دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  210682

بابام از سرکاراومده
گودزیلامون که هشت سالشه تو حمومه
بابام برقو خاموش کرد داداشم داد زد وحشیییییییییییییییی
الهی آب خوش از گلوت پایین نره…
بابام گفت علی منمااااااااا…
اونم رفت درستش کنه گفت اااااااا ببخشید
من فکر کردم شیما بود آخه اونم از این غلطا زیاد میکنه…
خخخخخخخخخخخخخ قیافه بابام در اون لحظه :|
قیافه منو مامانم:))))))))))))))))))))))))))

یکی بیاد منو جمع کنه دارم کیبوردو گاز میزنم….

  210666

کلاس سوم ابتدایی بودم خطمم تو افساید !! تصمیم گرفته بودم یه سرو سامونی به خط داغونم بدم *^_^*
آقا ما نشستیم مشق شب ببنویسیم : سر کشای «ک» و «گ» رو خیلی بلند گذاشتم و همه ی حروفو رو یک خط صاف چیدم ...
فرداش معلممون اومد تکلیفا رو نگا کنه ....
هیچی دیگه تا دفتر ما رو دید یه نگا به ما کرد و یه نگا به دفتر با کتابش چنان کوبید پس کلّم که فک کنم مخچم سه سانت جا ب جا شد 0_o
هر چی میگفت بگو کی مشقاتو برات نوشته هی من از تحول براش میگفتم و قسم و آیه می اوردم که خودم نوشتم هیچی دیگه آخرشم باور نکرد کار خودم بوده منم واسه جلوگیری از خطرات احتمالی ( کوبیده شدن مجدد کتاب بر فرق سرم ) تصمیم گرفتم به همون روال سابق بنویسم ...
بعله و اینگونه شد که اولین شکست زندگیمو خوردم و خرچنگ ها و قورباغه ها هم همچنان به زندگیشون رو برگه های دفتر اینجانب ادامه دادن ...

  210656

چندوقت پیش رفته بودم یک مأموریت مهم که یک جلسه مهم هم داشت. تأخیر زیاد شده بود و وسط جاده اومدم پیاده شم از ماشین که زاررررت یک خورده شلوارم پاره شد. تو اون بیابون نخ سوزن؟
حالا وقت تنگ، شلوار پاره، از اونجام هی زنگ که دیر شد و.... دیگه تصمیم بر این شد که بریم.
رفتیم تو جلسه و همه مدیران اون مجتمع بودن شلوار من با هر تکونی که می خوردم صدای خررررررت بیشتر پاره شدنش میومد. چفت خودمو گرفته بودم که بیشتر پاره نشه ولی به اندازه یک وجب شده بود. بعد از جلسه رفتیم بازدید محوطه با مینی بوووس، هی سوار شو هی بیا پایین، هربار که می خواستم برم بالا می گفت: خ خ خ خ خررررت.
خدا نیاره براتون مردم از خجالت دیگه همه فهمیده بودن و شده بوذم سوژه خنده و می گفتن بی خیال بابا راحت باش. وقتی شب رسیدم خونه از پشت کمر تا زیر فاق شلوارم پاره بود خیییییلیه ها فک کن...

  210649

آخه من نمیدونم شادی های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟

والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم

شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره

که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن D:

  210467

عاقا اونروز داشتم دنبال یه اسم شیک و باکلاس واسه گروه میگشتم با هزار تا بدبختی یکی پیدا کردم. حالا بگین چی؟
میمون های جنگل آمازون. :-/
تازه جالب اینجاست یارو گفته بود ما هفت هشتا گروه با این اسم داریم.
من دیگه حرفی ندارم و از همینجا به اون دوست عزیز خسته نباشید میگم.:-S

  210456

مامان بزرگ من خان زاده است و به شدت معروف به کله شقی(چرا اونجوری نگاه میکنید من اصلا گردن نمیگیرم اخلاقم کپی مادر بزرگمه خخخخخ) پاش خیلی درد میکرد راضی شد امده پیش دکتر من(پستهای قبلیمو بخونید اشنا میشید باهاش یه پیرمرد باحال و شوخه)
حالا هی دکتر به مامان بزرگم میگه:خانوم باید این دارو مصرف کنید
هی مادر بزرگم میگفت:نه نمیخوام
دکتر:پس قرصهای قبلی چطور نوشتن برام
مامان بزرگم:خواهش کردن ازم
منo_O
دکتر@_@
مامان بزرگم:-)
من و دکترo_O
بازم من و دکتر@_@
بمیرم برای دکتره خخخخ

  210450

سلام اسم من عليه واولين پستمه و12 سالمه

اين خاطره ي كه ميخوام براتون تعريف كنم مال تابستونه كه كلاس تقويتي ميرفتم.
يه دوست داريم يه پايه از من بزرگتره خيلي پرته تابستون اون كلاس رياضي ثبت نام كرد ماهم كلاسمون يه ساعت ديرتر بود زود تر ميرفتيم كه يه دست فوتبال بزنيم . وسطاي بازيمون بود يه دفه ديديم عين بز داره ميدوه بقيه هم دنبالشن گفتم چيشده گفت اومدم كلاس رياضي وسطش فهميدم كلاس زبانه در رفتم بقيه هم افتادن دنبالم كه بگيرنم .

اميدوارم خوشتون اومده باشه.
درگذشت هادي نوروزي رو به همه پرسپوليسي ها تسليت ميگم.

  210433

وقتی دوتا دوست میخوان معذرت خواهی کنند و روابطشون رو حسنه کنند همدیگرو بغل میکنند و حرف میزنن
حالا دوست من بخاطر اینکه ازش دلخور بودم و باهاش حرف نمیزدم خواست معذرت خواهی کنه
اینم مراحلش:
از پشت پریده روسرم میگه اگه گفتی من چه خری ام؟؟
بعد دستاشو برداشته و محکم زده به کمرم
بعد پریده بغلم زر میزنه
بعد دوتاییمون باهم شروع میکنیم جیغ زدن
همکلاسی هاهم که این کارهامون عادت دارن هیچی نمیگن
حالا فهمیدین روابط ما چجوری حسنه میشه یا بیشتر توضیح بدم؟؟؟؟؟

  210411

میدونستم بد شانسم اما ولی نه تا این حد
که بیان دستمو بگیرن ببرنم وسط تا برقصم برق بره!

  210402

آقا ما یه رفیق داریم عشق ترسوندنه
و یکی از تفریحات سالمش اینه که وقتی باهمیم و دختر بچه بامزه میبینه رو به من میگه بیا این بچه رو بدزدیم

آقا یه بار تو کوچه تو ماشین نشسته بودیم که یهو دیدیم دختر کوچولوی همسایه از خونشون اومد بیرون و به سمت ما میومد شاد و خندون
که کرم رفیقمون گل کرد و با صدای بلند گفت بیا اینو بدزدیم
آقا دختره اینو شنید سرعتشو کم کرد وایساد یهو زد زیر گریه که منو ندزدید وگرنه به مامانم میگم
منم داشتم فرمونو گاز میگرفتم
خلاصه بچه هه با گریه و حفظ فاصله از اونور کوچه رد شد و رفت سر کوچه
وقتی برگشت ماهم پیاده شده بودیم
طفلک دیدم بستنی خریده واسه خودش
تا مارو دید دوباره زد زیر گریه و گفت : نه تورو خدا منو ندزدید میرم به مامانم میگم
بعد بدو بدو رفت خونشون درحالی که جیغ میزد
آقا ما یه مدت خندیدیم بعد دوتاییمونم دلمون سوخت واسش
فکک کنم بستنی زهرمارش شد
روانی هم خودتونید

  210399

پسرداییم میگفت:وقتی بچه بود شب میخواست بخوابه
موهاشو یه طرف جمع میکرد صاف میذاشت رو بالش بعد میخوابید
که صبح پاشه موهاش مثل موهای سوباسا تو فوتبالیست هابشه.
خخخخ!!!
یعنی ما دهه ی هفتادی ها یه همچنین اُسکلایی بودیم جان تو.

  210370

۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞۩ஜ

♥♥♥ سلام

دیروز بابامو بردم بیمارستان .(پاش ضرب دیده آتل گرفتن پاشو.)اونجا پسر دایی مامانمو با زنش دیدم .نشسته بودن تا نوبتشون بشه.بعد یه خانمه بدو بدو اومد میخواست بره تو پسر دایی مامانمم گفت:خانم نوبت ماست .زنه هم بدونه توجه به اون رفت تو مطب.پسر دایی مامانمم انگار نه انگار که دکتر اونجاست در مطب و باز کرد به خانمه میگه:خانم خیلی بی (خوب برادر من بی چی؟؟؟)بعد یه سری هم از تاسف تکون داد اومد بیرون.حالا من اونجا دارم صندلی های بیمارستانو با اون همه میکروب و آلودگی گاز میگیرم بهش گفتم چی بهش گفتی.میگه هیچی ولش کن از اون بی تربیتا بود .اون وسطم زنش با ناز میگه :چرا گذاشتی بره تو.پسر داییمم میگه ولش کن خانمم معلوم بود از اون بی تربیتاس.





یعنی همچین فامیلای دربو داغونی داریم ما.

  210321

معلم مون میخواست کفش های تون جلو بسته است پاهاتون بیش تر عرق میکنه
گفت:کفش هاتون در بسته است پاهاتون بیش تر عرق میکنه






کفش در بسته:*--*
کفش در باز:*-*
کفش جلو بسته :^----^
علمه ما داریم اخه؟
خودش هم متوجه نشد خخخخخخ

  210315

عاقا اونروز داشتم دنبال یه اسم شیک و با کلاس واسه گروه میگشتم با هزار تا بدبختی و بعد از تلاش های زیاد بالاخره یکی یافتم. حالا اگه گفتین چی بود؟
میمون های جنگل آمازون :-/
بعد جالب اینجاست یارو گفته بود ما هفت هشتا گروه با این اسم داریم.
آقا من به شخصه حرف دیگه ای ندارم.

  210307

تولد دوستمون بود
بهش میگیم کادو چی گرفتی یه غم خاصی امد تو چشاش؟!
بعد کلی اصرار گفت:هیچی دیشب برام تولد گرفته بودن همه خاله ها و دایی ها و عموها و عمه ها بودن خانواده نامزدمم بودن ,مامانم یه تراول پنجاهی به عنوان کادو گذاشت رو میز بلافاصله بعدش بابام یه تروال صدی گذاشت ,کلی ذوق کردم امدم برش دارم بابام زد رو دستم تروال پنجاهی رو برداشت,کلا با خاک یکسان شدم
بابای دوستمون:-)
خود دوستم:-(
فامیلاشون:-D
نامزدشo_O
ماها@_@
خو پدرهای محترم نکنید بچه افسرده شد خخخخخخخ