دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 74714

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

یادمه اون قدیما واسه روز معلم میومدیم تخم مرغ رو از طرف نوک تیز ترش میشکستیم و بر عکسش میکردیم تا محتوایتش خالی بشه بعد میزاشتیم یه گوشه یه ساعت بعد میومدیم سراغش.کاغذ رنگی های دو طرف رنگی رو بر میداشتیم وبه دقت تمام ریز خورد میکردیم و باز هم به دقت تمام میریختیم توی تخم مرغ و اون سوراخ رو با چسب نواری یا چسب برق میبستیم.
بعد فرداش که روز معلم بود این تخم مرغ هارو همین که معلم میومد داخل میزدم به سقف بالای سرش تا خیلی رمانتیک و قشنگ اون کاغذ رنگی بیاد پایین.
روز معلم اول راه نماییم رو هیچ وقت یادم نمیره.
اون سال بود که یکی از بچه ها که شرور ترین و بدجنس ترین و نامرد ترین ادمی بود که بشریت از زمان حضرت ادم تا به اون روز دیده بود، نامردی رو تمام کرد.ورداشته بود دوتا تخم مرغ سالم یعنی دارای زرده و سفیده اورده بود همین که معلم جغرافیمون اومد تو ما تخم مرغ ها رو زدیم به سقف اون هم دوتاشو با تمام قدرت پرت کرد طرف معلم بدبخت!
هیچی دیگه نمره انضباط همه به لطف ناظم شد از ۱۵ و نمره ی جغرافی هم شد از ۱۰ که به بدبختی اوردم ۱۰
اون سال واسه اولین بار تا اون موقع معدلم ۲۰ نشد!