دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  80893

حالاکه مدرسه هاتموم شده بزاربگم:وسطای سال زنگ ادبیات فارسی معلموبه گریه درآوردیم یهومعلم روکردبه بنده ودادزد:هوی اکبری چته؟
خلاصه دهن به دهن شدیم ناغافل گف توپارسال فارسیتوچن گرفتی؟؟؟
منم گفتم بیست!!!
...وسکوتی کلاس رافراگرفت.!.!.
معلم بعدازچندلحظه گفت خوب درس روادامه میدیم!

  80890

همسایه بالاییمون دوتا پسر 5 ساله داره که بعدازظهرا میرن تو پارکینگ بازی کنن.....
دیروز خواب بودم دیدم صدای عرعرو زوزه میاد از تو راه پله!!!!
دقت که کردم شنیدم یکیشون داره با ناله داد میزنه مامانی امیر علی جیش کرد تو قمقه ی دوچرخم

دیگه شوما فک کنین ما چجوری زندگی میکنیم........:///////

  80865

#### خدا نصیب گرگ بیابون نکنه ###
عاغا دیشب سوتی دادم ناجوووووووور!!!
مهمون اومده بود خونمون یه جف دوقلو داشتن اسمشون"پارسا و پوریا بود! میخواستم بگم: پارسا و پوریا اصن شبیه هم نیستن، پارسا خوشگل تره. یهو زبونم قفلید دوباره، گفتم:" این پورسا و پاریا اصنم شبی... و همانا خونمون بود ک از هفصد جهت منفجر شد!!!! هییییییییییییی خدااااااااااااا...

  80862

داداشم گفت واسه خنده به همه دوستاش گفته بابای دوست صمیمیشون فوت کرده دوستاشم واسه اینکه مطمئن شن زنگیدن به دوست صمیمیشون
دیدن گوشیو برنمیداره و ج اس نمیده دیگه فک کردن باباش واقعا فوت کرده
اینام رفتن اعلامیه زدن و کلی مراسم تدارک دیدن فردای اون روز دیدن دوست صمیمیشون لباسای نو و رنگی تنشه و خوشتیپ و خندان اومده دانشگاه دوستاش بهش گفتن تو که بابات مرده این چه سرو وضعیه اغا این داداشه ماهم اینقد بهشون خندیده همه فهمیدن دروغ گفته ریختن سرش مثه ......... زدنش!!

  80861

خدا سوسكم كنه اگه دروغ بگم
چشتون روز بد نبينه بعده دو ماه مامانم بيدارم كرد محسن پاشو صبحانه بخور،نون گرم،پنير،گردو و...(خلاصه همه چيز بود)
منم گفتم صبخانه بخورم با روحيه برم راي بدم(خخخخخ)
اقا اومدم لقمه اول رو بردارم دستم خورد به جنازه ي ي سوسك،...
هيچي ديگه الان يه تفاهم نامه با خودم امضا كردم ك ديگه تا آخر عمرم صبحانه نخورم
لايك:منم جاي تو بودم ديگه هيچوقت صبحانه نميخوردم

  80854

داشتم تو کوچه رد میشدم گودزیلای پسرعموم که 4 سالشه با گودزیلای دخترعموم دعواشون شده بود گودزیلای پسرعموم از تو خونشون اومد بیرون محکم درو بست وبه گودزیلای دختر عموم یه فهش ناجور داد (که من بااین سنم این فحش رو تازه یاد گرفتم) , بهش گفتم عمویی از این فحشا نده به پسر عمت ,اونم نه گزاشت نه برداشت بهم گفت تو یکی خفه شو ویکی از اون فحشها نثارم کرد
اونوقت میگن تحریما هیچ اثری نداشته

  80850

یکی از درناک ترین اتفاقایی که هست...
اینه که شب یادت بره آدامستو از دهنت دربیاری
صب بیدارمیشی ببینی بالش وموهات که هیچی،کل هیکلت آدامسی شده
بعدمجبورمیشی موهاتو کوتاه کنی
لامصب بد دردیه
تجربه کردم که میگما...

  80845

چند روز پیش رفته بودیم اداره کل آموزش و پرورش شهرمون برا برگه شماره 3 نظام وظیفه ، خلاصه واسه ی یه مهر و امضای ناقابل ازین اتاق به اون اتاق . تا اینکه گفتن باید ببریدش به اتاق امضا ( اتاق امضا یه جاییه که یه نفر نشسته و حقوق میگیره که فقط امضا کنه که به شخصه هنوز فلسفه ی وجود چنین آدمی و پول گرفتنشو نفهمیدم ) القصه بردیمش اتاق امضا دیدیم نیست . گفتن برید یه معاون پیدا کنید . حالا ما هم فکر میکردیم معاون یه نفره ولی نگو یه سالن کامله با 14 اتاق که هرکی حتی یه آبدارچی توی اون اتاق ها نشسته باشه بهش میگن معاون( به همدیگه نون قرض میدن ) از شانس ما معاون ها هم نبودن . خلاصه این رفیق ما که حس کرد مچل شدیم عصبانی شد و داد زد : به یک عدد معاون دائم یا موقت نیازمندیم . خلاصه اینو که گفت همه ی کسایی که اونجا بودند انگشت حیرتی که به دماغ فرو کرده بودند از شدت تعجب وارد حلقشان شد و به غایت قانع شدندی.
من دیگه حرفی ندارم

  80840

حتما بخونید ... نخونی از دستت رفته بخدا
هـفـتـه پـیـش داشـتـم از خـیـابـون رد مـیـشـدم یـه پـورشـه پـانـامـرا زد بـهـم...اقـا مـا هـم دیـدیـم یـارو پـولـداره گـفـتـیـم یـه فـیـلـمـی بـازی کـنـیـم یـه ذره پـول ازش بـگـیـریـم
داد و جـیـغ کـه پـام فـنـا رفـتـو کـمـک کـنـیـد دارم مـیـمـیـرمـو از ایـن حـرفـا
چـشـمـتـون روز بـد نـبـیـنـه مـلـت هـمـه اول رفـتـن بـبـیــنـن مـاشـیـن یـارو چـیـزیـش شـده یـا نـه؟؟ کـه مـرده بـه رانـنـده گـفـت اقـا خـدارو شـکـر مـاشـیـن چـیـزیـش نـشـده
بـعـدشـم دسـت بـچـشـو گـرفـت گـفـت اگـه مـیـشـه مـا یـه 2تـا عـکـس بـنـدازیـم بـا مـاشـیـنـتـوتن
... 2تـا دخـتـرم اومـدن بـا رانـنـده حـرف زدن کـه مـخـشـو بـزنـن
یـه 2تـا پـسـرم نـشـسـتـن پـشـت فـرمـون واسـه فـیـسـبـوک عـکـس انـداخـتـن
یـعـنـی کـسـی مـارو آدم حـسـاب نـکـردااااااا
بـی سـروصـدا بـلـنـد شـدم ، خـودمـو تـکـونـدم رفـتـم سـمـت افـق : به حمین برکط غصم

  80839

کوله کامران(هوش سياه) ى چيزى تو مايه هاى شلوا ر کردى عباس m223 شده ها اخه دست ميکنه تو کوله انواع تبلت لب تاب کيس کامپيوتر سيخ کباب اصلحه کمرى و...

  80835

دوران دبیرستان با دوستان یه صبح جمعه قرار فوتبال گل کوچیک گذاشتیم...
یکی از رفیقامون که اومد دیدیم دور و زیر چشمش بد کبود شده ، یکی ازش پرسید چی شده اونم گفت که تو خیابون با یکی دعواش شده که مردم اومدن سوا کنن طرف هم مشت زده تو صورتش اونم با لگد زد تو شکمش و ؛ الی آخر....
فوتبال که تموم شد در راه برگشت به خونه ازش پرسیدم که دیشب آخر وقت باهم رفتیم خونه تو که خیابون نرفتی با بابات دعوات شده؟؟؟
خندید گفت نه بابا ؛ دیشب خواب که بودم دیدم یه چیزی رو صورتم داره راه میره مخم کار نکرد فقط فهمیدم سوسکه با تمام قدرت مشت زدم روش یهو برق از چشام پرید تازه دوزاریم افتاد بامشت زدم روی چشم خودم....

  80830

اعــتـراف مﮯکـنـم هر وقت میخوام برم بیرون جورابامو عمیق بو میکنم اگه بیهوش نشدم میرم
اعــتـراف مﮯکـنـم وقتی تو اتاقم دارزم رو زمین و صدای پای گودزیلامونو میشنوم ک داره بهم نزدیک میشه ترس و استرس برم موستولی میگرده
اعــتـراف مﮯکـنـم بچه گیام فک میکردم اونی که وسط میشینه و همه دورش حلقه میزنن تخم مرغ گندیده است و باید جزئیاتم(بو) اعمال کنه
اعــتـراف مﮯکـنـم هیچ وقت تخم مرغ گندیده بازی نکردم (بجون خودم فحشم ندین)
اعــتـراف مﮯکـنـم خیلی وقته تو این فکرم که بعضی از این پسرا چیجوری از بیشتر مشکلاتو دغدغه های پنهان دخترا خبر دارن(والا آدم شک میکنه)
اعــتـراف مﮯکـنـم نگرانم که وقتی دوباره ارسال ها شد روزی 5تا از کجام جک دربیارم روزی 5تا
اعــتـراف مﮯکـنـم وقتی ی جوک جدید و باحال میخونم و میلایکمش منظورم اینه: اَی کصافط دهنتو آسفالتو چمن از کجات آوردی این جوکو
اعــتـراف مﮯکـنـم زندگی فغت دستشوئی
اعــتـراف مﮯکـنـم اولین نامه ای ک نوشتم واسه استاد دانشگام بود آخر برگه پاسخ
اعــتـراف مﮯکـنـم تو دبستان جای فلوراید آب دهنمو جلو خانم بهداشت خالی میکردم
اعــتـراف مﮯکـنـم برنامه گلبرگ شبکه سه قند تو دلم آب میکنه(دهه 70 به اینور ساکت وگرنه با پشت دست مواجه میشنا)
هــــِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِـِی جوونی اعــتـراف مﮯکـنـم یبار ک اینو گفتم خالم گفت جوونیاتم هیچ پُخی نبودی
ヅ هویج シ

  80823

پسررو با آشغالاي(زباله) 9 شب بذاري دم در،کسي برنميداره ببره،حالا اومده تو عروسي ميگه:(با اشاره به خودش) خوشگلا بايد برقصن؟؟

  80822

یه روز صبح زود که زمستونم بود در حیاتمون رو باز کردم ببینم بیرون چه خبره دیدم پسر همسایمون با یه رکابی ویه شونه تخم مرغ تو دستش داره میاد (وسط زمستون)

  80818

نمیدونم شما هم اینجورید یا ن
من عاشق دو نفر هم زمان شدم خدایی گیر کردم وقتی اهنگ گوش میدم تو فکر کدومشون باشم اصن یه وضیه تو قلبم هر کدومشون سر جاشون تو قلبم دعوا میکنن یا سر قلیون کشین تو قلبم
اخه ه ه ه عشقای من یکم رعایت کنین من یه فکر ارام میخوام
اصلن غلط کردم عاشق شدم به شما توصیه میکنم از این کارا نکنین
بچه هایbnd=like