امروز سر کلاس چون معلم نداشتیم همچین بزن و بکوبی بودا.منم شدم رهبر بچه ها که یکهو یکی از بچه ها رفت به مدیرمون بگه.مام که مسه سگ از مدیرمون میترسیم.منم کرم درونم روشن شد.به بهانه اینکه برم دنبالش زدم بیرون.2 مین گزشت منم یهو کوبیدم به در کلاس..... یهو کلاس مسله چی ساکت شد منم صدام خیلی شبیه مدیرمونه.شروع کردم به داد و بیداد.بعدش بچه ها شروع کردن که تقسیر ریحانه بود خانم.منم گفتم نخیر ریحانه بچه خوبیه.همه بچه ها سرشون پایین بود که یکی بهم نگا کرد.گفت اینکه ریحانس..... خودتون دیگه تصور کنین قیافه بچه هارو. منم خوشحال و خرسند با کمال ارامش محو شدم. راستی پست اولمه هاااا
نمایش مطلب شماره 210838
تاریخ انتشار : آبان 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
51792
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531701738
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531701738










