دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  74714

یادمه اون قدیما واسه روز معلم میومدیم تخم مرغ رو از طرف نوک تیز ترش میشکستیم و بر عکسش میکردیم تا محتوایتش خالی بشه بعد میزاشتیم یه گوشه یه ساعت بعد میومدیم سراغش.کاغذ رنگی های دو طرف رنگی رو بر میداشتیم وبه دقت تمام ریز خورد میکردیم و باز هم به دقت تمام میریختیم توی تخم مرغ و اون سوراخ رو با چسب نواری یا چسب برق میبستیم.
بعد فرداش که روز معلم بود این تخم مرغ هارو همین که معلم میومد داخل میزدم به سقف بالای سرش تا خیلی رمانتیک و قشنگ اون کاغذ رنگی بیاد پایین.
روز معلم اول راه نماییم رو هیچ وقت یادم نمیره.
اون سال بود که یکی از بچه ها که شرور ترین و بدجنس ترین و نامرد ترین ادمی بود که بشریت از زمان حضرت ادم تا به اون روز دیده بود، نامردی رو تمام کرد.ورداشته بود دوتا تخم مرغ سالم یعنی دارای زرده و سفیده اورده بود همین که معلم جغرافیمون اومد تو ما تخم مرغ ها رو زدیم به سقف اون هم دوتاشو با تمام قدرت پرت کرد طرف معلم بدبخت!
هیچی دیگه نمره انضباط همه به لطف ناظم شد از ۱۵ و نمره ی جغرافی هم شد از ۱۰ که به بدبختی اوردم ۱۰
اون سال واسه اولین بار تا اون موقع معدلم ۲۰ نشد!

  74698

تو دوران مدرسه چون کارنامه ام درخشان بود واسه خونواده نشون نمیدادم (خب چیه درسا سخت بود دیگه)
یه دختر عموی لیسانسی دارم اومده بود خونه ما به زور بازو کارناممو گرفتن عاغا خدا قسمت گرگ بیابون نکنه داشتن دسته جمعی کارناممو بررسی میکردن رئیسشون هم این دختر عموم بود
عوض اینکه ازمن حمایت کنه بلند بلند میگف سجاد تو این درس ضعیفه سجاد تو اون درس ضعیفه دلم میخواس پاشم همچین بزنمش که نتونه از جاش بلند شه
دختر عموی ضایع کنه من دارمممممممممم

  74693

امتحان میان ترم فیزیک داشتم ی کمی دیر رسیدم,ی صندلی خالی جلوی دختره دیدم همینطور ک ب صندلی خیره شده بودم میرفتم سراغش دختره با اشاره به صندلی یه چیزایی گفت گفتم اهان این ازمن خوشش اومده میگه بیا بشین اینجا,در حالی ک میشستم رو صندلی با اخم گفتم چیزیم خوندی,برگش گفت آقا چی میگی میگم اینجا جا هس
هیچی دیگه کل کلاس به ریشم خندیدن
خو خواهر من نمیشه مارو ضایع نکنی0-0
راستی این اولین پستمه لایک کنین ضایع نشم

  74656

**اولین پستمه** اون روز داداش کوچیکم اومده میگه:آجی نیگایه داستان نوشتم(محظ/مهظ/ مهض/مهزاطلاع ایشون کلاس اولن).منم باذوق وشوق گفتم بده نگا کنم....حالاببینین چی نوشته.... یکی بود یکی نبود یک اردک بی ترسویی بود ویک گرگ بی ترسویی بود.......یک روز گرگ خواست اردک رابخوردولی اردک گرگ راترسوند وگرگ فرار کرد.گفتم آخه این چیه نوشتی؟؟؟؟؟ولی کاش نمی گفتم اخه رف پیش مامی وگف آجی منو زد منم اون شب گشنه موندم. الان میخوام به جمع بروبکس سرراهی4جوکی بپیوندم^_^ موافقید آیااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  74651

چه ذوقی می کردیم معلم می گفت برو از دفتر گچ رنگی بیار
انگار مشعل المپیک رو سپرده بودن بهمون!

  74650

چیز هایی که من طی نیم ساعت اخیر میل کردم(1 هبرگر بادوغ نوشابه نداشتیم.1 سیب.چندتا کیک یزدی.1 خیار.ابمیوه یه انانس......)
الا به نظر شما زنده میمونم؟ الا چند تا گوجه سبز دارن چشمک میزنن بخورم یانه؟؟؟؟
لایک/مرد که بااین چیزا نمی میره
من:(((
بازم من0_O
ودر اخر^ــ^
روحم شاد ویادم گرامی بادــــــــــــــ*

  74629

عاقا پام پیچ خرده ب مامانم میگم میگه حقته تاتوباشی کفش پاشن بلندنپوشی!!!!!!!!!!!!!
جالب اینجاس من کفش پاشنه بلندندارررررررررررررررررررم!!!!!!!!!!!

  74628

چن وقت پیش بعد از 5تا کلاس خسته رسیدم خونه دیدم همه فامیل(اونایی ک تبریزن)اومدن خونمون شام هیچی دیگه مامانم دس تنها بود گفتم ی کم از ظرفارو من میشورم طبق عادت ک موقع ظرف شستن آهنگ گوش میدم هندزفریو گذاشتم گوشم با صدای بلند آهنگ گوش میدادم و باهاش اروم میخوندم تو حس و حال خودم بودم برگشتم دیدم داییهام نشستن غش غش ب کارای من میخندن کلی خجول شدم
ن خط اخرش چاخان بود کلی هم به اداهام خندیدیم

  74622

تو دانشگامون برق رفته بود بعد کلاس کنسل شد ما همه اومدیم تو حیاط.حالا مدیر آموزشمون اومده میگه من زنگ زدم مخابرات گفتن زود میاد...!
برق <>
مخابرات ><
بچه ها o o - 0 0 -@@

  74621

بچه ها امروز پسر عمه گودزیلام اومده رو پام می خواد یادگاری بنویسه. می گم: الهی زینب(قلقلی)فدات شه تو که بلد نیستس چی می خوای بنویسی؟!
_ خفه شو شکل می کشم.
بعد نیم ساعت بلند می شه می گه: تموم شد!!!
بچه ها یه دونه الاغ کشیده بود براش عینک دودی هم گذاشته بود.
من: وحید این چیه؟
_ برو خجالت بکش!!!یعنی خودت رو هم نمی شناسی؟! یعنی قلقلی پوکیده از خنده.فک و فامیله داریم ما؟!

  74616

بچه ها امروز عمم اینا اومدن خونمون من هم فردا امتحان فیزیک دارم. مامانم گفت: سپهر جان عزیزم کتاب فیزیکت رو بیار ازت دو تا سوال بپرسم. ببینم خوب بلدی یانه؟من: مامان این جوری باید با نیلوفر حرف بزنی زشته خو فردا می رم تو اجتماع سر کوفت می خورم. بعدم کتابم رو دادم دست مامانم.این بنده خدا نی دونست که من تو کتاب نکته پر!!! یه دف بالا برگه رو خوند:امیر همچی می زنم زیر گوشت صدای خر بدی، یعنی چی؟!(مثل معلما پرسید)همه زدن زیر خنده.مامانم:همین الان می ری همشو پاک می کنی.میای نشونمم می دی زودیا!!!
حالا بالای کتاب نیلوفرو داشته باشین:الهه دیگه با من حرف نمی زنیا فهمیدی؟!آخه مادر من تو چی کار بالاش داری؟توشو بپرس!!!مامانه داریم ما؟!

  74615

ی بار اومدم ی مطلبی رولایک کنم,ی بار ک زدم شیطنتم گل کرد دوباره هم زدم , ولی این نوشته ی thanks نمیرفت انگار داشت دوباره رای ام ثبت میشد!حالا مکالمه من با صفحه ی4jok :تو رو خدا اقا جان مادرت ثبت نشی,اقا من غلط کردم شما ببخش,دیگ جنبه داشته باش حالا ما ی کاری کردیم!!!ب خدا داشتم از عذاب وجدان میمردم گفتم بیا درستش کن حالا اون دنیا ازم جواب پس میگیرند!!!

  74608

یه ماه دیگه میخوام برم سربازی...
میگن آدم تو سربازی یا سیگاری میشه یا....(پسرا میدونن چی میگم)
من به سیگار حساسیت دارم نمیتونم بکشم خدا بهم رحم کنه...

  74598

شب از خواب پاشدم برق نبود تاریکی مطلق.فک کردم کور شدم داد کشیدم از ترس. یهو برق اومد .اهالی محترم منزل هم که بالا سر من داشتن دیوارو گاز می زدن.

  74584

آغا امروز خواهرم خواس يه سوالي پرسيده باشه گفت:با اينترنت آپشن(منظورش اكسپلوره بود) برم يا باموزيلا فاير فاكس؟
ديگه هيچي از زندگي نا اميد شدم
خواهر با سواده داريم؟؟!!؟!!؟!!؟!!؟