دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 223596

تاریخ انتشار : مرداد 1395

بچه که بودم،بعد مدرسه بابام میومد دنبالم
یبار که زنگ آخر خورد ،دیدم یکی با پیراهن یاسی تو ماشینه ،منم گفتم لابد بابامه دیگه،رفتم درو عین خر باز کردم عین گاوم بستم ،بعد اومدم سلام کنم یهو با دومتر ریش و یه جفت چشم0_0 اینجوری روبرو شدم،سریع پریدم پایین بعد یادم افتاد ما نیسان نداریم که اصلن^_^
ینی ملاکم واسه تشخیص بابام پیراهنش بودهـ فقط:D