تاریخ انتشار : فروردين 1392
اغا داشتیم آشپزخونه مونو رنگ روغنی میزدیم بابام از بیرون امد گفت محمد دستت درد نکنه خیلی قشنگ شده افرین .هنوز دم در بود داشت میرفت که با سطل رنگ پخش شدم کف زمین برگشته میگه عجب چشمیه لامصب حال کردی .....!!!!!!!!
خوپدر من اخه این چه چشمیه که داری ؟!!!!!!
نخواستیم اغا تعریف کنی !!!!
عجبا!











.gif)
.gif)