دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 54815

تاریخ انتشار : اسفند 1391

شروع تایپ این پست پس از 42 دقیقه و37 ثانیه و18صدم ثانیه خندیدن تا مرز گریه(من همیشه موقه خنده هم اشکم در میاد !!)آغاز شد:
ابتدایی بودم فکر کنم دوم؛یه کلاس پنجمی بود خیلی بچه ها رو اذیت میکرد،منم مثتسنا(به قول داداش حبیب خیلی از این کلمه خوشم میاد:)نبودم حالا یه روز تبق معمول منو دوستامو ازیت کرد(تیکه میپروند دیگه!!)منم کلی شیر شده بودم اونروز یه جوابی بهش دادم.ولی اون ساکت شد جواب نداد>
منم خوشحال، که این کم آورده با صدای بلند داد زدم :هه هه جواب ابلهان خاموشیست:))
خوب بچه بودم نمیدونستم معنی دقیقشو :))
البته بگما اون موقع زایع نشدم همشون عین خودم خنگ بودن:))