تاریخ انتشار : خرداد 1392
مامانم خروس خوان اومده میگه برو نون بگیر میگیم خوابم میاد بزار بخوابم
برگشته میگه خبر داری پسر اقدس خانوم معتاد بوده برده انداختتش زندان؟که چی؟نری نون بگیری منم تو رو میندازم زندان میگم معتاده...
منو میگی;0
مامان:))))))
پسر اقدس خانوم:\
ریگی پس از انتقال به کهریزک:((((











.gif)
.gif)