دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 80822

تاریخ انتشار : خرداد 1392

یه روز صبح زود که زمستونم بود در حیاتمون رو باز کردم ببینم بیرون چه خبره دیدم پسر همسایمون با یه رکابی ویه شونه تخم مرغ تو دستش داره میاد (وسط زمستون)