آرزو به دل موندم تو بچگییام وقتی میرفتم تو کوچه بازی کنم یه بارم مامان بابای من بیان صدام بزنن : نوید جان بیا خونه عزیزم ،دیگه دیر وقته !
همش یکی یکی ننه بابای دوستام میومدن بچه هاشونو میبردن ، منم آخرین نفر( دیگه مجبور بودم )میرفتم خونمون ، به جااااااااااان خودم
شده بودم شبح شب !!!
خاطرات خنده دار
وقت نهار بود صدام کردن که برم , نشستم پای سفره و اولین کارم روشن کردن تلویزیون بود )چشتون روز بد نبینه!(
عجب فیلمی بود )اکشن از اونا که من دوست دارم( حسابی تو بهر فیلم بودم و مابین سکانسا یه لقمه ایم میخوردم
رسید به جایی که یکی از شخصیتا فیلم داشت خودشو به کشتن میداد )از اون صحنه ها که داد میزنن "نرو تو نباید بمیری"(
این وسط منم تو جو فیلم احساس کردم گلوم خشک شده اومدم تقاضای یک لیوان آب کنم که !!!!
)حواسم نبود( یهو برگشتم سمت داداشم داد زدم " آب بده" )واقعا داد زدما, تو مایه های حاجی سیدتو کشتن!(
جالب اینجا بود که کسی تا چند لحظه متوجه داد من نشد )همه تو جو بودن( !!
بعد داداشم بهت زده برگشت طرفم که چته ؟ آب میخوای چرا داد میزنی ؟
تازه اونجا بود که فهمیدم چیکار کردم:-|
آقادوران دبیرستان یعنی عشق وحال زندگی..!!!
سال اول دبیرستان که بودم یه معلم ریاضی داشتیم خیلی ادعای باکلاسیش میومدتااین که یه روزرسیدیم به قسمت معادلات معلممون رفت کنارتخته بایه ژست مسخره ای ایستادوگفت خب دخترای خوب همه حواساجمع که میخوام معادلات لاق وچاغر{منظورش چاق ولاغربود}+درس بدم آقاکل کلاس رفت فضا.ازآن پس دگرمعلم خورابه چشم ندیدیم..!!!!!!!!!!!!!!!!
خونه بوديم بابام داشت اخبار نگاه ميكردش سكوت سنگيني خونرو گرفته بودش فقط صدا اخبار گو ميومد بعد تو اين سكوت يه دونه پشه رد شدش كه بابام بي اختيار گفت داد نكن.........
اخه پدر من پشسسسسسس
من وقتي ميرفتم مهد کودک يک روز از مربي باحالي که داشتم براي داييم خاستگاري کردم و گفتم که چي داره و چي نداره و شغلش چي هست اون هم هيچي نگفت و خنديد و قتي مامانم اومد دنبالم مربي محترم ما به مادر گرامي ما گفت تا باهم بخندن و قتي رفتيم خونه مامانم بهم گفت اين چه کاري بود که کردي .
منم به مامانم گفتم شما ها که ميريد خاستگاري منم مي خوام برم تا داييم زن بگيره مامانمم هم سرش رو تکون ميداد و من هم همين طور سرم رو تکون ميدادم و... ولي بچه که بودم خيلي پرو بودم
دیشب خاله و شوهر خالم داشتن با هم دعوا میکردن خالم حالش بد میشه
این وسط دخترخالم رفته یه لیوان آب آورده میده !!دست من !!
به نظر شما الان کی آب لازمه ؟؟ من !خالم !شوهر خالم !!!!همسایه هایی که شاهد ماجران ! مگسای حاظر در حیاط!بقال سر کوچه ! جمعیت حمایت از خانواده !
وقتی یه جمعیت به سمتت هجوم میاره چکار میکنی؟
- هجوم میبری سمتشون !( )
-در میری !
-تقاضای افق میکنی که توش محو شی!
-همرنگ جماعت میشی!
-میترسی و میگرخی!
-تعحب میکنی اینا دیگه کین!
-یه لحظه یاد جنگلای آمازون آموزون میافتی!
-بعد چند ثانیه یادت میافته که تو مترویی و منتظر قطار این کارای بالا کلا به درد نمیخوره !!!!(فقط شانس بیاری جا گیرت بیاد)
..و آبی...
.
.. مثــلا رفتــــه بـــــودیـــم تــــوی وی چتـــــ یــه ذره کــــار کنـــیم ..
..... بعـــــــد دختـــــــره عکســـشـو واســه مــــــا فــــرستــــــاده ....
. منــــــم بهــــــــــش گفتــــــــــم بهتــــــــ میـــاد هــم ســن وســالِ
........ مـــــــادربزرگــه مــــن بــــــــاشـــی...........
.............. کثـــــــــافـــط مــــنــو انــداخــتــــــ بیـــــــــــــرون..!
. بهــــــم گفتـــه بـــودن کـــه بــا ســن و ســـال دختــــــرا شــــوخــی
....... نکنـــــا ...!!!!
.......... ولــی وجـــدانــی همـــسن ننــه ی مـــــن بـــــود....خخخخخخ
يادش ب خير تو امتحان ادبيات نوشته بوود هما مخفف چيه؟
ك ميشد هواپيمايي ملي ايران
دوستم نوشته بوود همزيستي مسالمت اميز
خخخخخخ
يه همچين مغزاي متفكري با ما ميپلكنا
کیــــــــــا تو بچگی سر یاد گرفتن آدامس باد کردن یه عده رو روانی کرده بودن ؟؟؟؟؟
من که تا یه سال ممنوع الآدامس شده بودم.از بس که مخ خانواده رو کار گرفته بودم........
بابای من توی خانواده پسر بزرگس یه بار که جبهه بوده عمه ام میخواسته بره خونه دوستش جشن تولد بعد ورداشته نامه نوشته به بابام تو جبهه ببینه اجازه میده بهش یا نه ؟!!! :D
تو خونه خیلی سرخوش داشتم واسه خودم با صدای این عاقدها میخوندم
النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی
دوشیزه مکرمه محترمه آیا مایلید شما را به عقد آقای نَفَس در بیاورم ؟
یهو کپل خان (داداشم) از تو اتاق داد میزنه میگه :
عروس رفته فیلتر شکن نصب کنه :))))
مامان بزرگم رفته دندانپزشکی واسه کشیدن دندوناش
بعداینکه دکتره دندوناشومیکشه وکارش تموم میشه مامان بزرگم برمیگرده به دکتره میگه پس دندونام کوش چیکارشون کردی دکترم میگه انداختمشون توسطل زباله اونم دیگه چیزی نمیگه
ازدندانپزشکی که اومدیم بیرون بهش میگم مامان جون حالادندوناتوواسه چی میخاستی؟! میگه میخاستم مطمئن شم که دندونامو کشیده!!!
دیروز استادمون تعریف میکرد یه کلاس داشتم چهل پنجاه نفر دانشجو بودن تو کلاس (ترم اولیا بودن)
اخرای کلاس یه نفر اومد تو کلاس گفت بچه ها کلاسو اشتباه گرفتین........یهو کلاس خالی شد
استادمون میگفت یعنی هیچکدومشون فرق بین فیزیک با مبانی رو نفهمیده بودن............
یه بار حوصلم سر رفته بود, به یه شماره ی ناشناس sms دادم به این مضمون:
عزیزم, من حاملم !! @ ¿ @
فکر کنم زنش بود زنگیده بود.نفهمیدم چی میگفت فقط صدای جیغ جیغوش میومد.
همچن آدم کصافطی ام من!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534862669










