یادش بخیر تازه دانشگاه قبول شده بودم هفته اول کلاسا بود سر کلاس نشسته بودیم استاد گفتنیاشو گفت و نوشت و خندیدو رفت(شاید میخواست بره افق)
... عاگا در این میان گوشیم زنگ خورد: حالا دستا بالا بالا بالا بالا کاشکی اونو میبستم, ای خدا چیکار کنم آهومو پیدا کنم آی چه کنم وای چه کنم کجا اونو پیدا کنم و ... من8-%
عرق شرم سردی روی پیشونیم نقش بست سرمو آوردم بالا از حضاری ک (ب خیالم در حال جوئیدن صندلی هاشون هستم) پوزش بطلبم ولی صحنه ای دیدم ک اشک تو چشام حلقه(هلقه-حلغه-o) زد همه بچه های کلاس(با جدیت تمام) دستاشون بالا و تکون می دادن و یکصدا میسرودیدن :کاشکی اونو میبستم آی چه کنم وای چه کنم ...
همینج میگم بچه ها از همتون مرسی
من دیگه حرفی ندارم
خاطرات خنده دار
سرجلسه امتحان خیلی شیک و طبیعی برگه تقلب دستم بود داشتم از روش copy,paste میکردم،اصنم حواسم به اطراف نبود که یدفعه دیدم ی سایه افتاده روبرگم.سرموبلند کردم دیدم مراقبه داره بالبخندبهم نگاه میکنه!منم بهش لبخند زدم اونم گفت:خب چراخودتوخسته میکنی؟برگه روبچسبون به برگه امتحانت اینجوری تو وقت هم صرفه جویی میکنی!
من(*-*)
مراقبه0-o
دوباره من:)))))
ولی دمش گرم فقط برگه تقلبوازم گرفت دیگه ازجلسه بیرونم نکرد.
بردار زاده گودزيلام كه بهتون گفته بودم 4 سالشه امروز سر سفره صبحانه بهش ميگم واي تو چقدر زشتي نامرد يه ليوان چاي شيرين داغ روي صورتم خالي كرد داشتم اتيش ميگرفتم مثل لبو قرمز شدم بهم ميگه ديدي حالا تو هم مثل من زشت شدي بخدا ما از دست اين هيولاهاي دو پا امنيت جاني نداريم ميترسم فردا روز چيزي بگم روم اسيد خالي كنه بايد برم دنبال گاليبارد اين چه وضعيه جامعه خراب شده به داد ما برسيد
عاغا ما بچه بودیم وقتی با داداشم یه خوراکیه خوشمزه میخورذیم داداشم یواشکی یکم از سهم خودشو قایم میکرد بعد میگفت مسابقه بدیم هرکی زودتر تمومش کنه برندس بعد منم سریع با سرعت نور همه خوراکیمو تموم میکردم که برنده شم ...
بعد داداشم اون یکمیو که قایم کرده بود رو میکرد جلو من میخورد تا حرص بخورم و دلم بخواد ...:(
بعله مث گودزیلاهای این دوره زمونه نبودیم که ....
هیییییییییییییییی روزگاااارررر
داداشمو تومدرسه يه پسره به نام اردشيرکتک زده بود.روزبعدمامانم باداداشم ميره مدرسه بهش ميگه بگواردشيربياد.وقتي ميادمامانم ميبينه خيلي ريزه ميزست بهش ميگه :اردشيرتويي تو اردگربه هم نيستي. مادرتخريب کنه ماداريم عايا
ي روز مامانم بهم گفت يه زنگ به خاله ات اينا بزن بگو شام بيان خونمون منم زنگيدم به خيال خودم دخترخالمه برگشتم بهش گفتم مامان ميگه شام بياين خونمون مال مفت كوفت كنين بعدا فهميدم دخترخاله م نبوده عروسشون بوده دوغ شدم رفتم تو زمين،حالا هميشه خدا دخترخاله م جلو تلفن خيمه زده خودش ج ميده از شانس كج و كوله من اينبار عروسشون ج داد
چند روزپیش امتحان ریاضی داشتم(منم ریاضیم افتضاحه)حالا رفتم مدرسه پیش دوستامو اونایی که کنارم میشینن میگم:بچه ها سلام...کسی جوابمو نمیده.دوباره میگم:بچه هااا سلام...بازم کسی بهم محل نمیده.برابارسوم گفتم بچه هاااا سلاااام..ایندفعه هم کسی بهم محل سگ نذاشت.هیچی دیگه منم مث ی مرد رفتم امتحانمودادم داااغون.حالا2روزبعدش امتحان زبان داشتیم(زبان من عالیه)رفتم مدرسه هنوزپامو نذاشتم توحیاط مدرسه دیدم همه دوستام بدو اومدن استقبالم،بهم دست میدن،سلام میکنن کلی الکی ازم تعریف میکنن اخرشم میگن سرامتحان برسونی ها عزیییزم!!!
من0-o
دوستام:)))))))
امتحان زبان:||||||||
بخدا این دوستا ازدشمن هم بدترن.
عاغا یه روز با بروبچ کلاس تصمیم گرفتیم کلاسو کنسل کنیم...
من پیشنهاد دادم با ماژیک(از این ماژیکا که پاک نمیشن) تخته رو خط خطی کنیم ...
برو بچ قبول کردن
خلاصه وقتی دبیرمون اومد خواست با تخته پاک کن تخته رو پاک کنه ک...
بعدشم گفت همه بلند شین...ما هم بلند شدیم...
دبیرمون:تا آخر زنگ سر پا وایمیسین(می ایستین ایستاده میشین ایست میکنین خخخخخخ) وقتی هم زنگو زدن همه تون وایمیسین تخته رو پاک میکنین...
من:$$$$$$$
بر و بج کلاس:ءءءءءءءءءءء
دبیرمون:&&&&&
همه داشتن با نگاه بهم میفهموندن چه بلایی قراره ب سرم بیاد...
منم در کمال خونسردی بهشون لبخند میزذم
لایک:آخه گراز!مگه مجبوری پیشنهاد بدی?پیشنهادت بخوره تو سرت...کصافت
********************(!!! و ؟؟؟)علامت اختصاصی abas_m223
تـرم قـبـل اولـیـن امـتـحـانم یـه امـتـحـان خـفـن بـود هـیـچـی هـم طـول تـرم نـخـونـده بـودم و بـلـد نـبـودم خـلاصـه از چـنـد روز قـبـل از امـتحـان یـه ذره تـه ریـش نـگـه داشتم و یـه کـم در حـد10نـمره درس خـونـدم و بـا پـیـرهـن مـشـکی رفـتـم سـر جـلـسـه, بـعـد از یـه ربـع اسـتـاد اومـد بـالای سـرم دسـتـش رو گـذاشـت رو شـونـه م گـفـت آقـای مـسـتـقـیـم (فـامیلـیمِ)چـرا بـرگـه ت چـیـزی نـنـوشـتـی؟؟؟چـرا مـشـکی پـوشـیدی؟؟؟ یـهـو مـنـم بـغـض کـردم خـیـره شـدم بـه بـرگـه و بـا صـدای خـسـتـه گـفـتـم اسـتـاد دخـتـرخـالـم....عـشـقـم....هـمـه زندگیم...نـفـسـم ...کـه قـرار بـود بـا هـم ازدواج کـنـیـم رفـت پـیـش خـدا... بـعـد سـرم رو گـذاشـتـم رو مـیـز و شـروع کـردم مـثـلا گـریـه کـردن....(حـیف اسـتـادش زن بـود مـگـه نـه پـا مـیـشـدم بـغـلـش مـیـکـردم^_^ خـفـن حـس گـرفـته بـودمـا) یـهـو دیـدم اسـتـاد هـم بـغـض کـرد و یـه مــیــگ مــیــگ گـفـت و بـه سـرعـت نـور از صـحـنـه دور شـد از پـلـه هـا رفـت پـایـیـن...خـلاصـه درحـد10,11 نـوشـتـم و 2روز بـعـد جـوابـهـا اومـد رو سـایـت 19 شـده بـودم و بـقـیـه امـتـحان هـا هـم هـمـیـن روش بـود و مـعـدلـم بـالای 17 شـد^_^ الـبـتـه جـا داره از خـالـه و شـوهـرخـالـه عـزیـزم کـه دخـتـر نـدارن تـشـکر ویـژه کـنـم...
دوسـتـانِ بـاهـوش پـرسـیدن عـبـاس جـان اگـه اسـتـادتون زن بـود چـطوری دسـتـش رو گـذاشـت رو شـونـت؟؟؟ بـعله سـوال بـه جایـیه ولی اسـتادمون از ایـن دسـتـکش سـفیدهـای رز مـاری دسـتـش داشت^_^
لایک = عــبــّاس خــــیــلـــی کــصـافـطـی,کـوفـتـت بـشـه ایـن نـمـره هـا^_^
یه داداشه گودزیلا(دهه 80) دارم اومده خیلی جدی به من میگه تو نمیخوای ازدواج کنی ؟؟؟!!!
من با دهنه باز از تعجب: چرا؟؟؟!!!!! چکارم داری؟!!!!!!!
برگشته میگه میخوام بری که وسایله اتاقت ماله من بشه!!
داداشه بامعرفته من دارم؟!!!!!
صبح خوابیده بودم(الان میگید صبح همه میخوابن)
صدای ویبره می اومد گوشیم بقل دستم بود نگاش کردم فهمیدم گوشیم نیس داداشم داره زیر لب آهنگ میخونه!
یه رفیق داریم ته جواد بازی و اسکل بازیه . 4 تا مثل منم که دورش باشن دیگه تیم کامل میشه .
یه روز تو دانشگاه جلو در اداره آموزش همه جمع بودن و شلوغ بود. یه دفعه دیدیم از اون ور 2 تا دختر قد بلند و خوشگل و خوشتیپ و مد روز و سانتی مانتال دارن میان و همچی راه میرن که همه پسرا دپرس شدن. آقا این رفیق ما سریع 2 تا گل کند از تو حیاط .اینا نزدیک داشتن به ما میرسیدن این گلا رو پرتاب کرد سمتشون بلند داد زد سوسک سوسک .
آفا دخترا بد ترسیدن هیچی دیگه تمام پسرا نیششون باز شده بود و هر هر میخندیدن. دیگه ندیدم از اون به بعد دختری جلو ما فشن شو راه بندازه تو دانشگاه
سلامتی هر چی پسر خاکی و هر چی دختر خوش مرام
و سلامتی همه جوادای عالم
ﺍﯾﻨﻢ ﺷﻌﺮ ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ :
ﺑﯽ ﺗﻮ On line ﺷﺒﯽ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ Room ﮔﺬﺷﺘﻢ
ﻫﻤﻪ ﺗﻦ ﭼﺸﻢ ﺷﺪﻡ . ﺩﻧﺒﺎﻝ ID ﯼ ﺗﻮ ﮔﺸﺘﻢ
ﺷﻮﻕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺷﺪ ﺍﺯ Case ﻭﺟﻮﺩﻡ
ﺷﺪﻡ ﺁﻥ User ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﻭﺳﻂ ﺻﻔﺤﻪ Room , Desktop ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ
Ding ﺻﺪ پنﺠﺮﻩ پيچﯿﺪ
ﺷﮑﻠﮑﯽ ﺯﺭﺩ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ Chat ﺑﮕﺬﺷﺘﯿﻢ
Room ﮔﺸﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ PM ﺩﻟﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﮔﺸﺘﯿﻢ
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﻂ ﻭ پﯿﻐﺎﻡ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ
ﺗﻮ ﻭ Yahoo ﻭ Ding ﻭ ﺩﻧﮓ
ﻫﻤﻪ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ Talk ﺑﺪ ﺁﻫﻨﮓ
Windows ﻭ Hard ﻭ Mother Board
ﺁﺭﯾﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻪ Keyboard
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺩﺭ ﻃﺮﺯ ﺳﻼﻣﺖ
ﻣﻦ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﮐﻼﻣﺖ
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﺣﺬﺭ ﮐﻦ
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ Room ﻧﻈﺮ ﮐﻦ
Chat ﺁﺋﯿﻨﻪ ﻋﺸﻖ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ Email ﯼ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﺵ ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ PM ﺍﺕ ﺑﺎ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ ﭼﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ Log Out , Room
ﮐﻦ
ﺑﺎﺯ ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺬﺭ ﺍﺯ Chat ﻧﺪﺍﻧﻢ
ﺗﺮﮎ Chat ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﮐﻪ Email ﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺗﻮ پﺮ ﺯﺩ
ﻣﺜﻞ Spam ﺗﻮ Inbox ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﺗﻮ Delet ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻧﺮﻣﯿﺪﻡ ﻧﻪ ﮔﺴﺴﺘﻢ
ﺑﺎﺯ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ Hacker ﻭ ﻣﻦ User ﻣﺴﺘﻢ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺗﻮ ﺩﺭﺍﻓﺘﻢ Room ﻫﺎ ﺭﻭ ﮔﺸﺘﻢ ﻭ ﮔﺸﺘﻢ
ﺗﻮ ﻣﺮﺍ Hack ﺑﻨﻤﻮﺩﯼ . ﻧﺮﻣﯿﺪﻡ . ﻧﮕﺴﺴﺘﻢ
مامانم داشت تعريف مي كرد من كوشولو كه بودم (مثلا دو ... سه سالم) دست مي كردم تو دماغم بعد انگشتم گير مي كرد با چشماي خيس ميومدم پيش مامانم كه درش بياره!!!
:|
نچ نچ نچ!!
چيه خب؟؟!!
همچين ني نيه باحالي بودم من!!!!
خنگ هم خودتونيد :|
شب با آبجیم تو یه اتاق خوابیده بودیم صبح که پا شدیم دیدیم لوستر اتاقم قشنگ یه قسمتش شکسته آویزون شده بود سمت حلق من.@@
حالا بابام اومده تو اتاق خیلی جدی میگه:انقد که شب تا دیر وقت اینو روشن میزارین دیگه.
من:O-o
آبجیم:O_O
لوستر تو حلق من:^ 0 ^
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532411943










