربطی نداره
و........
منم که داشتم از دندون درد میمردم اجازه ی مرگم رو امضا کردم
مسئولین یه کاری کنن.

  119124

عاقا ما یه بار نصغه شبی(طبق عادت) اومدیم سر یخچال.از قضا دیشبش کالباس داشتیم.منم که از خداخواسته شروع کردم به گاز زدنو خوردن کالباسه. داشتم از خوردن کالباسه لذت میبردم که یه دفعه برگشتم پشت سرمو نگا کردم دیدم بابام واستاده با عصبانیت داره کمربندشو وا میکنه......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه...
الان در یخچالمون با کمربند بسته شده به در کابینت :)))
سلامتی همه باباها... بزن لیکووو

  119116

چند روز پیش صبح زود میخواستم برم باشگاه هی با تق و توق تو کمد دنبال لباس ورزشیم میگشتم و همسرمو پسرمم خواب بودن که یهو همسرم از خواب پرید داد زد " ااا چقدر سروصدا میکنی!"
آقا قبل از اینکه من جوابی بهش بدم گودزیلامون )1/5 ساله ( پاشد بی مقدمه 1 دونه زد تو گوش باباش و خوابید،
دیگه هیچی هنوز تو افقم و توانایی محو شدن ندارم ، یکی کمکم کنه محو شم لطفا

  119106

یکی از بچه ها رو تو یکی از برنامه های مستند کانال 1 نشون دادن . بهش میگم با تو مصاحبه هم کردن ؟؟ میگه "نمیدونم والا , من آخرای برنامشو دیدم ... " :)) آخه من به این چی بگم !!!

  119105

یه دوس دختر داشتم انقد خوشگل بود که حس ميكردم سر كارم گذاشته منم باهاش کات کردم کمرم شکست . خودم به خودم شکست وارد کردم

  119085

یه روز رفته بودم دانشگاه که یه صدای زنگ اس ام اس برام فرستادن ) صدای جیرجیرک (
منم یهویی یه ریع مونده به کلاس یه فکری به سرم زد !
بچه ها رو جمع کردم گفتم زنگ گوشیاتونو برای ساعت 6 )میشد وسطای کلاس( کوک کنید و صدای زنگشو صدای جیرجیرک بزارین !
یه 5 ,6 نفری قبول کردن ساعتارو تنظیم کردیم نشستیم سر کلاس ...
سر ساعت یهو گوشیا شروع کردن به زنگ زدن ) آخ قیافه استاد دیدنی شده بود(
صدا یه طوری بود که معلوم نبود از کجاس !
حالا این وسط یکی یادش رفته بود صدای زنگو عوض کنه گوشیش یه آهنگ عربی پخش میکرد
) آی بدبخت ضایع شد !!(
استاد هم همونو خفتش کرد !!! ) آی بهش خندیدیم ! (

  119084

K : E @@@@@
مخاطب فوق العاده خاصم صبح ساعت هفت زنگ زد گوشی رو برداشتم
الهام : سلام کامی جونم ^_^
من : دی : علیکم سلام خانمی من خوابم میاد هیچ جا نمیرم گفته باشم^_^
الهام : دی :کامی جونم از کجا فهمیدی میخوام بری جایی ؟؟؟!!!
من : از کامی جونم گفتنت ^_^
الهام : صداشو کلفت کرد گف : با مرام ، من مخلصتم به مولا ، بیا و مردونگی کن برام آش بخر بیار ^_^
من : جاااااان ؟؟؟
الهام : مرامتو عشقه لوتی ، کشته همین مردونگیتم ، با مرام سریع بیا که گشنمه ^__^ خدافظ آقام
من : الو الوووو الو و و
به شخصه مطمئنم از هر زاویه ای نگاه کنیم خرم کرد ^__^
لایک = آره کامران به دکمه اینتر قسم خرت کرد ^__^

  119082

یادمه اول راهنمایی که بودم منو بغل دستیم هیچی از ریاضی حالیمون نبود یروز نمیدونم از کجا این دوستم جوابای تمرینا رو آورده بود و تا دبیر حرف نزده داوطلبانه رفت و تمرین یک رو حل کرد بیچاره معلمه از تعجب داد زد: صلوات! تازه بعدش من دفتر رفیقمو گرفتمو سوال بعدیو حل کردم دبیرمون ایندفعه بلند شد یه مشت پول از جیبش درآورد گفت بگیر! بیا بگیر!

  119074

عاغا اصن پارسال ی وضی بوت که نگو ....یکی دو ماه از سال تحصیلی گذشته بود ما هم که دوم بودیم ...اخر زنگ بوت و من اجازه گرفتم اومدم بیرون ...بعد چشم به یخچال بوفه افتاد ...منم ک نتونستم جلو خودمو بگیرم ...بعد طی یه عملیات انتهاری (انتحاری )رفتم و دو عدد تکدانه ی آلبالو کش رفتم و با خیال راحت زنگ تفریح خوردم ....زنگ اخر هم به این ترتیب رفتم و 6 7 تا بردم خوردم حالشو بردم .فرداش هم هی سر کلاس اضافه ها میخوردم و میخوردم ..و به این ترتیب ضرر بسیاری به مدرسه زدم .لامصب مدیر مدرسمون با پول شهریمون رفته بوده مالزی من هم دودش را از دماغش دراوردم ...خلاصه این بود تفریح سالم من

  119056

سلام بچه های خوبم...
کودک که بودم داداشم یه جوجه اردک داشت...داداشه که میرفت بیرون.اون صفت خبیث منو خواهرم از چهره ی مظلوم مون رونمایی میکرد ومیرفتیم سراغ اردک فلک زده...بالشو میگرفتیم تو دسنامون دتد میزدیم که بپره!؟!؟مریض هم خودتونید مافقط کمی عقده ای بودیم!خلاصه روحش شاد به یادش 45ثانیه سکوت میکنم.قول میدم.

  119043

آقا ميخوام اعتراف كنم معلم بسيار مهربان و خلاقيت پرورى هستم!!!!
ميگى نه؟؟؟؟؟؟ ^_^
گوش كن پس!!!!شايد خيلى از شماهام از اين خوشمزه بازى ها درآوردين و به خاطرش تشويق كه هيچ ، چه بسا تنبيه هم شده باشين!!!
يكى ازگودزيلاهاى كلاس چهارمى تو امتحان جواب سوال چگونه اين كار انجام شد را نوشته بود :
به سختى.......@_@
چشام گرد شد ولى نمره كاملو به خاطر اين نبوغ و راستگوييش بهش دادم........*_*

  118979

عاغا مایه بار از طرف کانون بادوستان گرامی رفته بودیم قم حاج آقا صنعتی و خانومش هم که یه بچه ی شش ماهه دارن با ما اومده بودن بعد تو حیاط جمکران نشسته بودیم و همگی از گرسنگی حال نداشتیم و داشتیم با آقای چعفری(مسوول گروه)بحث می کردیم که چی بخریم واسه شام که آقای صنعتی و خانومش از دور میومدن یکی از بچه ها گفت تو دست زن آقای صنعتی نونه آقای جعفری یه نگاه کرد و گفت:بابا کجا نونه؟این بچشه
که دیگه هیچی ماهممون پهن شده بودیم رو زمین از خنده
از گرسنگی بچشو نون دیده بودیم خخخخخخخ

لایک=خدا همه ی گرسنه ها رو سیر کنه

  118891

گلاب به روتون دسشویی داشتم
تو جادّه هم بودیم
از بغل پمپ بنزین رد شدیم، روم نشد چیزی بگم
گفتم تا خونه تحمّل میکنم
...
هیچّی دیگه، تا به پمپ بنزین بعدی برسیم، فحشایی به خودم دادم که خودمم نمی دونستم همچین فحشایی بلدم...

  118883

گودزیلای ابجیم دستشویی مخصوص داره ولی همیشه میره یه گوشه وا میسته با حالتی بسیار مظلومانه به اطراف نگاه میکنه طوری دل دشمنم واسش کباب میشه اونوقت کارشو میکنه لبخند میزنه...............حالا زمان ما کلی میشگون توسری میخوردیم که چی فقط ما رو ببرن دستشویی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!من این همه محبت محاله......