یه روز رفتم خوابگاه با خودم هیچ وسیله ای رو نبرده بودم که دوستام گفتن بریم محوطه چایی بخوریم منم تنلیم اومد کفش بپوشم که چشم خورد به یه دم پایی قرمز که جلو در بود منم در اتاق زدم حتی در اتاق باز کردم دیدمکسی نیست دم پایی پوشیدم رفتم پایین یکی دو ساعت محوطه بودیم که یه دختر اومد جلوم به منگفت عزیزم این دم پایی مال خودته گفتم نه شرمنده مال شماست گفت نه پات پات باشه هر وقت خواستی بیارش بعد خواستم برم بالا دیدم یه اعلامیه زدن یک عدد لنگ کفش قرمز دزدیده شده پیگیری خواهم کرد منم ناراحت شدم اعلامیه رو پاره کردم رفتم پیشش گفتم ای ن تو نوشتی گفت شرمنده یادم رفت اعلامیه ها رو بکنم گفتم اعلامیه ها گفت هر طبقه یه اعلامیه زدم ادم چقدر باید خصیص باشه می بینید چطور با ابروی ادم بازی می کنند خلاصه با دختره دوست شدیم دیدم دختره خوبیه ولی حساب وسایلشو زیادی داره
نمایش مطلب شماره 76354
تاریخ انتشار : خرداد 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5448
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532415569
بازدید دیروز: 27549
کل بازدید: 532415569










