دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  74940

بابام گفت میای بریم مسافرت؟ گفتم نه ایام امتحاناتمه نمیتونم ، بعد که خدافظی کردن رفتن ، اومدم نشستم که مثه مرد شروع کنم به درس خوندن که یهو یادم اومد من ترم پیش فارغ التحصیل شده بودمه!!!
هیچی دیگه الان دارم میرم که خودمو نشون روانپزشک بدم!!

  74931

اغا ما امروز امتحان جغرافیا داشتیم که یه دختره یه دفعه وسط حیاط غش کرد بعد با امبولانس بردن تمام دوستاش داشتن گریه میکردن یکی گفت که حتما سر داشته که دوستش تکذیب کرد
ماهم این حرکت دوستشو دیدیم اینقد حال کردیم بعد روب دوستم کردم گفتم حالا اگه من بودم تو میشستی میخندیدی حالا اگه یکی هم یه بیماری به ما نسبت میداد تو میگفتی اره بابا سر چیه سرطان و سیل و کم موندگی ذهنی هم داشت
تا ما این حرفو نزدیم تمام جمع رفت رو هوا ماهم که متوجه سوتی مون نشده بودیم اخم کردیم که دوستم گفت lch اون سل نه سیل.
خب چیکار کنم ازبس جغرافیا خونده بودم قاطی کردم
من:(((((
سیل:))))
سل:((((((((((
جغرافیا:)))))))))))(((((((((((

  74919

آغا امروز تو اتوبوس بوديم كيف هنسفري با كتاب رفيقم دستم بود بعد من پياده شدم
رفيقم داد زد هنسفريم منم در يك اقدام ناباورانه از اون دست خيابون(4 متري ميشد)هنسفري با كتابو پرت كردم تو اتوبوس كتاب رفت تو و در بسته شد هنسفري موند بيرون بعد مسافرا برام دست زدند !!!!!ومنو خدا بيامرزه چون ذوق مرگ شدم

  74917

آیا تا به حال توجه کردین هر وقت پول زیاد دارین نمیدونین چیکارش کنین و وقتی که ندارین هزار تا طلبکار پیدا میشه و گوشی مورد علاقت به کمترین قیمت میرسه ؟!!!!!
هاااااااااااا؟
لایک : نه مگه همه مثل تو شنقل شدن!! پولشون و بریزن تو جیب عصر پادشاهان و گرز !!!!!!

  74913

دوران راهنمايي امتحان تاريخ داشتيم.منم اصلا درس نخونده بودم. معلم تو كلاس بود و ده دقيقه وقت داده بود ك درس رو مرور كنيم.
يكي از بچه ها رفت پيش معلم خلاصه درگير صحبت بودن .منو دوستم تصميم گرفتيم از موقعيت استفاده بكنيم و رو ديوار تقلب بنويسيم
خلاصه دوستم ميخوندو من مينوشتم.ديدم بقيه شو نميگه
من:(همين جور كه سرم سمت ديوار بود)خب بقيه شو بگو ديگه
اون:سكوت
من:سحر چه مرگت شده لالي بگو ديگه الان اين معلم بووووق ما رو ميبينه بگو بزار تموم شه
اون:سكوت
يهو يه دستي اومد رو شونم
من:(در حالي ك داشتم بر ميگشتم):تو اخرش منو مي..................... ياحسين(آره عزيز معلم بالا سرم بود)
ولي دم معلمون گرم نه ما رو دفتر فرستاد نه حتي واسمون صفر گذاشت
بنده خدا ازمون امتحانم گرفت
ولي تا آخر سال روشو نداشتم تو چشاش نگاه كنم

  74907

عاغا ی هفته پیش ساعتای 1ظهر بود میخاسم برگردم خونه هواهم خیلی گرم بود خلاصه سوار اتوبوس شدم یه بیس دقیقه هم تا خونه راه بود منم ی جا پیدا کردم نشسم:))))))))
صندلی ک روش بودم از اونا بود ک رو ب سمت خانوماس،ایسگاه بعد اتوبوس خیلی شلوغ شده بود همه هم خسه از کار برگشته بودن هیشکی حرف نمیزد همه تو حال و هوای خودشون بودن بعضیاهم خواب:)))))
منم نیمه خواب بودم ی دفعه دیدم ی حشره سبز رنگ بال بال زنان با ناز و عشوه اومد رو میله بالا سر من نیشس منم ک از انواع و اقسام حشره و جک و جونور اعم از سوسکو ملخو مارمولکو و... میترسم:(((((((((
پیش خودم گفتم عیب نداره حواسم هس چن مین گذشت اوتوبوس ساکت بود منم بدجور خابم میومد غرق رویاهام شدم ک این حشره کصافطط پرواز کرد اومد بیس سانتی من منم تا اینو دیدم ناخودآگاه جیـــــــــــــــغ این کلیا شرو کردم به دست و پا زدنD: حالا چرا جیغ خو زشته پسر جیغ بکشه:(
عاغا یه لحظه به خودم اومدم دیدم همه نیگاها ب سمت منه:(( هیچوقت اشاره و پوز خندای مردمو فراموش نمیکنم، فک کن اتوبوس ساکت یهو جیغ کشیدم بعضیا فک میکردن مونگولم.....خیلی لحظه سنگینو سختی بود دوس داشتم شیرجه بزنم بیرون اتوبوس داشتم اب میشدم هیچ راهی نبود تو ایسگا ک وایساد منم مث غزال تیز پا پریدم بیرونو تو اون گرما تا خونه چار نعل دوییدمو به خودم فش دادم...!!

  74872

چن ماه پیش دوستم میخواست چُس کلاس بذاره بهم اس داده به انگلیسی نوشته:what does teacher shimi farad do?(معلم شیمی فردا چکار میکنه!!!!)
خب برادر من انگلیسی بلد نیستی ،ننویس
یه جمله ساده که باید جای فعل و فاعلو عوض کنی
باید اینو مینوشت:what does is do teacher shimi farad don't?
مگه نه دوستان؟؟؟؟
زبان انگلیسیم تو حلقتون

  74865

دآشـــتم تحــقیق ــَــم(یــه قطــعه الکترونیکی) رو انجــام میدادم بــعــد یــوهــو بــابــام پــَــرید تو اتــاق !
بــابـــا: ایــن چــیــه گـل پســر؟
مــن:یــه قطــعه الکترونیکــیــه بـــابـــا توضیـــحش سخـــه !!!
بابــام زارت خـــابوند تــــو گــوشــم :| گفــت: فکــر میکـــنی اون موقـــع دو شش ســالگی پرســیدی مــن چجوری درست شــدم توضیحــش آســـون بود؟
مـــن بچــه اینـــا نیســـتم :((

بــــــــآبـــــــــآمــه دیـــگه عاشقـــشم :))

  74819

تو مجلس نشسته بودیم تو یک روستا (من از نوشبه خوشم نمیاد)
صاحب مجلس اومد گفت کم و کسری ندارید
گفتم چرا ی دوغ برا من بیارید
یارو به من نگاه میکرد ب مهمونا :-O

خوب تقصیر من چیه هم کم بود هم کسر
سوء استفاده گر موقعیتم نیستم :D

  74801

آقا یه چیزی میگم ولی نخندین بهم:
یادمه بچه که بودم فکر میکردم هر چیزی که کف کنه میتونم بریزم رو خمیر دندون ، به خاطر همین هروقت خمیر دندونمون تموم میشد ، منم مایع دستشویی میریختم رو مسواک !
خب از یه بچه دهه هفتادی چه انتظاری داشتید ؟!!

  74798

یه روز تو خیابون به یه دختره تیکه انداختم رفت گذاشت کف دست خواهر دوستم
اونم صاف گذاشت کف دست دخترداییم
اونم صاف گذاشت کف دست داییم
داییمم صاف کف دستشو گذاشت رو صورتم :|
از اونموقع شد که من دیگه پسر خوبی شدم یه پارچه آقـــــــــــــــــــــا :|

  74793

با گودزیلای خونمون دعوام شده بود بهش گفتم باشه من دهنتو سرویس میکنم . برگشته میگه : گوه نخور بابا ترش میکننی شپش !!!!!! نمیدونم به چه روشی خودکشی کنم ابرومندانه تره !!!

  74790

[[[mehdi]]]
هیچ وقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت بیرون. بعدش پشیمون شد گفت آخه بچه‌ها شما چرا اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون.
شما مث بچه‌ ی خودم میمونید. حالا برید اون دوستتون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو. آقا پسره اومد تو، معلمه بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی
چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت. چرا آخه؟ ها؟ چرا؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن ، پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد...
ما هم مونده بودیم بخندیم یا لخت شیم سینه بزنیم ؛ با یه همچین معلمایی بزرگ شدیم

  74759

شلوار کردی داش عباس تو حلقم اگه دروغ بگم!
عاقاپارسال تومدرسه تغذیه می دادن به ما (بیسکویت بود) از بیسکویت یکی از بچه ها پشگل در اومد من موندم پشگل چه ربطی به بیسکویت داره!!! عایا بیسکویت را از پشگل درست میکنن یا اینکه اینو دادن به گوسفندا نخوردن اوردن دادن به ما!!! لایک=دومی درسته

  74729

توي کلاس بوديم(زنگ تفريح بود).اولين باربودکه ميخواستم يکي رواذيت کنم.يکي ازدوستام کنارپنجره داشت فوتبال توحياط رونگاه ميکرد.رفتم يه پس گردني زدم.ديدم هيچي نشد.دومين پس گردني روزدم،چپ چپ نگاه کرد.سومي روکه زدم به حالتي که ميخواددنبالم کنه وايساد.منم ازترس دوييدم.ازشانس بدمن ديوارجلومن بود.بادماغ رفتم توديوار.دوستام دورم جمع شدن.همه براشون سوال شده بودکه چرامن الکي دويدم به سمت ديوار.