می دونید اوج بدشانسی چه موقع است؟
موقعی که شما تو مسافرتین و همراه 2 تا ماشین دیگه هستین و حدودا ساعت10 شبه و ماشین شما خراب بشه!
حالا می دونید اوج خوش شانسی تو اون لحظه چیه؟
دقیقا اونطرف اتوبان نمایندگی خودروتون وجود داشته باشه!
بله،ما همچین آدمای بد/خوش شانسی هستیم!
خاطرات خنده دار
آقا یه بار جایی خوندم زرده تخم مرغ واسه مو خوبه منم یه بار که رفتم حموم تخم مرغو آوردم و متأسفانه سفیده شو خوب جدا نکردم همین که دوشو وا کردم آب گرم ریخت رو سرمو بعععععععععله سفیده ها محکم شد وچسبید به سرم:دیییی
بععععله همچین اعجوبه ای هستم من!
داییم (دندونپزشکه) خونه سازی داشت ، منم با شوهرخاله ام(فوق لیسانس) و اون یکی داییم(لیسانس) رفته بودیم سرساختمونش داشتیم به عنوان کارگر بهش کمک میکردیم(تعجب نکن اینجا عادیه)! همینطوری که مشغول بودیم یه خانومه با پسرش داشت از توی کوچه رد میشد، داشت به پسرش میگفت: پسرم درس بخون که یه کاره ای بشی، اینارو نگاه کن(اشاره به ما) این عاقبت درس نخوندنه!
من : خانوم، اون آقاهه که داره شیر آب رو می بنده دکتره ، دندونپزشک ..
اون آقاهه که داره آجر میده کارشناسی ارشد داره..
اون یکی که فرقون دستشه لیسانسه است..!
خانومه O_o
کیا یادشونه اون زمان هارو وقتی بچه بودیم یه چیزی میخریدیم )بستنی'شکلات'...(منتظر میشدیم اول دوستمون بخوره بعد ما بخوریم تا زورش بگیره ? وای که چه دورانی بود خدا!
راستی ماه مبارک رمضان به تمامی شما مبارک باشه
یبارم مخاطب خاص برام اودکلن خریده بود ک اصا ازبوش خوشم نیومد گرونم خریده بود
بعدش داشم ب رفیقم اس میزدم با این متن:
لامصب بو گه میده تازه ادعاشم میشه ک گرون خریدم.فردا باس برم از فروشندش قیمتشو بگیرم تا بفهمم غلط اضاف کرده یا ن..
ک دسه بر غضا برا خودش فرسادم
عاغا24رنگ عوض کردم تاجوابش بیاد.. ک خوشبختانه اینقد اوسکل تشریف داشن ک از اسمس سر درنیاوردن!!
اودکلنم دادم بابام.
لایک=خر بی احساس
نیکی 21 ساله مجرد :-)
من انقد که به عروسیمو لباس عروسو مدل دسته گل و ارایشو ماشین عروسو مهمونا و ............. فک کردم,
.
.
.
به دوماد فکر نکردم چه برسه معیارام برای ازدواج:-@
لایک=حالا بذار یه دونه برات خواستگار بیاد بعد به معیارهاتم فکر میکنی
ههه ههه هههههه خوچیه دارم میخندم یادم میافته غش میکنم از خنده.یه بار نمیدونم کدوم تبلیغاتی بود زده بودن به دبیران کتاب رایگان هدیه داده میشه آقا(عاقا)بابای منم معلم بود اس ام اس زد به اون تلفنی که گفته بودن بابای بنده معلم ابتداییه .بعد بهش زنگ زدن چی درس میدین اون موقعم چون من کتاب نیاز داشتم بابام الکی گفت دین وزندگی میدرسه.بعد بخدا منو مجبور کرد منم اس بدم و دروغکی بگم معلم زیستم!!!!!منم گفتم دل بابایی رو نشکنم زنگ زدم خانمومه زنگیده میگه چی درس میدی میگم زیست بعد کلی اطلاعات دادن میگه متولد چه سالی هستی گفتم72خانومه داشت شاخ درمیاورد از اون روز یه هفته گوشیمو خاموش کردم از ترسم
سلاااااااااااااااااام به همه 4جوکیای باحال،نه خسته،نماز روزهاتون قبول.
چن وخت پیش به مامانم میگم بزنگ به بابا واسه افطار کله پاچه بخره بیاد.میگه نه دخترم چربی زیاد داره چاق میشی کسی نمیاد بگیرتت میترشی میمونی رودستم.......... بعد دختر عموم گربه داره رفته واسش کله پاچه خریده وهی بهش میگه بخور ملوسکم گوشت بشه به تنت !!!!!!
مامانه من دارم؟؟؟
چند دیقه سکوت.
« از دفتر خاطرات یک دیوانه »
یکی از بچه های سایت از ناظر کیفی گفت منو به عمق یه خاطره برد:
عید 92 با پسر داییم که 3-4 ماه ازم کوچیکتره نشسته بودیم پای یی از سریالا که تموم شد و تیتراژش اومد...
پسرداییم: اَاااااا... سعید دقت کردی این یارو "ناظر کیفی" (بر وزن "ناصر سیخی") توی همه فیلما یه نقشی داره؟؟؟
من با حالت تاسف و خنده: اوسکول "ناظر کیفی" که اسم کسی نیست... یه پست کاریه تو صنف سینما...
پسرداییم: خب دقیقا چکار میکنه؟؟
من: دقیقا نمیدونم... فکر کنم توی گروه طراحی لباسه، روی کیف بازیگرا نظارت میکنه...
پسرداییم: دمت گرم، خوب شد گفتی، یه وقت جلوی جمع سوتی ندادم
من (-;
داداشی دارم متفکر،عقلمند،دانشمند هرچی بگم کم گفتم اصن ی وضی....
دیروز رفته حموم برگشت دیدیم لباساش خیسه خیسه مامیم بهش گفت چراخیسی برولباستوعوض کن میگه گرمه!!!!
بعد یک ساعت مامیم رفت تواتاق دید همچی روآبه.....
نکه داداشم مغزمتفکره رفته حموم دروبسته حمومو پرآب کرده توش شناکرده آبم از زیردراومده تو اتاق........
چند وخ پیش میخواست واسه فرارمغز هاببرنش من نذاشتم...
اون روز داداشم تو ماشین صدای گاو در میاورد
من شایان این چه کاریه الان انگیزت از اینکار چیه میشه بگی؟
میگه اخه من یه گاوم
من 0.o
ملت برا انکار کردن گاو بودنشون ادم میکشن حالا داداش ما ...
من دیگه حرفی ندارم
به نظرمن زمانی از گوش پاک کن باید استفاده کرد که
کلیــد دم دست نباشه :|
الان شما اینجوری دارید منو نگاه می کنید =====>> o.O
عاقا من بچه بودم...شاید سه چهار سالم بود...داداشم سه تا گلدون کوچولو کاکتوس خرید...من تا حالا ندیده بودم
جو گرفته بودم حسابی اومدم بو کنم ببینم خوشبوئه یا نه!
چشمتون روز بعد نبینه
دیگه ادامه مطلب با شما
فقط اینو بگم که تا یه هفته داشتم تیغاشو از سر دماغم در میاوردم :|
خدایا چرا من هنوز زنده ام عایا؟
خواهر زادم(همون گودزیلای خونوادرو میگم) 6 سالشه می گم من روزه ام ؛
دیدم سریع رفت از یخچال بستنی اورد ،جلو من نشست
زل زد تو چشام و شروع کرد با کلی سرو صدا به بستنی خوردن
می گم چرا اینجوری می کنی ؟؟
میگه دوست دارم زجر کشیدنتو ببینم!!!!!!!!!!
یه شب ساعت دونیم سه ،داشتم تلفنی با مخاطب خاصم حرف میزدم یهویی مامانم اومد تو اتاقم،گوشیم جدید بود هنوز بهش عادت نکرده بودم منم ازترس به جای اینکه قطع کنم زدم رو بلند گو گوشیو انداختم زیر بالش
دیگه خودتون تصور کنید اون زیر بالش داشت حرف میزد منم خودمو زده بودم به خواب....
مامانم میگه حداقل اونیکه داره زیر بالش بال بال می زنه رو خفه کن بعد بگیر بخواب.
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532555037










