دیشب بچه خواهرم3سالشه"گودزیلایییی کامل"اومده بودخونمون دیروقت بود ساعت2شب-بش گفتم زنگ بزنم بابات بیاد دنبالت گفت نه من اصلا نمیرم خونمون اصلاننننننننننننننننننن-خیلی هم رو کلمه اصلا تاکیدمیکرد اغامام پیش خودمون گفتیم حتمامیخوادبمونه دیگه گریه م نمیکنه-مام ساده =شماره مامانشوگرفتیم دادیم دستش گفتیم خوب بش بگو ک نمیای= اونم گوشیوگرفت گف الوووووووووووسلام مامان ب ب ا ب ا ب گ و ب ی ا د دن ب ا ل ممممممممممممممممممممممم-دیگه نمیدونستیم بخندیم یا تعجب کنیم یا از سادگی خودمون دنبال افق بگردیمممممم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
خاطرات خنده دار
یه جایی بودم که نه گوشی در دسترسم بود نه دفتری چیزی.یه چیز یادم اومد پست کنم.واسه همین تا برسم به کامی هی تکرار میکردم این گوش اینم در وازه...این گوش اینم دروازه(عین این یارو تو برنامه پورنگ .اسمشو نمیدونم...)حالا میزاری بگم تا یادم نرفته.یا نه؟
دیروز خواهرم به مامانم:مامان دیدی یادت رفت؟
مامانی:چیو؟
خواهری:همینه دیگه .چیو.اصن به کل یادت رفت.این در، اینم دروازه!!
میخاس بگه یه گوش در یه گوش دروازه.(یعنی ضرب المثلش تو حلقم و حلق شوما ایضن)
مامانیم(در حالی که با نگاش میگفت :بازم شکرت خدا حتما امتحانه)داش میخندید ولی همچنان نمیدونس ،چیو!!
خواهر خلم نه ببخشید گلم:(o.O)
اینجانب:D
شما یادتون نمیاد.
البته منم یادم نمیاد ولی افرادی که 4-5 سال از من بزرگترند تعریف می کردند وقتی سال 66-67 مستند(راز بقا) نشون می داد می نشستند جلوی تلویزیون با راز بقا تخمه می خوردند. تازه وقتی گوره خره از در ست شیره فرار می کرد به افتخارش دست هم می زند!!!!!!!!!
یعنی ما دهه 60 تیها این طوری رشد کردیم و به تکامل رسیدیم.
**************************************
امضا: **رادیو 4جوک... موج پدرام**
**************************************
دیروز پریروز، به بابام گفتم بابا بی زحمت یه هزاری بده من برم یه رانی بخرم (تازه اون تیکه آخرشم نمیخورم)
بابام گفت برو از جیبم وردار واسه آبجیتم بخر. آبجیم گفت من رانی دوست ندارم پپسی میخوام!
یهو مامان من از تو آشپزخونه داد زد: پپسی مشکی میخوای یا زرد؟؟
من که خیلی شیک و تر و تمیز از کادر خارج شدم، ترسیدم یه چی بگم با کمربند بزنه لهم کنه :دی
به افتخار همه ی مامانا بزن اون دست قشنگه رو...... شله، شله
سوالی؟ مشکلی؟ چیزی نیست؟..... ممنونم
یکی از تفریحات زمون بچگی من این بود که ی توپ بیارم رو پایی بزنم بعد احساس کنم که چند تا از دوستان هم پیش من ایستادند و باهم مسابقه میدیم(من خودمو جای اونا میذاشتم) ومن هی اونا رو شکست میدادم. نمیدونی لا مصب چه حسی به آدم میداد.
حسی که اون موقع داشتم مسی تو گرفتن 4 توپ تلا (طلا) نداشت. واااالا به غرعان.
بعله ما زمون بچگی ی همچین احساسات بهداشتی داشتیم.
اغا داشتیم آشپزخونه مونو رنگ روغنی میزدیم بابام از بیرون امد گفت محمد دستت درد نکنه خیلی قشنگ شده افرین .هنوز دم در بود داشت میرفت که با سطل رنگ پخش شدم کف زمین برگشته میگه عجب چشمیه لامصب حال کردی .....!!!!!!!!
خوپدر من اخه این چه چشمیه که داری ؟!!!!!!
نخواستیم اغا تعریف کنی !!!!
عجبا!
ســوار تاکســـی بــودم رانـنــده تـاکســـی گفــ پـول خــورد داشــته باشــیـدا.!!!!!!!!
راننــده از ایــن سبــیل کلفتـــای کچـــل بـــود !
حـالا مگــه کســـی جــرات داشــت پـول خــورد نــداشــته بــاشـــه؟!
نفــر اول یــه دو هـــزاری داد
راننـده شــاکی شــد گفــت عــاقــا مگــه نگــفتــم خــورد بـده؟؟؟!!! نفـــر بـعــدیــم یــه دو هـــزاری داد ، راننـــده یــه نگــاه تنــدی بـش کـــرد بـش گفــ تـو کــه پول خـــورد نــداری واســه چــی ســـوار میشــــــــــی؟؟؟ هـــــــــان؟؟؟؟
نفــر ســـوم کــه خــواســت پیــاده بــشه یــه پنــج هـــزاری داشــــت!! اووووف اووووف
بـا تــرس و لرز داد راننــده بـا هـــزار معـــذرت خـواهــی کــه بــه جــون بچـــــــم اگــه میــدونســتم خــورد نــدارم غلـــط میکـــــردم ســوار تاکســـــــی بشـــم!! راننده کـــم مــونده بــود دنبالـــش کنـــه بزنـــدش!
مســافر از ترســش خــودش پنـــج هزاریو داد گفــت اقا اصــن باقیـــش بــرا خــودت و در رفـــت !!
دیگـــه نــوبت رســیده بود به مـــن!!!!! یــه نگــاهـــی بــه پولام کـــردم دیــدم وای یــا جــد بــی بــــی گلابتــون فقــط یـه ده هـــزاری دارم!!! :((
بـه خــودم گفتـــم دیگـــه مانــــــی مـــرد ایــن راننـــده کــه مــن میبـینــم داره خــون از چشــماش میــچکه حتمــــا منـــو میخـــــــــــــوره وقتـــی بدونه ده هـــزاری دارم :|
دیگه اخر خــط بـود هیـــچ راه فـــراری نــداشتـــــم ):
با تـرس و لـرز پولــــو از جیبـــم درآوردم به طرف راننده گرفتم گفتم الانه که بخـــورتــم پولو گرفت یه نگاهی کرد داد زد :
»»» ایــــــــــــــــــــــن چیـــــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟؟«««
گفتم : ددددد ده هزار تومن!!!! اصــن وا نستـــادما در رفتــــم
هـــرچـــی بعدش داد زد جـــوووون بیا باقـــــی پولتــ D:
فکـ کنــم حــرکتـــم در راستــای حفظ جانــم منطقـی بود :))
چند روز پیش واسه گودزیلا فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه رو گذاشتم حسابی نگا کرد و لذت برد (البته بماند که تا ساعت 3 شب تو اتاقم بوده و نذاشته بخوابم و هی اینو نگا کرده)
روز بعدش کارتون تام و جری واسش گذاشتم میگه این چیه؟ میگم تام و جری، نیم ساعت بعد قیافش شده مثل یه علامت سوال گاگولانه بم نگا میکنه، میگم چی شده عزیزم؟ میگه پس این آقای مجری کجاست بیاد نذاره "تا" موشه رو اذیت کنه؟ (فک کرده میگم "تا و مجری")
اوخی گودزیلامون ویروسی شده، کسی ورژن جدید آنتی ویروس گودزیلا نداره؟!
حتما متوجه شدین که گودزیلای ما چقد عاشق کارتونه
شاید باورتون نشه ولی چندشب پیش گودزیلا خونمون بود صبح زود رفتم نون گرفتم که صبحونه بخوریم وقتی برگشتم خونه دیدم گودزیلا مث معتادا لم داده به تختخوابم و چشاش باد کرده و موهاش سیخ شده بود یه آن ترسیدم جن باشه، میگم صبح بخیر دایی جون چرا نخوابیدی عزیزم؟ پا شدی با هم صبحونه بخوریم؟
با انگشت به کامپیوترم اشاره کرد میگه برام کارتون بذار تا شــــــاید بذارم برام یه شوکول (شکلات) بیاری
من:-/
کامپیوترم:-#
صبحونه-:)
شوکول:-B
یکی از دلخوشیای جدیدم اینه که بیام 4جوک بعد خوندن پستای روز برم مطالب 1هفته قبلمو پیدا کنم لایکاشو چک کنم ببینم چقد لایک خورده بعد با پست بالایی و پایینیش بعد با بقیه پستای صفحه مقایسش کنم!!!
اگه بیشتر بود که کیف کنم اگه نه برم از پول خرجیم بندازم تو قلک.
آخه از شما چه پنهون اگه قسمت شه دارم یه واحد آپارتمان از این پیش فروشیا میگیرم تو افق :دی
رفتم تخم مرغ از زیر مرغ برداشتم گودزیلامون اومده میگه بیار ببینم تاریخ داره یا نه؟! حالا من چی بگم به این ...
از شکست عشقی هم بد تر بود لامصب اصن اصل ضدحال بود ، امروز رفتم بیرون بعدش خعلی اتفاقی و از مغازه ای که کت خریده بودم دیدم امروز 50 چوق قیمت آورده بود پایین !!!!!!! به جان نقی و فرزندانش ( پایتخت 2) اگه دروغ بگم – هیچی دیگه الان تو فکر چیزایی ام که میتونستم داشته باشم ولی ندارم :-)
عاقاصبح بلندشدم برم کلاس بابام اومده به مامانم میگه خانم پاشوبه این بچه صبونه بده گشنس،منم عین برق گرفته هایهوپریدم وسط وگفتم آره خیلی گشنم.
بابام:میدونی که این گیجه نون ندی میفته میمیره ها!!
من:(((
بابام:)))
مامانم;))
خانوادس دارم؟عایامنم سرراهی ام؟
با باجناق و چنتا از فامیلا رفته بودیم استخر ،باجناقه رفت زیره اب شنا بلد نبود،فقط من دیدمش با خودم گفتم بهترین فرصته از دشتش خلاص بشم،دیگه کم کم داشت نفسای-صو میکشید که پسر عمم دیدش داد زد لیموترشه بگیرش،کله ارزوهام نقشه براب شد یه شیرجه زدم درش اوردمش.خیلی بد جنسم نه؟بزن لایکو
بچـه که بودم؛ چندتـا برگه ورمی داشـــتــم؛ زیــرش امضــا میکــردم(اکثرا هم نمره های پایین 10 میذاشتم! خخخخخخخخخ.) بعد زیر اون نمره میــنوشتم : ( مثل معلمـا که مینوســن بیشتر دقت کن و اینـآ )
" هیـــچــی نمیـــتونم بگــــم " :))
که حـــکم :| الان رو داشت :))
اینقــــدر 20 گرفته بودم؛ نمـــره ی ِ زیر 10 احتمالا جزو فانتزی ـام بودِ :)))
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 28011
کل بازدید: 532228535










