دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 58662

تاریخ انتشار : فروردين 1392

با باجناق و چنتا از فامیلا رفته بودیم استخر ،باجناقه رفت زیره اب شنا بلد نبود،فقط من دیدمش با خودم گفتم بهترین فرصته از دشتش خلاص بشم،دیگه کم کم داشت نفسای-صو میکشید که پسر عمم دیدش داد زد لیموترشه بگیرش،کله ارزوهام نقشه براب شد یه شیرجه زدم درش اوردمش.خیلی بد جنسم نه؟بزن لایکو