من به این نتیجه رسیدم پوشیدن لباس ابی شانس میاره
.
.
.
.
.
.
میگی نه از استقلال بپرسه!
@مژگان*** · ۴۹ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
من به این نتیجه رسیدم پوشیدن لباس ابی شانس میاره
.
.
.
.
.
.
میگی نه از استقلال بپرسه!
یادش بخیر قدیما تو مجالس عروسی برا عروس میخوندیم: عروس دومادو ببوس یالا؛ عروس هم بعد از کلی اصرار ما با شرم و حیا و نجابت زود یه بوس میکرد که دیگه بیخیال شیم حالا امروز: عروس داماد وقتی وارد میشن همه جای صورت داماد رژلبیه، دیگه موقع رقصیدنشونم که دیگه بوووووووووق... سانسوره..
اهای دخترخانمایی که مخاطب خاصتون بهتون خیانت میکنه، برای تلافی زود ندویین برین با یکی دیگه دوست شین...
اخه باس بین شماو اون فرقی باشه
سلام دوستان
خواستم یاداوری کنم شرکت نو راهپیمایی روز قدس وظیفه ی دینی و انسانی ماست اگه انسانی اگه نسبت به اتفاقات اطرافت بی تفاوت نیستی این هفته جمعه تا ظهر نخواب..
بین رک بودن و بیشعوری یک مرز باریکه که متاسفانه خیلیا این مرزو رد میکنن
چند وقت پیش تو تلوزین داشت ازین خانواده هایی که همه با هم خوب و مهربون و ازین حرفان نشون می داد بعد یه اقاهه گفت ما تو تصمیم گیری هامون بچه های کوچیکو هم شرکت میدیم...حالا چند روز پیش من و خواهرم به بابام گفیتم: بابا ما تصمیم گرفتیم...
به مولا قسم نذاشت حرفمونو بزنیم گفت: شما گ و ه خوردین تصمیم گرفتین
فک و فامیله داریم؟؟؟:((((((
یعنی دموکراسی تو خونه ی ما حرف اولو میزنه
آرژانتین هرجور بازی میکرد نمیتونست باهفتادمیلیون نفرین ایرانی قهرمان شه
مسی عزیز چوب خدا صدا نداره
:)))
پسره تا دیروز فرق دست چپ و راستشو نمیدونست من بهش یاد دادم حالا واسه ما شاخ شده من 500تا فرند دارم که که 300تاش دختره همینی که هست میخوای بخواه نمیخوای نخواه... از انگلیسی هم فقط YES,NO,FREIND رو میدونه!!!!
امسال عید زن داداشموباخودمون بردیم مسافرت،طفلکیرو خیلی اذیت کردیم(مدیونی اگه فک کنی من ازون خواهرشوهرام)دیگه اخرای سفر خیلی روش فشاراومد،گفت: من دیگه کف دستمو بومیکنم که باشمامسافرت نیام...
خدایی این عروس حقش نیس اذیتش کنیم؟؟؟؟؟
:)
امروزصبح داداشم داشت میرفت از دستش عکس بگیره،مامانم بهش میگه بیاصبحونه بخوربعدبرو که میخوای عکس بگیری یوقت ضعف نکنی! بعد داداشم میگه نه،نبایدصبحانه بخورم،بایدناشتاباشم:)
پلک هایم را باز میکنم، تونیستی... این بی رحمانه ترین اتفاق هرروز من است.
دیروز با مخاطب خاصم تموم کردم،حالا هرچی میخوام تیریپ این عاشقای شکست خوردرو وردارم،غمگین باشم،همش توخودم باشم نمیشه!
لامصب از روزای دیگه هم شادترم هم پرانرژیتر!!!
سرجلسه امتحان خیلی شیک و طبیعی برگه تقلب دستم بود داشتم از روش copy,paste میکردم،اصنم حواسم به اطراف نبود که یدفعه دیدم ی سایه افتاده روبرگم.سرموبلند کردم دیدم مراقبه داره بالبخندبهم نگاه میکنه!منم بهش لبخند زدم اونم گفت:خب چراخودتوخسته میکنی؟برگه روبچسبون به برگه امتحانت اینجوری تو وقت هم صرفه جویی میکنی!
من(*-*)
مراقبه0-o
دوباره من:)))))
ولی دمش گرم فقط برگه تقلبوازم گرفت دیگه ازجلسه بیرونم نکرد.
چند روزپیش امتحان ریاضی داشتم(منم ریاضیم افتضاحه)حالا رفتم مدرسه پیش دوستامو اونایی که کنارم میشینن میگم:بچه ها سلام...کسی جوابمو نمیده.دوباره میگم:بچه هااا سلام...بازم کسی بهم محل نمیده.برابارسوم گفتم بچه هاااا سلاااام..ایندفعه هم کسی بهم محل سگ نذاشت.هیچی دیگه منم مث ی مرد رفتم امتحانمودادم داااغون.حالا2روزبعدش امتحان زبان داشتیم(زبان من عالیه)رفتم مدرسه هنوزپامو نذاشتم توحیاط مدرسه دیدم همه دوستام بدو اومدن استقبالم،بهم دست میدن،سلام میکنن کلی الکی ازم تعریف میکنن اخرشم میگن سرامتحان برسونی ها عزیییزم!!!
من0-o
دوستام:)))))))
امتحان زبان:||||||||
بخدا این دوستا ازدشمن هم بدترن.