من سه تا پسرخاله دارم که دوتاشون دوقلون...اینم بگم که هر سه تاشون گودزیلان(همون دهه هشتادیا)فکر کنم بدونین خالم چی میکشه از دستشون...دیروز سه تاشون با هم جنگ لفظی می کردن که یکی از این دو قلوها به بزرگتره همچین با حس گفت:آششششششششغالللللللل...بزرگتره هم گفت:مثل اینکه تو هم داداش آشغالیا...دیووووووونه...
من :))))
جمعیت حمایت از گودزیلاها :((((
اینا به خودشونم رحم نمیکنند...قبول دارید آیا؟
خاطرات خنده دار
طریقه تائید شدن پست من در 4جک:
1-سوختن کلی فسفر برای پیدا کردن یک خاطره (هجوم خاطرات عاشقانه که منجر به کلی اشک و آه میشه)
2-مجددا سوختن باقی مانده فسفر حاصل از سبزی پلو با ماهی عید برای نوشتن اون خاطره
3-عدم تائید با ذکر علت غم و غصه (بازم اشک و اه من)
4-بازنویسی خاطره با کم کردن قسمتهای غمناک
5-بازم تائید نمیشه چون دیگه تکراری شده
6-دوباره با کلی ناامیدی فرستادن اون مطلب
7-تکرار مرحله 6
8-بلاخره اون پست تایئد میشه و من ذوق مرگ میشم
9-حالا کار اصلی شروع میشه و هر روز باید بیام تعداد لایکها رو چک کنم
بیکار هم خودتی که تمام این مراحل رو خوندی اگه هم دردی بزن لایک رو
خدایی طرحی که مادرم واسه نخوردن پسته ها توسط مهمونا اجرا میکنه بیل گیتس واسه مایکروسافت اجرا نکرده.............مهمون که میاد اول آجیل و میوه و شیرینی واسش میاره اونم مثل وحشیا اول چن تا پسته تو آجیل رو میخوره بعدش همه آجیل بعدش شیرینی بعدش میوه همه رو که میخوره مادرم که مطمئن میشه دیگه جا واسه خوردن نداره میگه(به من):خاک تو سرت کنن بی شعور رفتی همه چی آوردی الا پسته میره یه کاسه پسته میاره طرف که جا نداره روش نمیشه پسته تو جیبش بذاره زیر چشمی به من نگا میکنه(فک کنم فش میده)..........خلاصه بهم عیدی نمیده......بجز خونواده خودم هنوز هیشکی بهم عیدی نداده
امروز با خنده گفتم بابا من میخوام برم خواستگاری !!!!!!<شوخی کردمباهاش>نامردی نکرد گفت من ن واست ماشین میخرم ن خونه خرج عروسیتم خودت باید بدی مردی باید بری سرکار مرد بشی!!!قبلاشک داشتم بچه سر راهی هستم الاان مطمن شودم والااااااااااااااا به غرعان!بعدش اروم امد در گوشم گفت حالا کی هسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام...
دو روز پیش عقد خالم بود،پدربزرگم که خیلی به من لطف دارن...نقش گارسون رو به من محول کرده بودن...آغا ما داشتیم سرویس میدادیم که آقا دوماد تشریف آوردن...
خلاصه با همه دست داد و اینا رفت نشست.آقاجونم یه ظرف میوه داد دستم برم بزارم جلوی دوماد...تا ظرف رو گذاشتم روی میز دیدم یه خیار نصفه ی آبدار توشه...حالا منو تصور کنید توی اون لحظه...
من :)
دوماد و باباش اینا :l
آقاجونم :)(
.
.
.
رفــــــتم حموم. وقتی کارم تموم شد فهمیدم حوله نیاوردم!
وقتی از حموم اومدم بیرون، موهام هنوز چرب بود. یادم اومد ک موهامو شامپو نزدم!
برام دعا کنید...
زنگ قرآن داشتيم.يهو معلممون با عينك دودي اومد و گفت بچه ها يه ذره مراعات منو بكنيد به من كمك كنيد من عمل اب مرواريد داشتم.ماهم فكر كرديم چيزي نميبينه.يكي از بچه ها جلو معلم خودشو زززززززززززاااااااااااااااارت رو زمين ول كرد.اين معلمه هم اومد حسابي چپ وراستش كرد گفت فكر كردي من نميبينم؟!
.
.
.
معلمه نا محصوصه ما داريم؟
يعنى ضايع شدم عيييين چييييى!ميخوام سرمو بزنم ديوارا...
داييمو زن و بچش اومده بودن خونمون عيد ديدنى.تل زنگيد رفتم اتاقم جواب بدم.داشتم با دو
ستم حرف ميزدم يهو زندايى درو باز كرد اومد تو.يه اسكناس دهى نوهم دستش بود.
آغا من پاشدم:اين چه كاريه زندايى بابا من ديگه بزرگ شدم...راضى به زحمتتون نيستم...
زندايى گرامى با يه لبخند محوى رفت سمت كيف دخترش و بلند گفت:ميذارم تو جيب جلويى.
من= :-(((
زندايى= :-)))))))))
فك و فاميل و خانواده بعد از شنيدن سوتيم= :-))))))))))))
دوستم پشت خط= :-)))))
هيچئ ديگه افق كه تكرارى شد مجبورم بمونم تو اتاق!
من بچه بودم همه رو کلافه می کردم.
یه روز تو عروسی دختر عموی افاده ایم ارکستر اومده بود و منم از این دختر عموم بد جوری بدم میومد.بعد یه هفته قبل از عروسی بابام برام یه سنگ انداز خریده بود.منم کرم ریختنم گرفت.ارکستر پیش پنجره بود و پنجره باز.آقا من سنگ اندازو ورداشتمو آماده کردمو با یه حرکت قشنگ ولش کردم .مستقیم داشت می رفت که یهو به جای اینکه بخوره به کمر ارکستر خورد تو سر ارکستر.منم سریع جیم فنگ.یعنی تا یه سال جرعت رفتن به خونشون رو چی نداشتم!
شلااااااااااااااام....امروز یه سوتی دادم درحد تیم فضا نوردان..چهار تا لاستیک 206 خودم تو حلقم اگه دروغ بگم(اره داداش 206 دارم مگه چیه هاها تازه 50 میلیونم پولشه بسوز)پشت کامپیوترم نشسته بودم که یهو زنگ در وزدن بابام بود با ماشین میخواست دره پارکینگو براش باز کنم...منم حالشو نداشتم الکی هدفن وگذاشتم رو گوشم یه اهنگ گذاشتم یعنی صدای درو نشنیدم.... یه ربع بعد بابام اومده میزنه پشت کله ام میگه احمق جان حداقل سیمه هدفن و وصل کن...!!!!!!!!نگو اهنگ گذاشتم نکردم هدفنو وصل کنم صدای از باند کامپیوترمیومده فکر کردم هدفنه.....اصلا یه حالی بهم دست داد جون داداش داشتم میمردم..:-((((((((((((((((((((
غصه غصه دارم پسته میخورم...هههههههه. خدا ازمون بگذره من هرجا رفتم پدر پسته هاشو در اوردم یا مستقیم deleteکردم یا تو جیبم saveکردم .هییییییییییییییییییییییییییی روزگار خدایا مارا درگذر.گناهانم را نادیده بگیر همانطور که دعاهایم را نشنیده میگیری!!!!!!!
هر کی عید امسال به خصوص لحظه سال تحویل کوفتش شده لایک کنه
اولیش خودم....
فامیلمون یه داداش داره اسمش حمیده
باهم حمید رو سرکار گذاشتيم با اين معادله آخه بچه درسش زير خط فقره!!!!
(Sin(212)+(596x3x2^918x0
نميدونست هر چيزي ضربدر صفر ميشه صفر!!!!!!
خلاصه بسي خنديديم!!
هر چند که بعد عين دخترا زد زير گريه و به مامانش شکايتمونو کرد!!!
خل وضعیم عایا؟
< با اجازه عباس آقا >
نصیحت های معکوس تـــی ان تــی
بعضی وختا فشارهای زندگی کاری می کنه که آدم دیوونه میشه و دست به کارهای بد بد میزنه ، خوب بزار بزنه بالاخره آدم و جایزالخطا . می خوام بگم که اینجور مواقع دیونه بازی در بیارین برین تو خیابون اینو اونو اذیت کنین بزنین شیشه مغازه هارو بیارین پایین و انواع اقسام دیونه بازیهارو در بیارین تا به فشار های زندگی غلبه کنید ... :) 100% تست شدست من خودم امتحانش کردم جواب میده خخخخخخخ
امروز امتحان زبان داشتیم. معلم زبانمون امتحانارو که داد (دستنویس بود تاکید میکنم دستنویس) یه کلی سوتی داشت امتحانه مثلا نوشته بود
Tom is ............. SHE is!!!!
یا مثلا تو چهارگزینه ای ها دو تا گزینه b بود!!
خیلی هم کج و کوله بود فک کنم معلممون حدودای 2 و 3 طرحشون میکرده!!
آخرش معلمونم دید که خیلی داره ضایع میشه گفت نمیدونم اینا چرا تو تایپ اینجوری شدن!!
علی در این لحظه داشت تکنو میزد!!!
(آخه یکی نیس بهش بگه احمق این که دستنویسه!)
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 28011
کل بازدید: 532227038










