دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  252890

هر موقع میرم دستشویی درو قفل میکنم بعد یکی میاد دستگیره درو فشار میده میبینه قفله بیشتر فشار میده دوباره با تمام زور فشار میده بعد نا امید میشه(اخه یکی نیست بگه بزرگوار میخای رو من بشاشی) بعد پشت در چار زانو میزنه به یه نقطه نامعلوم خیره میشه بعد نیم ساعت میام بیرون میبینم رفته حموم کارشو کرده
در جا پشمای بهداشت میریزه
حموممون:( :O

  252882

آقا چند وقت پیش دوست بابام اومده بود خونمون ایشون یکمی شوخ طبعه و میخواست با گودزیلامون(داداش کوچیکم)شوخی کنه.بهش گفت شنیدم خروستون تخم گذاشته گودزیلای ماهم بهش گفت اگه تو تخم گذاشتی خروس ما هم تخم میذاره.
آغااا مارو میگی؟؟؟
اینقققد در و دیوارو گاز زدیم که مردیم
دوست بابامم کلا هروقت گودزیلامونو میبینه میگه روزه سکوت میگیرم قربت الی الله الللله اککبر

  252878

میگم بخندید ولی برای من گریه داره .
اقا من تقریبا ۱۳ سالم بود که یکی تو فامیلمون فوت کرد . بعدِ مراسم ختم ، توی رستوران ، منو دختر خالمو داداشمو پسرخالم جداگونه دوره یه میز بودیم . خلاصه غذا جوجه بود . ته دیگ پلو هم داشت . بعد گارسوناش اینجوری بودن که دونه دونه برای میز های کوچیک غذا میبرد . خلاصه اولین غذای میز مارو که اورد گذاشت جلوی من ... یه ته دیگ داش اندازه خر . تازه داشتم به مفهوم زندگی خوش میرسیدم که یهو دختر خالم ظرفمو برداشت و گفت : ریحانه جان برادرم خیلی ته دیگ دوست داره . ممنون که میدیش به اون .
منم دیدم همه ی ملت ذل زدن بهم یه لبخند ملیح زدم بهش و به چشمای نافذش نگا کردم و با صدای بلند ولی ملایم گفتم :گوه نخور ته دیگ خودمه . بهش دست بزنی دستتو میشکونم .
هیچی دیگه مراسم ختم تبدیل شد به استنداپ کمدی ریحون . تازه موقع خدافظی همه موقع دست دادن بهم نگا میکردن میخندیدن:|
من ^_^
دخترخالم°_°
پسرخالم:(
مامانم و آبروش =D
عزاداران D:

  252825

امروز صبح اومدم شارژ بگیرم از اونجایی که ته کارتم شپش پارکور میزنه التماس خواهش بابا کردم رمز کارت شو عنایت کنه کلا 2000تومن شارژ گرفتم و منتظر اس ام اسش بودم ک دیدم زده
مشترک گرامی مبلغ دویست هزار ریال به حساب شما افزوده شدد ⊙_⊙
هیچی دیگه با همون زیر شلواری دویست هزار ریالیه کوچ کردم از شهر غربت تا بابام نیومده دمپایی دسشوییو بکنه تو حلقم

  252823

یبارم تو محلمون دزدی زیاد شده بود میومدن ب بهانه های مختلف در خونه ی پیرزن پیرمردا رو میزدن و گولشون میزدن
من برا مادربزرگم کلاسه چطور از آیفون استفاده کنید گذاشته بودم
بهش میگم ننه من میرم بیرون در میزنم تو این گوشیو برمیداری میگی کیه و بعد این دکمه رو میزنی
رفتم بیرون درم بستم زنگ زدم دیدم برنمیداره
عوضش اومده تو حیاط درو بازمیکنه بهم میگه تو ندیدی کی درو میزنه من:|||| بسکه حرص خوردم گفتم چرا میدونم همسایه بود
رفتیم داخل کلی وقت گذشت دیدم داره چادرشو سر میکنه بهش گفتم کجا میری ننه این وقت شب میگه میخوام برم ببینم همسایه چیکارم داشتو بیام
:||||||

  252778

سر کلاس دینی
دبیر : بچه ها یه چیزی میگم که توی آزموناتون میاد، واجب الوجوب یعنی وجودش از خودشه ولی ممکن الوجود یعنی وجودش از خودش نیست. در همین حین معلم خواست مچ یکی از بچه ها که توی هپروت سیر میکردو بگیره پرسید من چی گفتم ؟! دختره هم با یه نگاه عاقل اندر دبیر و کلی اعتماد به نفس گفت : ممکن الوجود یعنی ممکنه تو آزمون بیاد ولی واجب الوجوب یعنی حتما میاد!! :))یعنی درو دیواری واسه کلاس نموند دبیرمونم دیگه اون آدم سابق نشد الآنم داره شیمی آلی درس میده:|
این داستان : همکلاسی حاضر جواب :-!

  252741

من یه مادر بزرگ دارم خیلی پیره
یه روز میخواستیم ببریمش میدون امام(میدون نقش جهان اصفهان) براش کفش بخریم
با تاکسی اینترنتی رفتیم
تا سواره ماشین شدیم عصاشو زد تو سره راننده گف من شنیدم شماها آدمای خوبی نیسین ولی خب حالا دیگه مجبوری اومدیم باهات یه وقت نخوای مارو بدزدیا من شوهرم میدونه با کی دارم میرم
:|||||

  252715

یه بار رفتم اسرائیل اینورو نگاه کردم دیدم صهیونیست، اونورو نگاه کردم دیدم صهیوهست.

  252668

‏یه همکلاسی هم داشتم اسم و شمارشو تو کتاب درسیش مینوشت زیرشم میزد از یابنده تقاضا میشود با این شماره تماس بگیرد بعد پرتش میکرد تو مدرسه دخترونه

  252648

شلوارم توی جمع بیفته پایین اگه دورغ بگم .
اقا فاصله ی بین لب بالا و دماغتون رو باد کنید و بعد با دست بترکونینش . دیدید که صدای چ.س میده .
حالا منو مامانم یبار رفته بودیم سینما .اونجا تو تاریکی من لبمو باد کردم و با دست ترکوندم و یهو یه صدای بلندی داد . کنارمم یه خانوم از این سانتالیا نیشسته بود . خلاصه اقا تا اخر فیلم تقریبا ۹۰ دقیقه هی از جلوی جلو تا جایی که دستم کش میومد دستم رو میبردم عقبو هی میزدم به لبم که خانومه بفهمه صدای واقعی نبوده . فکرشو کنید ... مثلا نشستید تو سینما . بعد یکی هی ادای چ.س در بیاره :|

  252630

اقا ما تقریبا ۵-۶ بودیم کع مامان بزرگم هیئت تو خونش برگذار کرد ما بچهه ها هم رفتیم توی یه اتاق و شروع کردیم به زدن حرکت های ژیمناستیک . منم حرفه ای بودمو بلد بودم که بالانس بزنم و بالانسو تبدیل کنم به پل . خلاصه نوبت من شد اومدم همین حرکتی رو که گفتم رو برم که اقا چشتون روز بد نبینه :D
یه خانومه فکر کرده توی این اتاق هم عزادار نشسته ، چایی بدست اومد تو تا تعارف کنه و منم همزمان از بالانس برگشتم و پام محکم روی سینی چایی فرود اومد و چاییه ریخت رو زمین و من و خانومه .
حالا چون در تا ته باز بود همه دید کامل به اتاقو داشتن . حالا حرکات منو خانومه .
من : داد میزدم یا خود خدا به خدا غلط کردم دیگه بالانس نمیزنم . باسنم میسوزه . واییییییییییی نکنع بی باسن بشم :(((
خانومه هم هی چادرشو عین رقص عربی بالا پایین میکرد دور خودش میرقصید و جیغ میزد کع جیغاش بیشتر شبیه کِل کشیدن شد (:

  252605

یه بار مریض شده بودم شدیییید و بعد از چند روز غیبت بالاخره رفتم مدرسه. دبیر ریاضیمونم گفت تو کجا بودیی و چرا نیستی دیگه و این حرفا .منم که ای کاش لال میشدم و سکوت میکردم گفتم حالم بد بود و سرم زدم ....تا اینو گفتم یکی از بچه ها گفت :اگه راست میگی "ســـوراخاتو نــشون بده ببینیم"!
هیچی دیگه آبرو نموند برام جلوی دبیرمون که آقا بود وکلی هم باهاش رودروایسی داشتم :/
از اون موقع بچه ها بهم میگن بــــهــار ســـوراخ !o-O

  252595

آقا یه بار بازی استقلال و پرسپولیس بود عمه ی منم که خدای سوتی
خلاصه یه بازیکن تیم ما توپ رو خراب کرد عمه ی منم خواست بگه من که منگلم میفهم اینه بازیکنه نمیفهمه؟
که یهو گفت من که منگلم نمیفهمم؟؟؟


من—_—

  252582

دارم نماز می خونم یکی زد رو شونم . میگه داداش قبله چند درجه اینورتره .

انگار میخوام واسه خدا کرنر ارسال کنم :)

  252572

شامپو بره تو چشمم اگه دوروغ بگم .
مامانم داشت کیک درست میکرد . رفتم کنارش . لپشو بوس کردم . یهو تخم مرغ از دستش افتاد . واکنش مادر گرام رو داشته باش :
بترکی دختر . تخم مرغو شیکوندی . حالا مجبوری خودت جمعش کنی یالااااا .
داشتم جمع میکردم داداشم اومد گفت :
چطوری کوزت .
بابام اومد گفت : تو اتاق منم خورده بیسکویت ریخته . بعد تخم مرغا برو اونارو جمع کن .
من: شما منو کجا پیدا کردید ؟ راستشو بگید طاقتشو دارم .
بابای گرام : از تو جوب .
من :D
بابام :)
مامانم D:
داداشم =)
کوزت*_*