تاریخ انتشار : تير 1398
شامپو بره تو چشمم اگه دوروغ بگم .
مامانم داشت کیک درست میکرد . رفتم کنارش . لپشو بوس کردم . یهو تخم مرغ از دستش افتاد . واکنش مادر گرام رو داشته باش :
بترکی دختر . تخم مرغو شیکوندی . حالا مجبوری خودت جمعش کنی یالااااا .
داشتم جمع میکردم داداشم اومد گفت :
چطوری کوزت .
بابام اومد گفت : تو اتاق منم خورده بیسکویت ریخته . بعد تخم مرغا برو اونارو جمع کن .
من: شما منو کجا پیدا کردید ؟ راستشو بگید طاقتشو دارم .
بابای گرام : از تو جوب .
من :D
بابام :)
مامانم D:
داداشم =)
کوزت*_*











.gif)
.gif)