دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  58635

من سه تا پسرخاله دارم که دوتاشون دوقلون...اینم بگم که هر سه تاشون گودزیلان(همون دهه هشتادیا)فکر کنم بدونین خالم چی میکشه از دستشون...دیروز سه تاشون با هم جنگ لفظی می کردن که یکی از این دو قلوها به بزرگتره همچین با حس گفت:آششششششششغالللللللل...بزرگتره هم گفت:مثل اینکه تو هم داداش آشغالیا...دیووووووونه...
من :))))
جمعیت حمایت از گودزیلاها :((((

اینا به خودشونم رحم نمیکنند...قبول دارید آیا؟

  58615

طریقه تائید شدن پست من در 4جک:
1-سوختن کلی فسفر برای پیدا کردن یک خاطره (هجوم خاطرات عاشقانه که منجر به کلی اشک و آه میشه)
2-مجددا سوختن باقی مانده فسفر حاصل از سبزی پلو با ماهی عید برای نوشتن اون خاطره
3-عدم تائید با ذکر علت غم و غصه (بازم اشک و اه من)
4-بازنویسی خاطره با کم کردن قسمتهای غمناک
5-بازم تائید نمیشه چون دیگه تکراری شده
6-دوباره با کلی ناامیدی فرستادن اون مطلب
7-تکرار مرحله 6
8-بلاخره اون پست تایئد میشه و من ذوق مرگ میشم
9-حالا کار اصلی شروع میشه و هر روز باید بیام تعداد لایکها رو چک کنم
بیکار هم خودتی که تمام این مراحل رو خوندی اگه هم دردی بزن لایک رو

  58603

خدایی طرحی که مادرم واسه نخوردن پسته ها توسط مهمونا اجرا میکنه بیل گیتس واسه مایکروسافت اجرا نکرده.............مهمون که میاد اول آجیل و میوه و شیرینی واسش میاره اونم مثل وحشیا اول چن تا پسته تو آجیل رو میخوره بعدش همه آجیل بعدش شیرینی بعدش میوه همه رو که میخوره مادرم که مطمئن میشه دیگه جا واسه خوردن نداره میگه(به من):خاک تو سرت کنن بی شعور رفتی همه چی آوردی الا پسته میره یه کاسه پسته میاره طرف که جا نداره روش نمیشه پسته تو جیبش بذاره زیر چشمی به من نگا میکنه(فک کنم فش میده)..........خلاصه بهم عیدی نمیده......بجز خونواده خودم هنوز هیشکی بهم عیدی نداده

  58572

امروز با خنده گفتم بابا من میخوام برم خواستگاری !!!!!!<شوخی کردمباهاش>نامردی نکرد گفت من ن واست ماشین میخرم ن خونه خرج عروسیتم خودت باید بدی مردی باید بری سرکار مرد بشی!!!قبلاشک داشتم بچه سر راهی هستم الاان مطمن شودم والااااااااااااااا به غرعان!بعدش اروم امد در گوشم گفت حالا کی هسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  58571

سلام...
دو روز پیش عقد خالم بود،پدربزرگم که خیلی به من لطف دارن...نقش گارسون رو به من محول کرده بودن...آغا ما داشتیم سرویس میدادیم که آقا دوماد تشریف آوردن...
خلاصه با همه دست داد و اینا رفت نشست.آقاجونم یه ظرف میوه داد دستم برم بزارم جلوی دوماد...تا ظرف رو گذاشتم روی میز دیدم یه خیار نصفه ی آبدار توشه...حالا منو تصور کنید توی اون لحظه...
من :)
دوماد و باباش اینا :l
آقاجونم :)(
.
.
.

  58566

رفــــــتم حموم. وقتی کارم تموم شد فهمیدم حوله نیاوردم!
وقتی از حموم اومدم بیرون، موهام هنوز چرب بود. یادم اومد ک موهامو شامپو نزدم!
برام دعا کنید...

  58549

زنگ قرآن داشتيم.يهو معلممون با عينك دودي اومد و گفت بچه ها يه ذره مراعات منو بكنيد به من كمك كنيد من عمل اب مرواريد داشتم.ماهم فكر كرديم چيزي نميبينه.يكي از بچه ها جلو معلم خودشو زززززززززززاااااااااااااااارت رو زمين ول كرد.اين معلمه هم اومد حسابي چپ وراستش كرد گفت فكر كردي من نميبينم؟!
.
.
.
معلمه نا محصوصه ما داريم؟

  58542

يعنى ضايع شدم عيييين چييييى!ميخوام سرمو بزنم ديوارا...
داييمو زن و بچش اومده بودن خونمون عيد ديدنى.تل زنگيد رفتم اتاقم جواب بدم.داشتم با دو
ستم حرف ميزدم يهو زندايى درو باز كرد اومد تو.يه اسكناس دهى نوهم دستش بود.
آغا من پاشدم:اين چه كاريه زندايى بابا من ديگه بزرگ شدم...راضى به زحمتتون نيستم...
زندايى گرامى با يه لبخند محوى رفت سمت كيف دخترش و بلند گفت:ميذارم تو جيب جلويى.
من= :-(((
زندايى= :-)))))))))
فك و فاميل و خانواده بعد از شنيدن سوتيم= :-))))))))))))
دوستم پشت خط= :-)))))
هيچئ ديگه افق كه تكرارى شد مجبورم بمونم تو اتاق!

  58539

من بچه بودم همه رو کلافه می کردم.
یه روز تو عروسی دختر عموی افاده ایم ارکستر اومده بود و منم از این دختر عموم بد جوری بدم میومد.بعد یه هفته قبل از عروسی بابام برام یه سنگ انداز خریده بود.منم کرم ریختنم گرفت.ارکستر پیش پنجره بود و پنجره باز.آقا من سنگ اندازو ورداشتمو آماده کردمو با یه حرکت قشنگ ولش کردم .مستقیم داشت می رفت که یهو به جای اینکه بخوره به کمر ارکستر خورد تو سر ارکستر.منم سریع جیم فنگ.یعنی تا یه سال جرعت رفتن به خونشون رو چی نداشتم!

  58521

شلااااااااااااااام....امروز یه سوتی دادم درحد تیم فضا نوردان..چهار تا لاستیک 206 خودم تو حلقم اگه دروغ بگم(اره داداش 206 دارم مگه چیه هاها تازه 50 میلیونم پولشه بسوز)پشت کامپیوترم نشسته بودم که یهو زنگ در وزدن بابام بود با ماشین میخواست دره پارکینگو براش باز کنم...منم حالشو نداشتم الکی هدفن وگذاشتم رو گوشم یه اهنگ گذاشتم یعنی صدای درو نشنیدم.... یه ربع بعد بابام اومده میزنه پشت کله ام میگه احمق جان حداقل سیمه هدفن و وصل کن...!!!!!!!!نگو اهنگ گذاشتم نکردم هدفنو وصل کنم صدای از باند کامپیوترمیومده فکر کردم هدفنه.....اصلا یه حالی بهم دست داد جون داداش داشتم میمردم..:-((((((((((((((((((((

  58514

غصه غصه دارم پسته میخورم...هههههههه. خدا ازمون بگذره من هرجا رفتم پدر پسته هاشو در اوردم یا مستقیم deleteکردم یا تو جیبم saveکردم .هییییییییییییییییییییییییییی روزگار خدایا مارا درگذر.گناهانم را نادیده بگیر همانطور که دعاهایم را نشنیده میگیری!!!!!!!

  58477

هر کی عید امسال به خصوص لحظه سال تحویل کوفتش شده لایک کنه
اولیش خودم....

  58453

فامیلمون یه داداش داره اسمش حمیده
باهم حمید رو سرکار گذاشتيم با اين معادله آخه بچه درسش زير خط فقره!!!!
(Sin(212)+(596x3x2^918x0
نميدونست هر چيزي ضربدر صفر ميشه صفر!!!!!!
خلاصه بسي خنديديم!!
هر چند که بعد عين دخترا زد زير گريه و به مامانش شکايتمونو کرد!!!
خل وضعیم عایا؟

  58406

< با اجازه عباس آقا >
نصیحت های معکوس تـــی ان تــی

بعضی وختا فشارهای زندگی کاری می کنه که آدم دیوونه میشه و دست به کارهای بد بد میزنه ، خوب بزار بزنه بالاخره آدم و جایزالخطا . می خوام بگم که اینجور مواقع دیونه بازی در بیارین برین تو خیابون اینو اونو اذیت کنین بزنین شیشه مغازه هارو بیارین پایین و انواع اقسام دیونه بازیهارو در بیارین تا به فشار های زندگی غلبه کنید ... :) 100% تست شدست من خودم امتحانش کردم جواب میده خخخخخخخ

  58393

امروز امتحان زبان داشتیم. معلم زبانمون امتحانارو که داد (دستنویس بود تاکید میکنم دستنویس) یه کلی سوتی داشت امتحانه مثلا نوشته بود
Tom is ............. SHE is!!!!
یا مثلا تو چهارگزینه ای ها دو تا گزینه b بود!!
خیلی هم کج و کوله بود فک کنم معلممون حدودای 2 و 3 طرحشون میکرده!!
آخرش معلمونم دید که خیلی داره ضایع میشه گفت نمیدونم اینا چرا تو تایپ اینجوری شدن!!
علی در این لحظه داشت تکنو میزد!!!
(آخه یکی نیس بهش بگه احمق این که دستنویسه!)