دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  119574

دوستان 4 جوکی که میگین تصور کنین تو حموم تا چشماتو می بندی یه جن داره نگات می کنه حالا تصور کن یه سوسک بزرک بالدار رو سقف حمومه حاضری کف شامپو تو چشمت بره ولی چشماتو نبندی چون حس میکنی وقتی چشماتو ببندی الانه که سوسکه بپره روت .لامصب از جن هم بدتره تجربه داشتم که میگم.
حموم کوفت آدم میشه.
اگه لایک نکنی امیدوارم یکی از حمون سوسکها بپره روت

  119561

یکی از تفریحات سالم من اینه میرم چندتا از این فندک 500 تومنی ها میخرم (((((سیگاری نیستم فقط جهت تفریح )))یا مثل نارنجک میزنم زمین (یک صدایی میده امتحان کنید) یا مشت میکنم گازشو ول میدم تو مشتم بعد روشن میکنم حس جادوگری بهم دست میده یک بار خریتم گل کرد گاز فندکو سهوأ ول دادم زیر موهای خواهر 6 سالم این طفلی موهاش بلند اتیش گرفت فقط یک کمی موهاش سوخته بود منم تا یه هفته متواری بودم

  119558

K : E @@@@@
سر سفره نشستیم میگم : مامان بابا کامیار کیما نهم ماه بعد تولدمه ^_^
بابام : گوساله حالا چند ساله میخوای بشی ؟؟؟^_^
من : بیست سال
مامانم : ای جان یادته انگار همین دیروز بود که تو جوب پیداش کردیم ^__^
آجیم : داداشی تو که خرس گنده شدی میخوای تولد بگیری ؟؟؟
من : اصلا این خونه جای من نیست قاشق چنگالو زدم تو غذا و بلند شدم برم
داداشم : کامران داداش ؟؟؟
من : جانم داداش بفرما ؟؟؟
داداشم : حالا که غذا نمیخوری کی غذاتو بخوره ^__^ خخخخ زدن زیر خنده @@
یه زن و شوهری هر دقیقه میان تو کوچمون میرن ، فکر کنم پدر مادر واقعیمن ^_^
عاغا شرمنده دیروز پست گذاشتم گفتم نهم تولدمه پولاتون رو جمع کنید ، والا خانواده آدم به همچنون شکلی برخورد کنن شما باید لنگ راستتون رو تا زانو کنید تو حلقم

  119556

اقا ما مغازه شيشه فروشي داريم نشسته بودم داشتم دنبال مشتري ميكشتم ديدم ي نفر اومد بعداز 3ساعت قيمت سوال كرفتن ميكه بنجره ما جقد شيشه ميخاد؟
منم ي نكاهي بهش انداختم
يارو هم از خجالت بدون خدافظي رفت

  119548

امروز سر کلاس دخدره با کلی فیس و افاده و باد تو گلو شرو کرد ب روخونی از درس عاقا رسید ب خلا های(فضای خالی)
گفت خلاهای(فاضلاب)...
هیچی دیگع پسرا دسته صندلی گاز میزدن
دخدراام باد کردن..

  119543

اقاااااا ما روز عيد قربان مهمون يكي از فاميلامون بوديم تو شهرستان
وقتي وارد شديم فاميلمون ي گوسفند از اغل اورد و ميخاست بكشتش
وقتي من متوجه شدم فكر كردم ميخان جلو پاي ما بكشن دويدم جلو اقا اينكارا چيه ؟ خجالتمون ندين اصلا من نميزارم اينكارو بكنين همينطوري دست قصاب بنده خدا رو گرفته بودم نميذاشتم بكشه
اونم هي ميگفت دخترم بذار كارمو بكنم
منم ميگفت نه نميزارم
يهو ديدم نصف زمين نيست نگو خانواده اونو از خنده گاز گرفته بودن تازه فهميدم سوتي دادم بخاطر ورود ما نبوده گوسفند قربوني بوده
من:@
گوسفنده :)
قصاب:o
خانواده :D
زمين ---- ------*****-----**----*----****-----

  119541

اقا من ديروز دوباره خواستگار پروندم
همسايمون زنگ زد گفت ميخايم بيايم خواستگاري
مامانم گفت چرا مادر اقا پسر خودش تماس نگرفت گفت اخه بنده خدا هم مادرش كر ولاله هم پدرش
هيچي ديگه مامانم گفت اشكال نداره بيان
فرداش خانومه خواستگار پيدا كن با ي خانوم اومد خواستگاري اما ما از اول تا اخر صداي خانومه رو نشنيديم
داداشم يواشي گفت چرا خانومه چيزي نميپرسه خنديدم گفتم بنده خدا كرو لاله همسايمون هي رنگ به رنگ ميشد من و داداشم هم همينطوري چرت و پرت ميگفتيم كه اون صدامون رو نميشنوه
موقع رفتن خانومه گفت خدانگهدار داداشم گفت به همين سرعت شفا گرفت
همسايمون گفت نه عزيزم خانوم خاله ي دامادن
الان من وداداشم تو افقيم داريم جوجه سيخ ميكشيم

  119536

دوستی که اینو فرستاده بود:
((تازه برگشته بودم خونه که رفیقم زنگ زد که بیا فلان جا جشنه ) منم که پایه ( گفتم اومدم !
اختتامیه جشنواره زمستانی همدان بود خیلی شلوغ ) بزور رفتم داخل( آخرش پشت صندلیهای
ردیف آخر یه جا گیرمون اومد !
کلی اذیت کردیم تا نوبت به یه گروه برای نمایش رقص محلی ) کردی ( رسید !
یه نگاه به دوستم کردم و گفتم رقصم میاد !
یه دستمال از جیبش درآورد داد به من که شروع کن !
منم دستشو گرفتم دوتایی سرو انداختیم پایین و شروع کردیم توی اون یه ذره جا رقصیدن ) البته محلی (...
یهو بغل دستیم زد بهم که اینجا رو نگاه کن !
وای همه ملت برگشته بودن سمت ما کف و سوت !!!
مامور حراست بدو بدو طرف ما !
يني عمرا بتونيد بقيشو حدس بزنين!))

یه سوال برام پیشاومد که آیا شما اینطوری رقصیدین:
http://img.doostiha.ir/uploads/2013/02/Animation-Photo.gif

اوووه کشتی خودتو رو لینک کلیک کن دیگه

  119530

كلاس دوم دبستان بوديم هر وقت درس نمي خونديم معلممون كپسول اتش نشاني ميورد تو كلاس ميگفت شما درس نمي خونيد الان با اين زبونتون رو از حلقتون ميكشم بيرون . ما هم گريه زاري التماس و اصرار خودمون مي كشتيم كه زبونمون نكشه حالا فكر ميكنم تازه ميفهمم چقدر نفهم بوديم ما دهه شصتي ها

هي هي هي هي ...........

  119497

عاقا یادمه دبیرستانی بودم.سرسفره ناهارنشسته بودیم تلفن زنگید.گوشی رو گرفتم معلم علوم راهنماییم که خیلی باهم صمیمی بودیم پشت خط بود.هول شدم موقع احوالپرسی بجای اینکه بگم چه عجب یادی ازماکردیدگفتم چه عجب ازاین طرفا!!
یعنی بابام جادرجا سفره رو جوید و قورتش داد!
تامدتهاتیکه مینداخت ومیگفت چه عجب ازاین طرفا...
من:((((((
بابام:-O
چه عجب ازاین طرفا:o-O
معلمم:خوشبختانه متوجه سوتیم نشده بود

  119484

امروز سرکلاس فیزیک1 به دوستم گفتم بیابریم ته کلاس بشینیم این استاده A normal (همون تعطیل خودمون) گف نه .... مام ردیف اول نشستیم...... استاده یه پدرکشتگی باما که بماند باتخته داش که نگو.... بایه فشار 2000000000 نیوتونی داش تخته روپاک میکردکه تخته پاک کن ازدستش در رفت اومد از نوک دماغ دوست مذکور رد شد.....هیچی دیگه از جلسه بعد قراره باسپر (سپرجنگی )بریم سرکلاس..... واللللا.....

  119451

آقا تو فروشگاه نشستم (تجهیزات پزشکی دارم) دقت کنید تجهیزات پزشکی غرق در حساب و کتاب دختره یه لنگه پا اومده توی فروشگاه میگه آقااااااااا یه سطل ماست کم چرب بدید با یه شارژ 2000 تومنی میگم شارژو میتونی از عابر بانک بقل بگیری ماست کم چربم تموم کردم پرچرب بدم خدمتتون میگه نه تورو خدا رژیم دارم .............................. ومن همچنان در حال گاز زدن ماشین حساب
یعنی اون رژیمت تو حلقووووومم
گیریم من قیافم شبیه بقال باشه جهنم چی توی فروشگاه من شبیه بقالیه آخه

  119443

رشته کوه های کلیمانجارو
پوشش های توندرا و تایگا
فلات های آناتولی و تبت
قله های دنا ,زردکوه, اشتران کوه
امتحان جغرافی کبا یادشونه؟؟
هیچ کدوم اینا ب کرمون نیومدا
ヅ₣ӃὯϨϯ_Дƞ₲Э₤ シ

  119438

يه روز تو مدرسه سر يكى از ميز ها،معلم از نزديكش رد شد و جامدادى طرف افتاد.
بعدش معلمه گفت ببخشيد،طرفم آروم گفت نمى بخشم
هيچى ديگه معلمه شنيد و ...
بهتره كه توضيح ندم بچه ها چطورى ميزارو جويدن!!!

  119416

بچه که بودم ؛ دوبار تو خونۀ یکی از فامیلامون
وقتی به چراغ راه پله شون زُل زدم و چراغ بعد از یه دقیقه خاموش
شد،فکر کردم دارای یه قدرت خاصی هستم!
وقتی فهمیدم چراغشون تایمر داره؛ کمرم شکست ..!