تاریخ انتشار : خرداد 1392
یه روز صبح زود که زمستونم بود در حیاتمون رو باز کردم ببینم بیرون چه خبره دیدم پسر همسایمون با یه رکابی ویه شونه تخم مرغ تو دستش داره میاد (وسط زمستون)
یه روز صبح زود که زمستونم بود در حیاتمون رو باز کردم ببینم بیرون چه خبره دیدم پسر همسایمون با یه رکابی ویه شونه تخم مرغ تو دستش داره میاد (وسط زمستون)
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )