دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 76524

تاریخ انتشار : خرداد 1392

امروز بعد 15 روز مسمومیت شدید در حد جنگ ستارگان تازه فهمیدم چه مرگم شده بوده...یعنی دوباره مسموم بشم اگه دروغ بگم...
خلاصه گفتگوی بابام با عمه ام....
_ دستت درد نکنه پری جان از بابت آشی که فرستادی برامون ...ماکه مزه اشو نفهمیدیم...تااومدیم بخوریم دیدیم گربه اومده تو اتاق پوزه کرده توشون...آزاده هم ریخته بودشون بیرون حتما....
من دیگه برو خودم نیوردم اومدم خونه خرکیف شدم آشا وسط اتاقه....خوردمشون تا ته...
یعنی الان منتظرم عزراییل بعنوان فرزند خوانده قبولم کنه برم باهاش د د ....