آ

آذین نصر اصفهانی

@دختر اصفهونی · ۸۵ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۹ رأی)

زن و شوهری سالگرد ‏30سالگی ازدواجشونو جشن گرفته بودند.‏ تو یه رستوران کوچیک.‏ سرمیز داشتند باهم عاشقانه حرف میزدند که یوهو یه پری کوچولو ظاهر شد و بهشون گفت چون شما زوج مهربون و وفاداری هستید به عنوان هدیه هرکدوم میتونید ‏1‏ آرزو بکنید تا برآورده کنم!‏
اول به زن گفت آرزو کن.‏ زن گفت من آرزو میکنم بتونم دور دنیا رو با همسر عزیزم بگردم! پری کوشولو هم اجی مجی کرد و دوتا بلیط سفر به دور دنیا ظاهر شد
حالا نوبت مرد بود.‏ مرد گفت همسر عزیزم واقعا متأسفم ولی شانس فقط ‏1بار در خونه آدمو میزنه.‏ من آرزو میکنم همسری داشته باشم که ‏30سال ازخودم جوونتر باشه!‏
زن و پری:‏ ‏o_O
پری نگاهی به زن انداخت و گفت:‏ آرزوئه دیگه،‏ نمیشه کاریش کرد.‏ و چوب جادوئیشو بالا برد و اجی مجی کرد و در نهایت ناباوری مرد تبدیل شد به یه پیرمرد هاف هافوی ‏90ساله!!‏
نتیجه اخلاقی:‏ شاید مردا موجودات قدرنشناس و نامردی باشند ولی باید اینم بدونند که پری ها مؤنث هستند!! ‏‏^‏‏_‏‏^‏

آ
جوک

اندر احوالات من درخوابگاه:‏ ‏
آقا کلیپس سارا دختر همساده حامدینا...‏ اصن چرا کلیپس اون؟ ایشش دختره نکبت با اون کلیپس کج و کوله ش! کلیپس خودم تو حلقتون اگه دروغ بگم!
یه صبح تو خوابگاه پا شدم آماده شم برم دانشگاه،‏ شبش تا پاسی از شب‏( ادبیاتو داشتی؟‏) بیدار بودم واسه همین گیج خواب بودم رفتم دستشویی طبق معمول قرق بود‏( مردم قرق یعنی إشغال‏) خلاصه رفتم تو آشپزخونه که مسواک بزنم و صورتمو بشورم و باز طبق معمول خمیردندون نداشتم‏(چیه خو؟ دانشجو بودم،‏ زیر خط فقر کله ملق میزدم‏) نمکدونو ورداشتم پاشیدم رو مسواک و زدم به دندونام،‏ آغا چشتون روز بد نبینه یهو دیدم مث اژدها داره آتیش از دهنم میباره! نگو یه دست شیکسته ای نمکدون و فلفلدونو گذاشته بود کنار هم! منم که گیج و خوابالو! هیچی دیگه اونروز تو دانشگاه هرکی منو می دید میگفت:‏ عه پروتز کردی لباتو؟! ‏0‏_‏0

آ
جوک

عاقا چشمتون روز بد نبینه امروز بیرون بودم یهو صدای کشیده شدن ترمز و بعدش برخورد ماشین با یه نفرو شنیدم.‏ مردم دویدند سمت محل حادثه! یهو ملت شروع کردند به جیغ زدن یا ابوالفضل یا زهرا سرش کنده شد!!!! خشکم زده بود هم کنجکاو بودم ببینم چی شده هم دلشو نداشتم.‏ دلو زدم به دریا رفتم نزدیک تر.‏ لابه لای جمعیت دیدم همه دارن هرهر میخندند!! ‏0‏_‏0‏ نگو بر اثر ضربه کلیپس یارو از سرش کنده شده بود پرت شذه بود اون ور! یکی نبود بهش بگه:‏ بیبین کارادا !!! ‏‏^‏‏_‏‏^‏