تاریخ انتشار : مهر 1392
گودزیلای دوست بابام عروسکشو دست گرفته بود داشت کشون کشون میبردش.باباش گفت: میخوای ببری بخوابونیش؟؟؟
اونم با عصبانیت گفت نه میخوام ببرم (سقت سقط صغط )تش کنم
بچه های الان دیگه عصاب ندارناااااااا
والااااااااااا











.gif)
.gif)