داییم (دندونپزشکه) خونه سازی داشت ، منم با شوهرخاله ام(فوق لیسانس) و اون یکی داییم(لیسانس) رفته بودیم سرساختمونش داشتیم به عنوان کارگر بهش کمک میکردیم(تعجب نکن اینجا عادیه)! همینطوری که مشغول بودیم یه خانومه با پسرش داشت از توی کوچه رد میشد، داشت به پسرش میگفت: پسرم درس بخون که یه کاره ای بشی، اینارو نگاه کن(اشاره به ما) این عاقبت درس نخوندنه!
من : خانوم، اون آقاهه که داره شیر آب رو می بنده دکتره ، دندونپزشک ..
اون آقاهه که داره آجر میده کارشناسی ارشد داره..
اون یکی که فرقون دستشه لیسانسه است..!
خانومه O_o
نمایش مطلب شماره 88564
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
1740
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532556220
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532556220










