امروز بعد 15 روز مسمومیت شدید در حد جنگ ستارگان تازه فهمیدم چه مرگم شده بوده...یعنی دوباره مسموم بشم اگه دروغ بگم...
خلاصه گفتگوی بابام با عمه ام....
_ دستت درد نکنه پری جان از بابت آشی که فرستادی برامون ...ماکه مزه اشو نفهمیدیم...تااومدیم بخوریم دیدیم گربه اومده تو اتاق پوزه کرده توشون...آزاده هم ریخته بودشون بیرون حتما....
من دیگه برو خودم نیوردم اومدم خونه خرکیف شدم آشا وسط اتاقه....خوردمشون تا ته...
یعنی الان منتظرم عزراییل بعنوان فرزند خوانده قبولم کنه برم باهاش د د ....
خاطرات خنده دار
دختر داییم بهم زنگ زد گفت یه شماره هست زیاد مزاحم میشه
منم گفتم شمارشو اس کن کار نداشته باش............خلاصه بهش زنگ زدم گفتم:ببخشید آقا من از پست بانک مزاحم میشم،خواستم بگم شما مزاحم این شماره(شماره دختر داییمو بهش گفتم) میشید،وظیفه خودمو دونستم که بهتون بگم صاحب این شماره ازتون شکایت کرده و واستون پرونده قضایی تشکیل داده...............عاغا خدا وکیلی اینو گفتم یارو نزدیک بود بزنه زیر گریه و التماس میکرد که این یه بارو ببخش قول میدم دیگه تکرار نشهD:
و خلاصه از اون به بعد دیگه مزاحم نشد
انصافا امتحان کنید خیلی حال میده
دوستم اومده میگه وای مهسا بگو دیروز چی شد !!!؟؟:-):-)
من : چی شد ..!!!؟؟؟؟
دوستم : دیروز رفتم کافی نت دو تا خارجی اومده بودن باهاشون انگلیسی صحبت کردم عین بلبل ...!!!:-):-)
من: جدی !!؟؟ چی گفتی ؟؟؟؟
دوستم: مرده یه سوال ازم پرسید ، منم گفتم no ... sit down please
من : همین ... !!!؟؟ هلاک نشی یه وقت ... :-/
دوستم : بابا همین چهارتا کلمرو گفتم مرده میخواست بیاد برا تشکر بهم دس بده ، اگه بیشتر حرف میزدم میترسیدم بیاد بقلم کنه بگه بیا ماچت کنم !!!!
من : o_O
دوستم : تو باید به داشتن یه دوستی مثل من به خودت افتخار کنی ... دوستت با خارجیا سروکار داره ;-);-):-):-)
و هم چنان من : o_O
!!!!!!!!!!! 4jok.com !!!!!!!!!!!! علامت اختصاصی m.d.r.l.12.11
یادش بخیر یه زمانی وقتی میدیم یه جایی چن تا بچه دارن با هم بازی میکنن میدونیم میگفت یا بازی یه بازی حلوا!
اونا هم میگفتن میگه این زمین رو خریدی؟
ما هم میگفن اره!
اون میگفتن کو سندش؟
ما هم کف دستمون رو نشون میداد!
اون هم میگفتن برو بابا!
بعد ما میگفتیم بابای خودت بره!
بعد دعوا میشد !
جالبیش اینجاست فرداییش باهاشون گل کوچیک بازی میکردیم!
مـکالمـات مـن و درسـا
بـعد ِ یـه دعـوای نــاجـور داشــتیـم بـاهـم حـرف مـیزدیـم کـم کـم صـلح کـنیم بـره پـی کـارش
مــن : درســا اصـلن بـیـا هـمه چــی ُ از اول شـروع کــنیـم
درســا : یـعـنی تـو الان داداش ِ مــنی ؟ (:
امروز داشتم توخیابون میرفتم دوتاپسربچه دیدم باهم حرف میزدن،دیدم خلوته گفتم خودمو قاطیشون کنم
پسراولی گفت دیدی چه جوری فلانی رو ادب کردم اون یکی گفت آره باباحقش بود
کاش زبونمو گربه همسایه از بیخ میکند کاش لال میشدم ،پریدم وسط گفتم :آره حقش بود پسره ی فلان فلان شده
یهو دوتاشون ی دقیقه سکوت کردن به خاطر مرگ نزدیک من ،یکیشون گفت دیدی دخترای این دوروزمونه چه جوری خودشونو آویزون پسرا میکنن ؟؟؟؟
من#$^/*&%_
اون پسربچه که ادب شده بود:))))))
دخترای این دوروزمونه^_^
روزپدر:(((((
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه،
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد،
نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس !
از جدول کنار خیابون رفت بالا
نزدیک بود که چپ کنه،
اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد . . .
برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد !
سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد !
و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن،
من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!
مسافر عذرخواهی کرد و گفت:
من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه . . .
راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه
رانندهی تاکسی دارم کار میکنم،
آخه من ۲۵ سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!
یه دوستی هم دارم آخر ضرب المثل گفتنه...
اون روز میگه : مار یه بار از دو تا سوراخ گزیده نمیشه.....
ای خدااااااااااااااا........
یه دوستی دارم که واقعا خیلی.....
یه بار یکی از مسئولای دانشگاه اومد خوابگاهمون برامون حرف زد و چنتا قول داد
بعد وقتی رفت دوستم برگشته میگه: دروغ میگه داره سرمونو کیسه میماسه.....
ینی فقط من در اون لحظه :|
شیره :(
دروغ :)))))))
دوست سوتی بده هست دارم من؟؟؟؟؟؟
مامانم خروس خوان اومده میگه برو نون بگیر میگیم خوابم میاد بزار بخوابم
برگشته میگه خبر داری پسر اقدس خانوم معتاد بوده برده انداختتش زندان؟که چی؟نری نون بگیری منم تو رو میندازم زندان میگم معتاده...
منو میگی;0
مامان:))))))
پسر اقدس خانوم:\
ریگی پس از انتقال به کهریزک:((((
اقا شما هم همین بساط رو دارید یا نه...
تا این تبلیغات کرم حلزون شروع میشه تو خونه ما انگار زلزله میشه. یکی میدووه دنبال کنترل پیداش کنه بزنه ی کانال دیگه.یکی میره تو اتاق یکی تو دستشوئی. والله ب خدا داستانی واسه ما درست کردند.
/اولین پستمه حال کردی لایک کن اگر نه برو بدی/
الان ک داشم تو4جوک پست میخوندم،همراهش ی کاسه ماستم میخوردم.
گوشیم فقد نقش گوشی نداش برام.. هم تو نت بودم هم بجا چراغ دستی استفاده میکرم اخه تاریکه،خیرسرم ساعت4صبه وجالبترش اینجا وقتی داشم قاشق ماستو میکرم دهنم،یکم از ماست داش میریخ.. ک ناباورانه گوشیرو بجای پیشدسی گرفم زیر قاشق ک یوخ نریزه روشلوارم!
اصأ یهمچین ادمیم عایا؟ک بگم مام یهمچی ادمیم!
لایک:وضت خرابه.دکتر رفتی آیا؟!
بچه که بودم فک میکردم کلمه ((وی))که تو اخباریامقالات میگن یه شخصه!مثلا خاطرات ابن سینا رومیخوندن بعد میگفتن وی در ادامه می افزاید.... یا تو حر فای رییس جمهور میگفتن وی اظهار داشت....باخودم میگفتم این وی کیه که حتی تو خاطرات ابن سینا یا حتی سخنرانی رییس جمهور دخالت میکنه!!!! چرا یه بار نشونش نمیدن اینو!!!(چیه بابا بچه بودم خوووو)
من:|
وی:(
گاندیO-o
یه روز رفتم خوابگاه با خودم هیچ وسیله ای رو نبرده بودم که دوستام گفتن بریم محوطه چایی بخوریم منم تنلیم اومد کفش بپوشم که چشم خورد به یه دم پایی قرمز که جلو در بود منم در اتاق زدم حتی در اتاق باز کردم دیدمکسی نیست دم پایی پوشیدم رفتم پایین یکی دو ساعت محوطه بودیم که یه دختر اومد جلوم به منگفت عزیزم این دم پایی مال خودته گفتم نه شرمنده مال شماست گفت نه پات پات باشه هر وقت خواستی بیارش بعد خواستم برم بالا دیدم یه اعلامیه زدن یک عدد لنگ کفش قرمز دزدیده شده پیگیری خواهم کرد منم ناراحت شدم اعلامیه رو پاره کردم رفتم پیشش گفتم ای ن تو نوشتی گفت شرمنده یادم رفت اعلامیه ها رو بکنم گفتم اعلامیه ها گفت هر طبقه یه اعلامیه زدم ادم چقدر باید خصیص باشه می بینید چطور با ابروی ادم بازی می کنند خلاصه با دختره دوست شدیم دیدم دختره خوبیه ولی حساب وسایلشو زیادی داره
چندروزپیش رفته بودم بازن برادرم پارک تابچه هاش بازی کنن منم ک حوصله شونونداشتم رفتم کتابخونه پارک پیش دوستم چندتاازبچه های کتابخونه هم بودندمنم بادوستم رفتم پیششون(قابل توجه فراره اوناامسال کنکوربدن)منتم داشتم نصیحتشون میکردم که مطمئن باشیدک دانشگاه قبول میشیدفقطبایدب رشته خوب فکرکنیدک یدفه حواسم نبودگفتم شوماهااصلادانشگاه قبول نمیشیدبیخوددرس نخونیدازقبولی خبری نیست.قیافه من دراون لحظه=:))
قیافه اونا=:$
قیافه دوستم=:-(
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532413791










