ZHRW
اغا ساپورت قرمز خال خالی خانجونم تو حلق اصغر اغا همسایمون اگه دویوق بگم
خواهرم دو سالش میشد،تازه حرف زدن یاد گرفته بود
یه شب بابام ماموریت بود مام خونه تنها بودیم،مامانم برگشت بهمون گف:به نظرتون شام چی درس کنم؟
اغا میدونین ک لامصب از هزار تا سوال دیفرانسیل و انتگرال سختر بود:|
ب ته دیگ ماکارانی قسم ،یهو این دراکولا (گودزیلا رو رد کرده این:|)برگشت گفت:برو تو گوگل سرچ کن یه چی پیدا میکنی دیگه^-^
منo_O
مامانم:||
خاطرات خنده دار
اقا خواهرم خيلي دستمال ميريزه اينور اونور بعد مامانم برگشته ميگه اينو اوردن دادن به من دستش دستمال بود خودش تو اشغال
امروز رفتم فنی حرفه ایی امتحان عملیه فوتوشاپ بدم
یه کارت ویزیت دادن خیلی سخت بود منم بلد نبودم بزنم یدفه یه فکر خبیثانه ایی زد به سرم یکم با سیستم ور رفتم بعدش زدم ری استارت شد بعد به مسئولش گفتم:اعععععععععع من هرچی زدم بودم پرید و از اونجایی که وقت نداشتم گفت ادامشو بزن منم زدم و قبول شدم خخخخخ
یه کتاب بود بزم شاعران. من تا هشت سالگی نمیفهمیدم چرا یکی باید از طریق یه کتاب قطور به شاعرا اعلام کنه که بزه ! :|
خواب بودم مامانم بیدارم کرد گفت برو دم در ببین کیع رفتم دیدم پسر همسایمونه گفت سبزی خردکن دارید منم گیج خواب بودم گفتم برقی میخاید یا گازی!!
پسرع ب وضوح گوجه شد
از اونموقع واسمون اش میاره!!
ZHRW
اغا مدرسه بودم،ما یدونه ازین ناظمایی داشتیم ک خیلی ب لاک و اینا گیر میدادن،حالا دوستم یادش رفته لاکشو پاک کنه اومده مدرسه بعد ناظمم بهش گیر داده،زنگ بعد دوستم ب دلایلی نا معلوم کمرش شدییییییدا درد میکرد تا حدی ک اشکش در اومده بود
حالا ناظم مام اصلا نمیدونست ماجرا چیه همینجوری عین نخود هر آش اومده میگه :ببین!لاکه داره سنگینی میکنه ب کمرت فشار میاره!!!!!
آغا مارو میگی داشتیم تکنو میزدیم از خنده
اخه لامصب خوب نمیدونی قضیه چیه چرا الکی خودتو عن هر اش میکنی اخه؟:)))))
ماo_O وسپسXD
دوستم اول:-@ وسپس:|
ناظم:-Q
والا با این کاراشون#_#
نتیجه گیری اخلاقی:ساپورت قرمز خال خالی خانجونم تو حلق اصغراغا(همسایمون )
بچه بودم مامانمو اذيت ميكردم يه بار گرفت خوابيد گفت من مردم منم باور كردم زدم زير گريه
حالا چندوقت پىش ابجيم اذيتش كرد دوباره خوابيدگفت من مردم ابجيمم دست كرد تو چشمش مامانم تا يه هفته ناله ميكرد از درد
وقتي بهش ميگم گودزيلا دلم واسه گودزيلا ها ميسوزه
اقااا چند وقت پیش یه بچه مارمولک خیییلی کوچولو اومده بود تو اتاق!
من و ابجیمم منتظر بودیم تا بابام بیاد بکشتش(خخخ)
.
.
.
.
.
.
تو همین فاصله ابجیم گفت:فکر کنم چون مامان و بابای مارمولکه رو کشتیم باهامون لج کرده!!!
.
.
.عرضم به خدمتتون که ابجیم ده سالشه....
من°_°
مارمولکه @_@
پلنگ صورتی^_^ میدونم ربطی نداشت : دی
ی پسر عمه دارم گوجه میخوره 2 روز دستشویی اسکان میکنه.
از دور گوجه نشونش بدی دل درد میگیره خخ
بچگیام وقتی یکی میگفت نیم سکه یا ربع سکه خریده فکر میکردم میرن طلافروشی طلافروشه سکه تمامو مثل پیتزا قاچ میکنه میده به مردم خخخخخخخ
بچه که بودم،بعد مدرسه بابام میومد دنبالم
یبار که زنگ آخر خورد ،دیدم یکی با پیراهن یاسی تو ماشینه ،منم گفتم لابد بابامه دیگه،رفتم درو عین خر باز کردم عین گاوم بستم ،بعد اومدم سلام کنم یهو با دومتر ریش و یه جفت چشم0_0 اینجوری روبرو شدم،سریع پریدم پایین بعد یادم افتاد ما نیسان نداریم که اصلن^_^
ینی ملاکم واسه تشخیص بابام پیراهنش بودهـ فقط:D
Abas_m223
دیشب از سرکار برگشتنی منتظر ماشین بودم برگردم خونه ی پراید جلوم وایساد تا یارو رو دیدم یادم اومد دوسه ماه پیش سوارماشینش شده بودم و کلی برام از خودش گفته بود و سوال پیچم کرده بود!خلاصه سوارشدنی سلام کردم و شیطونیم گل کرد گفتم ی کم ایستگاه بگیرم
_سلام جوون چرا انقد خسته به نظر میای؟
من:بله آقا کارم خیلی انرژی میگیره خسته کننده س
راننده:خسته نباشی کارت چیه؟
من : شغل ما به صورت موروثی طالع بینی و فال گیری و پیشگویی شرکتهای ایستگاهیه!
_والا من که به این چیزا اعتقاد ندارم همش چرته
(ی نگاه چپ چپ بش کردم و گفتم):
48سالته ، قبلا وضعت خوب بود الان مستاجرشدی،ی پسر و ی دختر داری
که پسرت معتادشده و دخترتم دانشجوعه ، خانومتم میخاد طلاق بگیره، اینا رو گفتم که دیگ توهین نکنی الانم نگه دار پیاده میشم!!!
راننده در حالی که تعجب کرده بود گفت: آقا غلط کردم همه حرفات درست بود توروخدا الان ی ذکری بگو درست بشه کارم!!! ی چند لحظه نگاش کردم ی کاغذ از جیبم در آوردم فوتش کردم و گفتم: برای حل مشکلت باخانومت 3باربگو همخواب رقیبانی و من خواب ندارم ایشالا اوکی میشه(بیچاره3بار گفت:)
حالا برای رفع اعتیاد پسرت 3باربگو:
بچه بودیم قوطی بودیم بزرگ شدیم دودی شدیم(بازم گفت)
خنده م گرفت سرمو انداختم پایین گفت چرا میخندی؟
گفتم من باید بخندم تا ذکرا اثر کنه، حالا واسه موفقیت دخترت یه چیز مینویسم بده همراش باشه(کیپ کام آی ام کویین! :)
بعدفوت کردم سمتش گفتم حالا میخای مسافر گیرت بیاد زیر لب بگو زلاتان ابراهیموویچ و هرکس سوارشد بش بگو سلام بر ابراهیموویچ آقا یه 50 متر جلوتر یکی سوار شد بهش گفت سلام بر ابراهیموویچ من منفجر شدم،واس اینکه تابلو نشه چندتا فوت کردم گفتم قبول باشه و پیاده شدم!:)
اقا بابای من مدیر ساختمونه بعد فته واسه پایین موتور خونه توری خریده بعد
زنه همسایه بالاییمون اومده پاره کرده توری بدبختو بعد بابامو دیده میگه من از این توری ها نمیخوام
اخه خواهر من مگه برا تو خریدیم کی میای پاره میکنی
توری.........
°•••°°•••°•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°°•••°°•••°°•••°
یِکیَم نوشته بود
کیــا رستمی رفـت تا خـیـلـیـا زنده بمونن -__-
همون لحظه خدا و عزراییل در حال ناهار خوردن , قـاشق به دست زُل زدن به دوربین کُنج اتــاق :|
یادمه منو دادشم کوچیک بودیم،داداشم رفت تو حیاط منم رفتم دنبالش که دیدم داره با یه شمع بازی میکرد،منم رفتم پیشش که موهام باز بودن نمیدونم چی شد که یدفعه موهام آتیش گرفتن منم هی جیغ میکشیدم میرفتم داخل که مامانمو بگم مامانم تا دیدم اومد دنبالم هی میزد تو سرم خاموش بشه.یعنی ۱۰ سال از این ماجرا میگذره ولی وقتی یادش میوفتم خندم میگیره.
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589352










