دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 88056

تاریخ انتشار : تير 1392

آقا دوم راهنمایی بودم یه زور تو کلاس با بقل دستیم دعوام شود اصلا" یه سرصدایی شوده بود که نگو منم اعصابم خورد شوده بود گام به گامه شو پرت کردم طرف آشغال دون از شانس گنده من همون موقع ناظم اومد گام به گام خورد تو سرش و با سر رفت تو آشغال دون بجه ها نه میتونستن به خندن نه می تونستن نخندن ناظم مون بلند شود گفت کی بود بچه ها کلاس مون همه با مرام منو لو ندادن ناظم عصبانی شود شلنگ آورد همه رو زد تا این که به من رسید من نفر آخر بودم وقتی به من رسید گفت نه نه نه کار سروش نیست سروش قرآن خون مدرسه است و منو که باید میزد نزد خولاصه این خاطره تا آخر سال به یاد همه موند و همه به من میگفتن سروش خر شانس :) هرکس لایک بزنه = دمت گرم