راننده است دیگر
.
.
.
.
.
.
.
.
گاهی دلش میخواهد بجای بقیه پول مثه بقالی آدامس بدهد
@2359562 · ۵۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۶ رأی)
راننده است دیگر
.
.
.
.
.
.
.
.
گاهی دلش میخواهد بجای بقیه پول مثه بقالی آدامس بدهد
چند شبیا گودزیلا عموم اومدن خونمون ازبس اذیت میکرد دیگه هرچی میخواست بهش میدادم حتی ماشین حساب عزیزمو...
فرداشبش خونه عمه خانوم بودیم همه. دیدم گودزیلامون داره گریه میکنه میگه من ماشین حساب میخوام!!!! مامانش میگه حالا کی ماشین حساب داره که تو میخوای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگه خاله منیره ی احمق
اینم جواب خوبیامه......
چه سخته به صداقت کسی اعتماد کنی
ولی بعد که ازش جداشدی
بفهی همه حرفاش دروغ بوده!!!!!!!
بابای من خیلی خوردنی های جدید اختراع کرده.
حالا قراره واسه این خوردنی ها اسم بذاریم مارو یاری کنید واسه انتخابه اسمش
منو به این صورت:
شله زرد با پفک
نوشابه زرد با پفک
نوشابه سیاه با آب لیمو
حلوا با کره
نون و خیار گوجه با چایی تلخ
سیب با نمک
دوغ و نوشابه
و مخلوط غذاهای سرسفره با دسرو سالاداش
میگه همچی تو معده قاطی میشه دیگه!!!!!!!
نمیدونم چه منطقیه!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
ما بهش میگیم اخبانی ههههههههههه
آقا مایه هم کلاسی داریم دست آمیبو از پشت بسته اینجوری بتون بگم دیگه..
سرکلاس گوشیش زنگ خورد حالا این جیبو بگرد اون جیبو بگرد جیب کتو بگرد هی میگفت ای بابا پس کجاس حالا استادم سرکلاسه هاااا...
بده یخورده گشتن میگه آخه زنگ گوشی من که این نبود!!!!!
بد که گیرش آورد بعد این همه زحمت میگه اینکه گوشی من نیست!!!
اصلا همه داشتیم زمینو گاز میزدیم استاد که مثه مارمولک چسبیده بود به دیوار اصن ی وضیییی...
گوشی همکارشو آورده بوده اشتباه تازه جوابم میداد میگفت اشتباه گرفتید!!!!
خخخخخخخخخخ
ما پارسال میرفتیم واسه دوره ی نجاتگری با ست نجات کار میکردیم.
امسال یسری بچه های دیگه...
دوستم امروز گفت لاصب این کلاه ایمنی ها توسرمون نمیره!!!!
باخودم گفتم ینی کلاها کوچیک شده؟؟؟آخه ی سایزن که!!!!
بعد کلی تفکر فهمیدم اوووووووووو
پارسال ما کلیپس نداشتیییییییم خووووووووووووب
تازه بعد خودش اعتراف کرد استادم بهشون گفته بوده این ارتفاعاتو بردارید اندازس
خخخخخخخ.....
صداموداری؟؟
به احترامت هیچ وقت حتی...من...نمینداختم نگامو جایی
رفتی...
با اینکه میدونستی تورو دوست داشتمو رو هیشکی نی اون حسی
که رو تو بود و هست
شاید از اولشم من بودم که نباید میذاشتم رو تو دست
رو همه خوبیام بستی چطور چشاتو؟؟
هیس!!! هیچی نگو فقط ببر صداتو...
ببین چه دپرسم ببین چه بی حسم!!!
دیگه من حتی به خودمم نمیرسم
اصلا بیخیال...دیگه گذشت از دردو دل...
عاشقتم 2afm حرف دلمو زدی...
به کلیپس دخترا گیر دادید هیچی نگفتیم پاشنه کفشارو مسخره کردید هیچی نگفتیم ...
آخه خودتون چرا ابو بر میدارید مو رنگ میکنید لباس صورتی میپوشید با ناز حرف میزنید اینا به کنار....
بابا چرا موها دسستتون رو میزنیید ؟؟؟؟
خب آدم چندشش میشه دیگه ایششششششششش
یادمه قبلنا بادختر داییام وداداشم خاک نرم گیرآورده بودیم گکش کردیم که باهاش ی چیزی درست کنیم بعد......
ما دخترا هرکدوممون ی چیزی درست کردیم دختر داییم به داداشم گفت:
حامد؟؟؟؟؟
تو چی درست کردی؟؟؟؟
داداشمم ی مشت گل برداشت تاپی کوبوند رو زمین گفت تپاله درست کردم
ینی ی همچین داداشی دارم که انقدر خلاقه...
خلاقیت داداشم توحلقتون اگه لایکو نکوبییییییییید...
از یه جایی به بعد...
نه اینکه فایده نداشته باشه ها،
نه!!!
ارزششونداره...
-----رد خاطراتت
را جاگذاشته ای مال ناراضی از گلوی ما پایین نمیرود...
ببرشان...
رفیق!!!
اکه یه روز مردم دیدی تابوتم رو شونه های مردمه...ولی نمیام پایین نوکریتو کنم به دل نگیریا!!!
حلال کن...قول میدم یه بار ازت بالاتر باشم بعدش دیگه همیشه خاک پاتم...
سرکلاس زبان تخصصی جلسه اول استاد در باره ی کنفرانس دادن ونحوه ی نمره دهی و درس توضیح داده بعد یک ساعت،بعد گفت گرفتید دیگه؟؟؟؟
یکی از پسرا گفت چی؟؟
استادم نه گذاشت نه بر داشت گفت : مدرسان شریف
دوباره یکی از دخترا گفت کجا؟؟
یکی دیگه پاسخ داد مدرسان شریف واین عمل مثل زنجیره تکرار شد و ساعت کلاس تموم شد ماهم ماهم انگار داریم تیتاب میخوریم
هفته ها رفتو دیگه فردا نیومد
مدت زیادی چشماتو ندید�
ماهو سالشم گذشت تو فکر فردا
بی تو یک عمره که انتظار کشید�
"علی اصحابی"
چشم انتظارا=لایک
گودزیلای دوست بابام عروسکشو دست گرفته بود داشت کشون کشون میبردش.باباش گفت: میخوای ببری بخوابونیش؟؟؟
اونم با عصبانیت گفت نه میخوام ببرم (سقت سقط صغط )تش کنم
بچه های الان دیگه عصاب ندارناااااااا
والااااااااااا
داداشی دارم متفکر،عقلمند،دانشمند هرچی بگم کم گفتم اصن ی وضی....
دیروز رفته حموم برگشت دیدیم لباساش خیسه خیسه مامیم بهش گفت چراخیسی برولباستوعوض کن میگه گرمه!!!!
بعد یک ساعت مامیم رفت تواتاق دید همچی روآبه.....
نکه داداشم مغزمتفکره رفته حموم دروبسته حمومو پرآب کرده توش شناکرده آبم از زیردراومده تو اتاق........
چند وخ پیش میخواست واسه فرارمغز هاببرنش من نذاشتم...
آقا چند وقت پیش میخواستیم بریم مسافرت خونه یکی از فامیلامون راه دور، ی دیگ مسی بود که باید براشون میبردیم. قرار بود بابام اینا بیان دانشگاه دنبالم ازاون طرف بریم.تو کلاس به مامیم اس دادم با دیگ نیاید جلو دانشگامونااااااا!!!!!
مامانمم همون موقع اس داد ما الان یک ساعته با دیگ دمه دانشگاتونیم!!!!!
همون موقع هم کلاس تموم شد.اصن ی وضییییییی.......
ازاون موقع به بعدم فکو فامیل به بابام میگن عبدوالاحمد دیگی......
همچین فکو فامیله قدرشناسی داریم ما.......خخخخخخخخخ
مامانم چند روز پیش ازم پرسید ناهار میخوام ماکارانی درست کنم فرمی درست کنم یا رشته ای؟؟؟؟؟
منم گفتم فرمی بهتره بیشتر دوست دارم..........
بد مامانم برگشته میگه فک کنم ماکارانی فرمی نداریم بعدشم چند وقت پیش خوردیم.......
خب مامانه عزیز اگه تصمیمتو گرفتی دیگه چرا ازمن نظر میخوای؟؟:(
ایجاس که پی میبرم چقد نظرم براشون مهمه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ