تاریخ انتشار : فروردين 1392
حتما متوجه شدین که گودزیلای ما چقد عاشق کارتونه
شاید باورتون نشه ولی چندشب پیش گودزیلا خونمون بود صبح زود رفتم نون گرفتم که صبحونه بخوریم وقتی برگشتم خونه دیدم گودزیلا مث معتادا لم داده به تختخوابم و چشاش باد کرده و موهاش سیخ شده بود یه آن ترسیدم جن باشه، میگم صبح بخیر دایی جون چرا نخوابیدی عزیزم؟ پا شدی با هم صبحونه بخوریم؟
با انگشت به کامپیوترم اشاره کرد میگه برام کارتون بذار تا شــــــاید بذارم برام یه شوکول (شکلات) بیاری
من:-/
کامپیوترم:-#
صبحونه-:)
شوکول:-B











.gif)
.gif)