دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 223650

تاریخ انتشار : مرداد 1395

بچه بودم مامانمو اذيت ميكردم يه بار گرفت خوابيد گفت من مردم منم باور كردم زدم زير گريه
حالا چندوقت پىش ابجيم اذيتش كرد دوباره خوابيدگفت من مردم ابجيمم دست كرد تو چشمش مامانم تا يه هفته ناله ميكرد از درد
وقتي بهش ميگم گودزيلا دلم واسه گودزيلا ها ميسوزه