دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  88138

یادم میاد حدود 6 سال بیشتر نداشتم و اولین باری بود که با بابام می رفتم نونوایی....
بابام گفت همین جا وایسا نون بگیر تا من برگردم....
بابام رفت و یک ساعت بعد برگشت ، ولی فکر کنم بابام یادش رفته بود بهم بگه به ترتیب برو جلو تا نوبتت بشه.....
منم همون جا مونده بودم....
همش تقصیر بابام بود ، نه ....

  88127

گوشیم مونده خونه دوستم رفتم بگیرم,
دیدم بیست تاپیام دارم بازش کردم:
.
.
.
دیدم:دوستم نوشته گوشیت مونده خونه ی مابیا ببرش!!!
یعنی مخ در حد خیار

  88125

کیا یادشونه اون موقع ها با یکی دعوا میکردیم یکمون موی یکی دیگه رو میگرفت یکیمونم دست اون کی رو میگرفت بعد. هی میگفتیم اول تو ول اون یکی هم میگفت اول تو ول کن آخرش هم با هم دیگه ول میکردیم ! تازه بعدشم زود آشتی میکردیم !
آه روزگار یادش بخیر . . .

  88116

بابا این چه وضعی همراه اول در اورده هر موقع ما مخاطب خاص داریم همه هزینه هاش سه برابر میشه وپولو جیب مارو واسه شارج تموم میکنه "هر موقع هم کسی رو نداریم همش طرحهای تشویقی میزاره ودل ما رو اب میکنه "الان طرح گذاشته مکالمه شبانه رایگان
فک کنم مخصوصا میخواد دل مارو کباب کنه
جون خرطوم فیل چهار جوک به این وضع رسیدگی کنید

  88107

عاغا امروز بلند شدم اومدم پای 4جوک اومدم یه جوک بنویسم دیدم نوشته محدودیت ارسال یکی بعد مث بچه های خوب سایت بستم از پای سیستم بلند شدم رفتم......و اینگونه بود که باعث شدم کیفیت مطالب 4 جوک بالا بره.....
لایک=دمت گرم
لایک= با نبودنت به ما امید می دی
لایک= بری دیگه بر نگردی
خدایش اگه لایک ها بالای 800 بره شکست عشقی می خورم اونوقت با 4 جوک کات میکنم.....

  88102

بابای من بهم گفته چه جوری ثروتمند شده.^_^
یه روز یه سیب تو خیابون پیدا می کنه،اونو200تومن می فروشتش.
خب بعدش؟
بعد با اون 200 تومن دو تا سیب می خره.
بعد هر کدومو 400 تومن می فروشتش.
خب بعدش؟
بعد عموش می میره.بهش ارث می رسه :l

  88098

*یکی از سوتی های برنامه عمو پورنگ (یه صدای دخترونه)
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبی
- مرسی . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خیلی دوستتون دارم
- منم خیلی دوستت دارم عزیزم . اسمت چیه ؟
- کتایون
- کتایون ؟ خوبی ؟
- بله
- کتایون ؟ من ازت سوال می پرسم . تو بگو کتایون . باشه ؟
- باشه
- کی از همه بهتره ؟
- کتایون
- کی تو کارا به مامان کمک می کنه ؟
- کتایون
- کیه که مامان دوستش داره ؟
- کتایون
- کیه که بابا وقتی از در میاد ماچش می کنه ؟
- مامان

  88097

یادمه پارسال ماه رمضون قرار شد یه سحری رو من آماده کنم.‏ ازقضا همون شب قوم الظالمینمون زود خوابیدند منم سرخوش تموم فیلم و سریالا رو دیدم و اینترنتم شخم زدم و یه گپ مفصلم با مخاطب اوریجینالم زدم و بعدشم لالا ! سحر مامانم صدام زده میگه پاشو ببینم چی درست کردی؟ بوش که نمیاد!! و وقتی با نگاه های سفیه اندر عاقل بنده مواجه شد دریافت که باید با سرعت نور تو ‏20‏ دقیقه یه چیزی درست کنه و فرداشم هرچه سریعتر منو ببره بذاره سر راه!! لایک:‏ شما که عرضه نداری پولکی میخوری مسئولیت قبول کنی!! ‏

  88062

به استادم کفتم استاد چيكار كنم وقتي روزم تشنم نشه
اونم گفت:مٽل شتر اب ذخيره كن
منم كم نياوردم گففتم:استاد شما وقتى روزه هستى تشنه اتون نميشه
اونم گفت:نه
منم گفتم پس شما شتر تشريف دارين
يهو كم اورد گفت بچه ها درس کجا بوديم
بچه ها هم ک در حال ترکيدن بوودن

  88056

آقا دوم راهنمایی بودم یه زور تو کلاس با بقل دستیم دعوام شود اصلا" یه سرصدایی شوده بود که نگو منم اعصابم خورد شوده بود گام به گامه شو پرت کردم طرف آشغال دون از شانس گنده من همون موقع ناظم اومد گام به گام خورد تو سرش و با سر رفت تو آشغال دون بجه ها نه میتونستن به خندن نه می تونستن نخندن ناظم مون بلند شود گفت کی بود بچه ها کلاس مون همه با مرام منو لو ندادن ناظم عصبانی شود شلنگ آورد همه رو زد تا این که به من رسید من نفر آخر بودم وقتی به من رسید گفت نه نه نه کار سروش نیست سروش قرآن خون مدرسه است و منو که باید میزد نزد خولاصه این خاطره تا آخر سال به یاد همه موند و همه به من میگفتن سروش خر شانس :) هرکس لایک بزنه = دمت گرم

  88054

چند هفته قبل توی یه مسابقه تلوزیونی که فرهاد جم اجرا می کنه و از شبکه تهران پخش میشه و مثل مسابقه ی هفته با نوذری خدابیامرز می مونه این اتفاق افتاد.
از خانومه پرسید: کتاب موش و گربه از کیه؟
گفت: نمی دونم
از نفر بعد پرسید: نفر دوم مسابقات شنای المپیک (سالش رو هم نگفت) که در سال بعد رتبه ی چهارم را آورد کی بود؟
گفت: سپاستین خوزه دومتریوف الدورانیو
من: :O
فرهاد جم: :O
سپاستین خوزه دومتریوف الدورانیو: :O

  88053

اول گفته باشم بابام از اون مردای جدی کم حرفه خشنه ینی سالی یه بار منو به اسم صدا کنه اونروز من ذوق مرگ میشم
13 سالم بود یه شب سرد زمستون خواب بودم روم باز شده بود یهو دیدم بابا لحافو کشید روم تعجب کردم خواستم مطمیین شم بابا بوده دوباره رومو باز کردم بازم لحافو انداخ عاغا منم خوشم اومد هر پنج دیقه لحافو مینداختم کنار!!!
5 بار شد بار شیشم دیگه خبری نشد دیدم دارم یخ میزنم یواشکی برگشتم ببینم بابا خوابه لحافو بکشم چشتون روز بد نبینه دیدم دستشو گذاشته رو زانوش چشاش o.o نشسته داره بد نگام میکنه انقد ترسیدم همون مدلی خودمو زدم به خواب تا صبم یخ زدم!!!!
بله بابای با محبت داشتیم ما
فداش بشم که الان مهربونتر از اون برام پیدا نمیشه

  88041

اولین پستمه حمایت کنید.
این خاطره مال یکی از دوستای داییمه:با دوستان مجردی می رفتیم تفریح(روستای یکی دیگه از دوستامون توراه ماشینمون خراب شد مجبور شدیم با مینی بوس رفتیم روستا.تومینی بوس یکی از مسافرابا خودش 1مرغ و 1خروس(زنده)داشت.(تااینجاشو نگه دارید)یه بچه حدودا 4یا5ساله بود خیلی حالش بد بود یکدفعه کف مینی بوس بالا آورد(البته گلاب به روتون) ناگهان برگشتم دیدم مرغ و خروسه از بغل یارو پریدن کف مینی بوسه دارن به محتویات داخل... نوک می زنن. دیگه مسافرا صندلیا رو خورده بودن داشتن پرده ها رو می جویدن.

  88033

F.KH1879
عــــاغا ما ی روز با گودزیلامون(4سالشه)رفتیم نون بگیریم ایشون رفتن تو نونوایی(سنگک) به عاغای نونوا گفت که1"همبرگر"بدید:)))))))
نونوا:))))))
من^__^
همبرگری سرکوچه;))))
مردم در صف خرید نون^__^
دیگه همه داشتن طنور(تنور) رو گاز میزدن من هم که رو آوردم به خیابون:)))))))))))

  88024

دردودل یکی از مشتریان کرم حلزون:
وای باورتون نمیشه.ازاون موقعی که کرم حلزون استفاده میکنم دیگه تنهانیستم.دوستام به خاطر قیافم ازم دوری میکردن ولی الان هرروز صبح که بیدارمیشم وباحیرت به اینه نگاه میکنم از داشتن این قیافه جدیدم خیلی خوش حال میشم و هرروزیکی به دوستام اضافه میشه ازت ممنونم حلزون.
هیچکس تنهانیست.کرم حلزون اول