دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 88041

تاریخ انتشار : تير 1392

اولین پستمه حمایت کنید.
این خاطره مال یکی از دوستای داییمه:با دوستان مجردی می رفتیم تفریح(روستای یکی دیگه از دوستامون توراه ماشینمون خراب شد مجبور شدیم با مینی بوس رفتیم روستا.تومینی بوس یکی از مسافرابا خودش 1مرغ و 1خروس(زنده)داشت.(تااینجاشو نگه دارید)یه بچه حدودا 4یا5ساله بود خیلی حالش بد بود یکدفعه کف مینی بوس بالا آورد(البته گلاب به روتون) ناگهان برگشتم دیدم مرغ و خروسه از بغل یارو پریدن کف مینی بوسه دارن به محتویات داخل... نوک می زنن. دیگه مسافرا صندلیا رو خورده بودن داشتن پرده ها رو می جویدن.