دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 210739

تاریخ انتشار : آبان 1394

رفتم خونه دیدم چراغا خاموشه فط یه نور لایت از پزیرایی میاد
با اهنگ ملایم :0
رو نوک پا رفتم دیدم بعععله
گودزیلاهامون جمع شدن دوبه دو دارن تانگو میرقصن!!!6-تا9 سالن-

اونوقت من قد اینا بودم ی کش شلوار میگرفتم باقی بچهاو مینداختم توش میگفتم:هعی!برو اسب خوبم تازه خریدمت!!

o_O