صبح امید ز پنجم سال از نود تابش کرد/ آساره ی بخت در پیش ما کرنش کرد
یکهزار و سیصد و نود ، چهارش رفت / در نوروز پنجم ، بذر نیکی رویش کرد
باران رحمت از جانب عرش کبریا /در فروردین ماه بر ما بارش کرد
نوروز 95 مبارک
@ilia92 · ۹۵ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۶ رأی)
صبح امید ز پنجم سال از نود تابش کرد/ آساره ی بخت در پیش ما کرنش کرد
یکهزار و سیصد و نود ، چهارش رفت / در نوروز پنجم ، بذر نیکی رویش کرد
باران رحمت از جانب عرش کبریا /در فروردین ماه بر ما بارش کرد
نوروز 95 مبارک
امروز به فر بخت پیروز / دل های فسرده شادمان شد
از فر مجاهدان بهروز / آن را که دل تو خواست آن شد
از تابش مهر عالم افروز/ ایران فردوس جاودان شد
شد شامش روز و روز نوروز/ زین بهتر هم می توان شد
نوروز مبارک
دیدید چقد هوای تهران آلودس . حالا یه قانون بذارن که مردم موظفن هر روز با ماشیناشون بیان تو خیابون بچرخن . عمرا دیگه شما ماشینی توی خیابون ببینی . و عمرا چیزی به نام آلودگی هوا ببینی .
اینجاش جالبه
مردم یه راه های محیرالعقولی پیدا می کنن که قانونو دور بزنن . ...............
کنار دوستم توی ماشینش نشسته بودم بهش گفتم چرا اینقد بد رانندگی میکنی ؟
گفت آخه دستم شکسته
بش گفتم آخه مگه مجبوری با دست شکسته بشینی پشت فرمون
گفت خو چی کار کنم . اگه دوست داری فرمون بشینه پشت من |:
لا مصب پدر استدلال ایرانه :)))
بچه که بودم دستمو خیس میکردم به دوستام کشیده میزدم میگفتم میخام بهتون کشیده ی آبدار بزنم خخخخخخخ
من از وقتی از توافق وین استفاده میکنم دیگه اصلا توی دراز و نشست احساس خستگی نمی کنم :|
توی گوگل دنبال ابداعات جدید می گشتم ، سرچ کردم "Initiative" ( یعنی اختراع و ابتکار ) . wow! دیدم عکس های خانم ابتکار رو اورد
دیدی توی ایران وقتی دو نفر تصادف می کنند . سوابق خواهر و مادر همدیگه رو به هم تذکر می دن تا یادشون نره . اخه اگه شما پیشینه ی درخشان خاندان همدیگه رو می دونید دلیل نمیشه که . جار بزنید تا افکار عمومی هم بفهمن. تازه اگه یه خارجی هم اون اطراف گوش بده به حرفای شما میگه چقد وضع مردم اینا خرابه . اونموقه هی میگید چرا توریست نمیاد توی ایران همین کارا رو میکنید دیگه . حالا اگه فحش میدی لا اقل زاویه ی میل رو نگو تورو خدا
در جواب SAH & My Wizard . "یه زمانی کی ازبزرگترین تفریحامون این بود:وقتی می نشستیم دوره هم,یه نفر میگفت:درمدرسه نشسته بودیم ناگهان خری گفت.اونوقت همه لال میشدن.بعضی وقتا 1 ساعت طول میکشی وهیچکس حرفی نمیزد "
آقا سر کلاس این کارو می کردیم بعد معلم میومد وارد کلاس می شد سلام می کرد همه ی بچه ها بش می خندیدن . بنده خدا هم یه ضرب میرفت دنبال زیپ شلوارش . فک می کرد سوتی داده . هی یادش بخیر
برا تولد نامزدم براش گردنبند گرفتم ، بعد گفتمش تو برا تولد من برام چی میخوای بگیری ، خواست حرف توحرف بیاره گفت: می دونی چن روزیه گردن درد گرفتم . بازم دمش گرم درد بدتری برام نگرفته .
چند روزه مسئله پیش اومده
میگم "چندر" غاز دقیقا کجای غازه
دختره دماغشو عمل کرده بود ، حالا مکالمه ی اون با دوستش
- اِ دماغت چه خوب شده
- وای مرسی چشاتون دماغ می بینه
دیروز همسادمون یه باک بنزین _ازین قیمت جدیدا_ زده بود گفت سر راه راهزن ها جلوشو میگرن ، این بنده خدا هم از ترس سوییچ ماشینو و موبایلو پول و میده ، میگه فقط به خودم کاری نداشته باشین . این دزدا هم میگن ماشین بخوره تو سرت اومدیم بنزین باکتو خالی کنیم بنزین . بنزین . (یوها ها ها ها ) ................
شوهر چگونه موجودیست؟
شوهر موجود نیست . الکی شکمتونو صابون نزنید
دانش اگر در ثريا هم باشد، مردان معتدل و پر سوادي از پارس به تعليق آن مي پردازند. ثریا مچکریم .........
آن مرد بود که دیگر رفت یادتون میاد ؟ اصلا این وضع سبد کالا هم تقصیر آن مرد بود . جون شوما ..........
تلویزیون توی زمستون خجالت میکشه بگه بخاری هاتون رو خاموش کنید ، میگه دمای تعادل 18 درجه است . توی تابستون هم میگه تعادل 25 درجه است . میگم تلویزیون جان خودتو تو زحمت ننداز فقط بنویس : بخاری می خواهید چیکار ؟ کولر می خواهید چیکار ؟ چاییتو عوض کن .
دیروز خواستم خودمو برا مامانم لوس کنم بهش گفتم :مامان همه دوستام بالا بالا دارن. مامان برا من بالا یالا میخری؟
دیدم بابامو مامانم یه نگاه مشکوک بهم کردن بعدش بابام رو به مادرم گفت: خانوووووم دیگه داری از زبون خوش میشنوی . دیگه بهانت چیه . خو من یه ساله دارم بهت میگم این بچه زن میخواد تو میگی نه ................
اینکه قیافه من چجوری بود دیگه باید خودتونو جای من بذارید .
آغا دیدید کتاب پزشکی ابوعلی سینا اسمش قانونه ..اونموقه کتاب فلسفه اسمش طبه ... من رازشو کشف کرد�
دیشب ابوعلی سینا اومد تو خوابم ناراحت بود
گفتمش چته ؟
گفت :اخه ادم اینقدر باید خنگ باشه . بابا نسل شما دیگه شورشو دراورده
من : براچی؟
گفت : من موقعی که زنده بودم با ابوریحان بیرونی شرط بستم . من میگفتم آدمای آینده باهوشن ، ریحان میگفت خنگن
آخرش ابوریحان گفت جلد کتاباتو عوض کن . ببین میفهمن یا نه؟
حالا شما خنگید به درک یه فکری به حال من بکن دارم شرطو میبازم الان توی کالج ارواح دانشمند دیار باقی آبروم میره تازه حورالمولوک(عشقشو میگفت) ترکم میکنه .
بنده خدا شدیدا تو امپاس بود یه فکری بکنید ..................
داداشم سرش گیجه بابام بهش گفت که بیا از توی کتاب ادعیه یه دعا برات پیدا کنم آهان بیا پیداش کردم نوشته دعای سرگیجه و بی عقلی
اصلا داداشم کلا خوب شد دیگه با این نسخه ................................