a

asra

@اسی نفس · ۴۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۱ رأی)

A
A:H ۷ سال پیش
جوک

الان تو فضای مجازی همه دارن پست میزارن ک مردم اینقد مواد غذایی نگیرید و احتکار نکنید و عامل اصلی گرونی مواد غذایی همینه بد خودشون ی ربع بد تو مغازه سی و چهارتا رب بر میدارن و ب فروشنده میگن حاجی دیگ نداری وقتی فروشنده میگ ن وحساب میکنه براشون ی فحش میدن ب دولت و میرن
دیدم ک میگم

A
A:H ۷ سال پیش
جوک

ی بار موقع مدارس زنگ تفریح ما تو حیاط بودیم منم مشغول زور زدن برا خوردن اون میوه ته رانی بودم یکی از دوستامم داش میگفت چ بوی بدی میاد منم ک کلا تو حسرت اون تیکه اخریه بودمو ناامید شده بودم رفتم قوطی و بندازم تو سطل اشغال یهو دوستم داد زد برو بچ فلانی سریع محل و ترک کرد و مارو گوزو فرض کردن
از همینجا ب اون دوست عزیزم میگم ایشاا... تو عروسیت جبران کنم

A
A:H ۸ سال پیش
جوک

ی مجری خارجی صحنه روشن کردن فندک برای اتیش زدن پرچم امریکارو نشون میداد و میگفت ک اینا حتی بلد نیستن فندک روشن کنن چطوری میخوان بمب اتمی بسازن؟!
اشک تو چشام جمع شد و در حالی ک ب افق خیره شده بودم گفتم لعنتی تقصیر اینا نیس تقصیر تلگرامه اینا دارن واسه هشتاد میلیون تصمیم میگیرنا!!!!!!!!!!!!!

A
A:H ۸ سال پیش
جوک

ی روز ساعت هشت سر کلاس ریاضی بودیم دبیرمون داشت ی سوال مسخره طولانی و حل میکرد منم کم کم داشت خوابم میبرد یکی از برو بچمون گفت خانوم از این سوالا تو امتحان اگ اومد همه راه حل و باید بریم راه حل کوتاه تر نداره دبیرمون گفت از این سوالا نمیدن مگ اینکه طراح مریض باشه ک همچین سوالی بده منم ک حواسم نبود طراح خود دبیرمونه یهو گفتم اگ مریض بودو داد چی یهو دبیرمون برگشت گفت طراح خودمم قول میدم از این سوالا ندم خوبه؟؟؟!!!!!
منم ک تازه فهمیدم چی گفتم تا اخر زنگ ب افق خیره بودم

A
A:H ۸ سال پیش
جوک

با نامزدم داشتم میحرفیدم بابام صدام زد منم میخواستم سری قط کنم واسه همین گفتم اس میدیم باشه( یعنی برو) یهو گفت اینهمه حرف زدی باز‌میخای اس بدی و خودش ترکید از خنده یعنی با خاک یکسانم کرد دیگ اون ادم سابق نشدم بد ک بهش میگم من اگ شانس میداشتم اسمم الان شمسی بود میگفت اشکال نداره من بهت میگم شمسی
هرکی موافقه اینو باید بادیوار یکی کرد بلایکه!

A
A:H ۹ سال پیش
جوک

قدیما بهتر بود حداقل ی صفحه درس میخوندی بد خوابت میگرفت الان تا میایم اراده کنیم کتااب و برداریم خوابمون میگیره بدک گوشیو ب نیت تنظیم آلارم برمیداریم ی کمکیم بقیه جاهاسرک میکشیم سرمونو میاریم بالا میبینی�
۳ساعت گذشت
وهمچنان این چرخه ادامه دارد

A
A:H ۹ سال پیش
جوک

ادامه ماجرای سبزی خردکن:
همین گل پسری ک جلوش سوتی دادم دیروز اومد اجازه بگیره براخواستگاری منم مونده بودم چی بگم خواستم بگم من قصد ادامه تحصیل دارم گفتم ن بزاربگم قصد ازدواج ندارم دیدم داره نگام میکنه هول شدم گفتم من قصدادامه ازدواج دارم!!!!
ایندفه سرشوانداخته بود پایین و شونه هاش میلرزید
یعنی دلقک نشده بودیم ک شدیم

A
A:H ۹ سال پیش
جوک

رفته بودیم روستابراتفریح اونجام مردم هر روز ی بار پمپ و روشن میکنن تا تانکرای خونشونو پر کنن اب مایحتاج ازهمون تامین میشه
تااینک خونمون ی اقای خرپول دعوت بودشب موند
صب ک بیدارشدم مامانم گفت همون اقاهه رفتهwcاماتانکرخالی بوده گیرکرده بود
خیلی ناراحت شد�
ن واسه مرده
واسه اینک نشد ازش بپرسم ی افتابه اب بهتراست یا ثروت!!!!

A
A:H ۹ سال پیش
جوک

سوتی من و دوس تان
فاطی: داشتیم تو جاده باماشین راه می رفتیم«مدل جدیدن با ماشین شون راه میرن »
خودم: هیچکس دسپخت مامانم نمیشه«ازبس ک خوش مزه اس ارزشش برام مث ی انسان جون خودم خخخ»
باز خودم:داشتم شعر میسرودم ب جای قافیه گفتم داشتی قیافه رو «از بس ک من هنرمندم»
الی:بی درک ک ناراحت شد«بجای بدرک جز گویشای جدیده»
سوتیم سوتیای خودم خخهه