هم اتاقیم میگه بچه که بوده اون درسی که ژاله به گل اب نمیداده وگل پژمرده میشه. این باخودش فکرکرده که چراژاله به گل اب نداده واینقدفکرمیکنه بهش تا به این نتیجه میرسه که برگه این درس روبکنه وبندازه دوروهمین کارم میکنه..
بعدمعلمه میاد ازاین درسه بهشون دیکته بگه اینم که نخونده بوده.هی مدادرو رو کاغذفشارمیداده وفکرمیکرده مدادروکه فشاربده خودش مینویسه.میگه هرچی مدادروفشاردادم ننوشت.چندتاضربه هم زدم به سرش باز فایده نداشت. اخرسرمعلمه ازش میپرسه چراچیزی ننوشته.میگه که کتابش این درس رونداره.معلمه هم نگاه میکنه میبینه واقعا نداره. میگه پارش کردی؟ اینم میگه نه از اول توکارخونش اینو نداشته...
خاطرات خنده دار
عاغا من يه روز رفتم خونه خالم بعد دختر خالم خيلى كرموعه خيلى:| از شانس بده منم اون شب باهاش تنها بودم:|
اين خونه رو گرف تاریک کرد:| اول یه کتاب ترسناک درباره جن اورد خوند:| بعد ی فیلم ترسناک گذاشت :| چون نتونستم زیرنویساشو بخونم فقط همین قدر فهمیدم ک یه جن بود ک با اره برقی اینو اونو نصف میکرد:|منم ک مثل سگ از جن میترسم:|
خلاصه موقه خواب شد، این ماسکا هست شبیه صورت ارواحه:| اونو گذاش رو صورتش نصف شب اومد بالا سرم نشست قرآن میخوند،یدفه چشامو وا کردم اینو دیدم ای جیغ زدم ای جیغ زدم فک کردم عزراییله:((( دختره وحشى:((((
امروز داشتم به بچه فامیلمون که کلاس سومه ریاضی یاد میدادم.میخواستم بگم مربع که با زوزنقه قاطی شد شدش مزنقه. من مزنقه رو که گفتم اون پرسید مزنقه چیه دیگه...... منم کم نیاوردم گفتم خاله اینا رو وقتی بزرگ بشی بهت یاد میدن وقتی همسن من شدی. اونم فوری وسط اون همه فامیل داد زد گفت مااااااماااااان مزنقه چیه.مامانش گفت کی بهت گفته اونم گفت خاله ریحانه*خاله ش نیستم* گفتن خاله ریحانه همانا و منفجر شدن جمع همانا.... لامصب تا چند روز افسردگی گرفتم......
خواهر من شش سال پیش یه لپ تاپ خرید ۱۵ اینچ
حالا چند روز پیش من لپ تاپ خریدم ۱۴ اینچ با حدرد یه تومن تفاوت قیمت!!!!!
مامانم امروز گیر داده لپ تاپ تو کوچیکتره چرا گرون تره!!!!!
منo_O
مامانم:-)
دنیای دیجیتال@_@
هیچی دیگه فکر کنم لپ تاپم سکته زد سوخت
امروز سر کلاس چون معلم نداشتیم همچین بزن و بکوبی بودا.منم شدم رهبر بچه ها که یکهو یکی از بچه ها رفت به مدیرمون بگه.مام که مسه سگ از مدیرمون میترسیم.منم کرم درونم روشن شد.به بهانه اینکه برم دنبالش زدم بیرون.2 مین گزشت منم یهو کوبیدم به در کلاس..... یهو کلاس مسله چی ساکت شد منم صدام خیلی شبیه مدیرمونه.شروع کردم به داد و بیداد.بعدش بچه ها شروع کردن که تقسیر ریحانه بود خانم.منم گفتم نخیر ریحانه بچه خوبیه.همه بچه ها سرشون پایین بود که یکی بهم نگا کرد.گفت اینکه ریحانس..... خودتون دیگه تصور کنین قیافه بچه هارو. منم خوشحال و خرسند با کمال ارامش محو شدم. راستی پست اولمه هاااا
نشستیم سر کلاس ریاضی
معلم ریاضیمون میگه بچه ها اندازه پاره تخت b چقدره؟؟!
پاره خط :((
پاره تخت۰_۰
ديـــروز داداشـــم با يه حالت دلسوزانه اي نگـــام كرد و گفت:
"تو خونـــه هم كه هستـــي آرايش كن رويـــا":(((((
رويا زشتـــولك^___^
دیدین بعضی ازدبیراومعلما(تقریباهمشون)آخرسال روزآخرخداحافظی میکنن بابچه ها؟؟؟پارسال دبیرمطالعات مام روزآخراومدخداحافظی کنه گفت اومدیمو من همین فرداافتادم مردم...دوستم سولمازاومدبگه خدانکنه یکم دیرگفت ک معلم رفته بودتوجمله بعدیش گفت:البته حالااومدیمونمردمو هزارسال زنده موندم دست من نیس ک...یهودوستم گف:خدانکنه خانم!!!
هیچی دیگه دبیرمون توافق محوشد...مام همگی باهم وقت دندون پزشکی گرفتیم چون همه میزاودرودیواروتخته رودسته جمعی گاز زده بودیم!!!خخخخ
.
.
.
.
قیافه دبیر:o-O
من:-)
دوستم:-X
بچه ها:-)))))))))))))))
راستی اولین پستمه خیلی وقته میام اینجا پستارو میخونم ولی عضو نبودم
عاقامایه معلم ریاضی داریم یه لحجه داغونی داره حالامن کاری به لحجش ندارم یه مغزداغونی داره پشت هم بهش بگی دوکلمه روبگی مغزش هنگ میکنه بازم من به اونش کاری ندارم این که کدوم دانشگاهم به اون مدرک داده هم کاری ندارم
عاقااین بااین مغزش بایدمیرفت معلم اول ابتدلیی میشدنه نهم حالااونم کاری بهش نداریم ولی ناموسن جایی روکه سالی چهارهزاربارمیری رودیگه باهم قاطی نکن امروز داشت میرفت اومدمارودعوا کنه برگشته میگه ای وای چی میکنین شماهم یه ریزفقط بخندیم پاش گیرکردبه میزش نزدیک بودبامغزبره توزمین حالااینم میگیم واس همه پیش میادآقاازکلاس رفته بیرون نمیدونه ازکدوم طرف بره دفتراول رفته راست بعدرفته چپ رفته دفتر
به نظرشماحق این بیچاره رونخوردن این جاش توعرش بودنه روفرش حقش بودسهمش بود
من به شخصه ازش معذرت میخوام بابت این که این جاکنارماس
اگه میخوای چنین معلی گیرت نیادبکوب لایکووگرنه دعامیکنم همه معلمات این طوری بشن ازماگفتن
هم اتاقی من تو سوتی دادن استادتمامیه واسه خودش.
میگه ترم یک که قبول شده اومده بوده برا ثبت نام دوست دومادشون چون تواون شهری بوده که این قبول شده اومده دنبالشون که بقولی بشه راهنماشون.
این دوست مام دیده طرف ادم حسابیه به اصطلاح تصمیم گرفته یه جوری مخ طرفوبزنه.
اومده برداشته به طرف برای اولین بار اس ام اس داده که سلام کتاب اندیشه یک رودارین؟؟!!!!!!
حالاطرف واسه خودش مثلامهندسه...
میگم با چه عقلی این پیامو دادی.
طرفم کم محل کرده اصلا جواب نداده..
امروز سر کلاس یکی از بچه ها اومد از جاش بلند شه که سرش خورد لبه ی پنجره
معلم پرسید چیزی شده اونم گفت اقا میسوزه
بعد دستشو زد به پشت سرش وقتی دستشو اورد دید قرمزه
چنان با جیغ و داد گفت خون خودش که از حال رفت هیچ منم از شدت خنده غش کردم
شما هم وقتی شبا
یهو از خواب بیدار میشید
گوشیتونو با یک چشم چک میکنید !؟
بخونیدباحاله
بادوستم رفتیم سر کلاس ریاضی1دوستم رفت ته کلاس نشست منم بعدش واردشدم ودیدم که هرکدوم ازدختراوپسرامشغول یه کارین.باماژیکی که تودستم بودچندبارزدم به وایت بوردوهمه برگشتن،با صدای بلندگفتم بشینیدسرجاهاتون.ازیکی ازدانشجوهاخواستم یه برگه آچاردربیاره و اسماشونوروش بنویسن وشروع کردم به صحبت کردن.
من:توی این کلاس نظم برای من ازهمه چیزمهمتره،توکلاسای من هیچ وقت ازگوشیاتون استفاده نمیکنید.
ترم یکیا:@@ @@ @@ @@ @@
دوستم ته کلاس:خخخخخخخ
بازم من:تا وقتی من سر کلاسم کسی ازکلاس خارج نمیشه و بعدازمنم کسی حق اومدن به کلاسو نداره.یدفه دربازشدویکی اومدتو.
من:آقاازجلسه بعدتشریف بیارید.
اون:استاد بخدا جلسه اوله،ازین به بعدزودترمیام
من:اینجادانشگاست،مهدکودک نیست هر وقت بخاید بیاید،ازجلسه بعد زودتر بیاید.(خودشو کشت ولی راش ندادم)
لیست اسامیو برداشتم که یه نفر تیکه انداخت:ارتش که نیست
برگشتم(بااخم شدید):کی مزه انداخت؟
دانشجو هااز ترس جیکشون درنمیومد.
چندبار سرمو تکون دادم و گفتم دونمره ازامتحانتونوکم میکنم یادبگیریددیگه مزه نندازید.(شروع کردن به التماس کردن و دوست مزه پرانشونو مثل کلم فروختن.منم نامردی نکردم گفتم وسایلتوجمع کن برودرسو حذفش کن)
مزه پران:استادتوروخدامن که چیزی نگفتم.استاددیگه حرف نمیزنم(بعداز کلی التماس دلم واسش سوخت بهش یه پروژه دادم بره انجام بده جلسه بعد بیاره ولی ازون دونمره کم کردم ازکل کلاسم یه نمره)
دانشجوها:@@ @@ @@ @@ @@
بازم دوستم اندرته کلاس:خخخخخخخ
یدفه استاداومدتوکلاسومنودیدویه نگاه به کلاسوهمچنین به دوستم که داشت تیکه های صندلیوازتودهنش باخلال دندون درمیاورداندخت.
استادباخنده:بعد از نه ترم هنوز آدم نشدی.
من:استاد یکم دیر تر اومده بودی میفرستادمشون برن.خخخخخ
یه بار سر کلاس ادبیات بودیم ، نمیدونم سر چی شد که یه دفعه معلممون گف : اینجا کلاس درسه ، باید یاد بگیرید، نیومدید کافه گلاسه بخورید که....
بعد یکی از این رفقای ما از اون ور گفت : ما فقط کافی شاپ میخوریم....
یکی دیگشونم گفت : ما هم فقط کافی نت میخوریم...
خیلی دوستای عتیقه ای بودن ، یادشون بخیر.....
رفتم خونه دیدم چراغا خاموشه فط یه نور لایت از پزیرایی میاد
با اهنگ ملایم :0
رو نوک پا رفتم دیدم بعععله
گودزیلاهامون جمع شدن دوبه دو دارن تانگو میرقصن!!!6-تا9 سالن-
اونوقت من قد اینا بودم ی کش شلوار میگرفتم باقی بچهاو مینداختم توش میگفتم:هعی!برو اسب خوبم تازه خریدمت!!
o_O
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531699762










