تو استان گیلان بندر کیاشهر یه پل چوبی قبل دریا هستش که از وسط یه مرداب میکذره(فکر کنم بعضی ها رفته باشن) از داخل این مرداب صدای پرنده و قورباغه و... میومد.منم یه صدای قناری داشتم تو گوشیم کرمم گرفت اینو گذاشتم صداشو تا ته بلند کردم آقا همه داشتن این ور اونور نگاه میکردن دنبال قناری دیگه ما هم پل چوبی رو گاز گرفتیم افتادیم تو مرداب!
خاطرات خنده دار
اقا به من ربطی نداره دلشو نداری نخون..........با مخاطب خاصم بیرون بودم جاتون خالی بستنی گرفتم بخوریم منم سرما خورده بودم ابریزش بینی داشتم هر لیسی که میزدم میگفتم ترشه چند بار که گفتم شاکی شد گفت کجاش ترشه اخه گفتم اخه چیکار کنم واسه من ترشه خب.بخدا ترش بود.....لایک نمیزنی نزن فوش هم نده
یسال با خانواده خالم رفته بودیم عید دیدنی خونه فامیلمون این فامیلمون عادت داره با هرکس نیم ساعت احوالپرسی میکنه ...
با همه احوالپرسی کرد رسید به پسر خالم که کنار من نشسته بود از پسه جواب دادن اون همه حالو احوال بر نمیومد دیدم داره زیر لب داره از 1 تا 20 اروم اروم میشمره که دهنش تکون بخوره مثلا داره جواب میده خیلی طبیعیم داشت سرشو تکون میداد یعنی من غش کردم از خنده سریع محیطو ترک کردم:)
فکو فامیله فیلمه داریم ما.....
شروع تایپ این پست پس از 42 دقیقه و37 ثانیه و18صدم ثانیه خندیدن تا مرز گریه(من همیشه موقه خنده هم اشکم در میاد !!)آغاز شد:
ابتدایی بودم فکر کنم دوم؛یه کلاس پنجمی بود خیلی بچه ها رو اذیت میکرد،منم مثتسنا(به قول داداش حبیب خیلی از این کلمه خوشم میاد:)نبودم حالا یه روز تبق معمول منو دوستامو ازیت کرد(تیکه میپروند دیگه!!)منم کلی شیر شده بودم اونروز یه جوابی بهش دادم.ولی اون ساکت شد جواب نداد>
منم خوشحال، که این کم آورده با صدای بلند داد زدم :هه هه جواب ابلهان خاموشیست:))
خوب بچه بودم نمیدونستم معنی دقیقشو :))
البته بگما اون موقع زایع نشدم همشون عین خودم خنگ بودن:))
یعنی خدا نکنه کسی مثل من اینجور ضایع شه... به یه بنده خدایی گفتم بابات چه کاره اس؟ گفت ت ایان خدرو کار میکنه منم نه ذاشتم نه ورداشتم گفتم خدا بگم باباتو چیکار کنه که انقد پرایدو گرون کرد اغا طرف از خنده شد رنگ سایت4جوک. هیچی دیگه خیلی شیک و مجلسی سعی کردم خودم برم محو شم. یعنی ملت با من شدن 70 میلیون. چیه خو اینجور نگا میکنی تو هم یاد بگیر سوتیا خودتو بیار بنویس نه منتظری ا فک و فامیلت سوتی بگیری تند تند بیای بذاری اینجا. خخخخخخخخخخ
آقا ما یه کتابخونه داریم تو دانشکده که یه دستشوئی هم بغلشه!قبلا رو درش نوشته بودن آب قطع است!!!بعد کاغذشو عوض کردن نوشتن آب ممکن است قطع باشد!!!!!!آخه بعضیا میرفتن تو وقتی میومدن بیرون با پاهای به عرض شونه باز راه میرفتن!!!
حالا همه ی اینا به کنار وارد دستشوئی که میشی نوشته سکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
موندم منظورش دقیقا از سکوت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واسه مسابقه سرود گروه مدرسمون رفتیم مرکز استانمون ایلام.دوم شدیم با اختلاف نیم نمره خلاصه در راه برگشت همه تو اتوبوس بودن یه دفعه من گفتم بابا این راننده خلوچل معتاد هم اعصاب ما رو خورد کرده همش مرض میکشه!!!تو نگو رانندهه تو ماشینه من ندیده بودمش.
بیچاره حرفی نزد...!
من:(oاo)
بچه ها:(@!@)
راننده بیچاره این وسط(0.o)
بعدش منم خودمو زدم به خواب تا رسیدیم به شهرمون وقتی واستاد با سرعت نور فرار کردم رفتم عمود ختم بخیر شدم.
مامانم داشته خونه رو تکون میداد یه هندزفری پیدا کرده، اومده میگه ببین این "هس پیری" ماله کیه؟
گفتم:جااااانم، چی؟
باز گفت ببین این "هس پیری" ماله کیه؟
دید من دارم میخندم گفت:پس چی؟؟؟؟
گفتم: هندزفری مادر من،هندزفری
بنده هم که دیگه خنده ام قطع نمیشد مامانم عصبانی شد گفت: خوبه خوبه، یادش نیست بلد نبود حرف بزنه خودم یادش دادم،نیشم یهو بسته شد، تا حالا نه اینجوری قانع شده بودم نه اینجوری ضایع...
آخه مادر من چرا تو ذوق جوون مردم میزنی؟؟؟؟؟؟خب همین کارارو میکنید آدم میره، میره،میره... راستی جایی هم نداریم بریم، جایی نمیره ولی افسردگی مضحک که میتونیم بگیریم...
دوستای عزیزم، بین خودمون بمونه ولی فکر کنم تحریم ها روی منم تاثیر گذاشته، از شما چه پنهون تازگیا وقتی با هزار زور از لپ تاپ(لب تاب؛ لپ تاب؛ لب تاپ)دل میکنم و میخوام خاموشش کنم اول همه ی برنامه هارو میبندم و بعد زل میزنم به صفحه منتظر میشم خاموش بشه غافل از اینکه هنوز شات داون نکردم... بعضی وقتا هم فکر میکنم یه بلایی سرش اومده که خاموش نمیشه...
آیا(اصرار نکنید، عمرا بگم عایا) من فقط افسردگی مضحک دارم یا شما هم اینطورین؟؟؟؟؟؟؟
تو کتاب ادبیاتمون یه جا نوشته بود "نجابت الفاظ" که استادمون ازش ایراد گرفت و گفت یعنی چی؟! من گفتم شاید منظورش عفت کلام بوده! چند روز بعد دوستم یه حرفی زد می خواستم بگم عفت کلام داشته باش گفتم نجابت الفاظ داشته باش!!!
دوستم O - o
من :-))))))
نجابت الفاظ :-((((((
إ يعني واقعا دارم تو 4jok مطلب ميزارم آآآآآآآآآآآآ عجب توهمي دارم ميرم افق محو شم فعلا خدا باي باي نگهدار !!!
راستي اولين پستمه تا از افق برگردم ببينم چن تا لايك زديد .
دیروز یکی از دوستی بابام برای اولین بار اومده بودن خونمون.این برادره ماهم جوگیر جلوی دخترشون ادای پسرای متشخصو (فهمیدین املام خوبه ؟)درمیاورد.حالا هی این جلو دختره چاخان میگف من ضایش میکردم(آخه داداش من تو معدل این ترمت چند شد جدا؟یه چی بگو به قیافت بیاد!!)
تا این جا که همه چی داش خوب پیش میرفت که ناگهان داداش کوشولوی ما(5سالشه) وارد شد.رفت دو تا پرتغال گرفت از ده ناحیه سوراخشون کرده!!مامانم که دید خرابکاریاش داره شروع میشه : آراد جان نمیری بازی کنی؟ داداشم:نیمیخام:(خلاصه بعد از چن دقیقه بلند شد رفت.همه یه نفس راحت کشیدیم که دوباره بایه کاسه و نون برگشت!!!رفته آب پرتغالو با خیار ریز شده ریخته تو کاسه داره عین قحطی زده ها با نون میخوره!!!ینی دهن دختره باز مونده بود:0 .مامانم آمپرش زد بالا بایه لبخند زورکی : عزیزم این چه کاریه گشنته مگه ؟؟ گودزیلا:تو که غذا دلست نمیتنی همش میگی مدرسه بودم خستم!!!من داشتم از خنده میترکیدم:)(مامان جان شما باشی که دیگه به ما گشنگی ندی!!)
ینی هر چی داداش بزرگم جلو دختره کلاس گذاش دود شد رفت هوا!!!
آقا یه دفعه بنده خدایی اومد دم منزل ما با بابام کار داشت,بابای منم رفته بود دکتر.طرف پرسید بابات هست؟گفتم نه رفته دکتر,دوباره پرسید:همراه داره؟گفتم نه خودش تنهایی رفته!!!هیچی دیگه نگو اون بدبخت منظورش تلفن همراه بوده@@بعد که فهمیدم چه قافی دادم تصمیم گرفنم ریزگرد بشم برم هوا,ولی حیف که اون موقع ریزگرد اختراع نشده بود!!!
:))
:-)
گودزیلا نی نی ما (بچه خواهرم) هلاک کامپیوتره اما فقط بلده خاموش روشن بکندش و هی دکمه های کیبوردو بزنه.انقد بهش گفتم دس نزن و زده که آخرسر دیگه جدی شدم و برگشتم بهش گفتم به لپ تاپ من دس نزن خراب میشه و اونم که گودزیلا!گفته مال منه و هی من گفتم مال منه و اون گفته....
منتها چون بچه اس و تخیلاتش در حد هایپره دیگه خودشم باورش شده حرفش.
یکم پیش اومده تو اتاق و دیده پای لپتاپم با صدای بلند میگه خاله چرا بی اجازه لف تاب!!! منو برداشتیییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و قصه شرو شده باز.........
ولی با همه گودزیلا بودنش عاشقشم.
یه استاد داریم اصن رو مخ ادم انواع رقص های محلی رو انجام میده کلاسش هم تا پاسی از شبه البته بدون شربت و شیرینی بعد کلی چرت و پرت میگه اخرش نیم ساعت مونده به پایان کلاس میگیم استاد خسته نباشید این عوضی سادیسمی هم از اون جایی که نمیخواد بذاره ما بریم هر چی که از اول درس داده رو دوره میکنه بعدم بهمون مقش شب میده منشور سازمان ملل تو عنبیه ی چش راستم اگه دروغ بگم بعدشم که کلاس تموم میشه و ما میریم تازه خودش وایمیسه به تخته پاک کردن فک کنم تو خونه با زنش مشکل داره دلش راضی نمیشه بره تو اغوش گرم خانواده
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532189519










