تاریخ انتشار : اسفند 1391
واسه مسابقه سرود گروه مدرسمون رفتیم مرکز استانمون ایلام.دوم شدیم با اختلاف نیم نمره خلاصه در راه برگشت همه تو اتوبوس بودن یه دفعه من گفتم بابا این راننده خلوچل معتاد هم اعصاب ما رو خورد کرده همش مرض میکشه!!!تو نگو رانندهه تو ماشینه من ندیده بودمش.
بیچاره حرفی نزد...!
من:(oاo)
بچه ها:(@!@)
راننده بیچاره این وسط(0.o)
بعدش منم خودمو زدم به خواب تا رسیدیم به شهرمون وقتی واستاد با سرعت نور فرار کردم رفتم عمود ختم بخیر شدم.











.gif)
.gif)