تاریخ انتشار : اسفند 1391
یه استاد داریم اصن رو مخ ادم انواع رقص های محلی رو انجام میده کلاسش هم تا پاسی از شبه البته بدون شربت و شیرینی بعد کلی چرت و پرت میگه اخرش نیم ساعت مونده به پایان کلاس میگیم استاد خسته نباشید این عوضی سادیسمی هم از اون جایی که نمیخواد بذاره ما بریم هر چی که از اول درس داده رو دوره میکنه بعدم بهمون مقش شب میده منشور سازمان ملل تو عنبیه ی چش راستم اگه دروغ بگم بعدشم که کلاس تموم میشه و ما میریم تازه خودش وایمیسه به تخته پاک کردن فک کنم تو خونه با زنش مشکل داره دلش راضی نمیشه بره تو اغوش گرم خانواده











.gif)
.gif)