اقا این چه کاریه واقعا؟؟
هر چی پسر جذابه تو شهر ریختن تو مدرسه ما.....
هیچکدومشونم معلم ما نیستن....
عوضش ماهم زنگای تفریح میریم جلوی دفتر اقایون تابلو اعلانات رو میخونیم که مثلا دقت کنین
مثلا...!
اطلاعاتمون زیاد بشه!!بعد یه دیقه که چه عرض کنم یه لحظه میبینیمشون کلی شاد میشم!!!
اسمشم گذاشتیم مطالعه...!!
نه واقعا چه کاریه؟من میرم شکایت کنم از این مسئولین.بعضی هام هم که دیگه رسما دچار خود
داف پنداری شدن!!!هی میگن این منودوست داره اون یکی بهم نگا کرد اون اون اون یکی عاشقم
شده......!!
ولی یه چیزی بگم.....؟؟؟
حسودیم میشه به شاگرداشون!!!!!!!!!!
خخخخخخخخخ
خب دیگه من رفتم مطالعه کنم!!!!!!!!!
خاطرات خنده دار
چند روز پیش داروخانه کاری داشتم اما جا پارک پیدا نکردم
ماشینمو پارک ممنوع پارک کردم به هوای اینکه زودی بر میگردم.هنوز دو دقیقه نشده بود اومدم بیرون دیدم افسر داره جریمه مینویسه.منم حواسم نبود گفتم:تورو خدا ننویس خبر مرگت دو دقیقه رفتم کار داشتم اومدم, یعنی اون لحظه دلم میخواست زمین دهن وا کنه.
اونم نامردی نکرد و گفت خبر مرگ من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جرمه هم دو برابر نوشت.
اقا من ناجور سرما خوردم بد تو اتاق نشسته بودم ک بابام اومد گف بخاریو بلند کن!من در کمال ناباوری نگاهش کردم اول فک کردم توهمات زائد از سرماخوردگی شدیده!تا اینکه گف:اگه از سرما بمیری خرج کفنو دفنت از پول گاز بیشتره!!
اصن همینجوری عشقو محبت فوران کرده ریخته رو درودیوارا موندم چ جوری جمش کنم!!والا!!!
سر جلسه امتحان زیست بودیم دختره رو پاهاش کتابو باز کرده بود تک تک سوالا رو از رو کتاب نوشت.یعنی کپیو میگرفت درجا پیستو میزد....ی سوالو نتونس پیدا کنه از معلم پرسید صفحه چند بود معلمم گفت صفحه فلان هر چی گشت پیدا نکرد گفت نه خانوم نیس....
معلمم درجا کم نیاورد گفت:درست تو ذهنت صفحات کتابو ورق بزن پیدا میشه!!!!!!!!!!!!
چه معلم روشن فکری داریم ما......فکر کرد داره تو ذهنش صفحاتو مرور میکنه
دارم4جوک رو می خونم خواستم به بابام کنترل پنلم رو نشون بدم
من دارم از جکاش تعریف می کنم بابام با یه نگاه چپندر قیچی(همون نگاه هایی که وقتی یه گندی می زنی بابات بهت تقدیم می کنه)بهم می گه این یارو کی بود بهت گفته سلام****(اسمم) خوش اومدی کارت دارم(منظورش همون سلام*****به بخش کاربری خوش اومدیه)
بزن لایکو به افتخار همه ی بابا هایی که با خطای دیدشون موجبات خنده و شادی مارو فراهم می کنن.زدی یا بیام حالتو بگیرم؟؟؟؟؟؟
يكي از دوستام اين مسيجو به گوشيم داده! خودتون قضاوت كنيد
سلام مسیح ، خوب گوش كن چي ميگم امروز عموى من فوت كرده خيلي دوستش داشتم الان خيلي ناراحتمپ اصلا دوس ندارم بخندم، پس خواهشا تا بعد از مراسم چهلم عموم خواهشا هيچ صحبتي با من نكن ! اين مسيجمم جواب نده چون ميدونم يجوري جواب ميدي كه خندم ميگيره ، باي
دیـــروز ســـر کـــلاس پــشـــت ســـریـــم هـــی میـــگــفــت ..
پــیــس پــیــس مــــجـــیــــد .. پیــس پـیـس .. مـــــــجـــــــیـــــــد ..
من : د زهــر مــار چــتــه کــره خــر ؟؟؟
اون : هـیـچـی بـابـا ... دارم تـبـلـیـغ شیـشـه شـور مـجـیـد رو تـمـریـن مـیـکـنم ؟؟
مـن : (*_&)
شـیـشـه شـور مـجـیـک : (*_^)
یـکـی بـیـاد از پـشـت لـبـاسـامـووووو بـبـنـده ه ه ه ه ه ه ه
یادش بخیر، با دوستان همکلاسی رفته بودیم اردو بعد ی جا چادر زدیم و نشستیم.
ی چند دقیقه ای سکوت جمع رو فرا گرفته بود !!
طبق عادات و سنن قدیم یکی از بچه ها گفت در جمعی نشسته بودیم ناگهان خری گفت....
مدیرمون هم همون لحظه گفت امروز چندمه، یعنی ترکیدیم از خنده ها
پسره تا 3 روز سمته مدیر نرفت از خجالت، دمشگرم مدیرمون که کاریش نداشت.
K : E @@@@@
بچه ها خیلی ناراحتم خورده ^__^
آدم باباش لگ چپشو تا زانو کنه تو حلقش ولی احساس منو نداشته ^__^
امروز با الهام و آجی کوشولوم رفتیم برا آجیم کفش بخریم ، یه کفش دیدم عروسک ،جو پاساش نزاشت خون به مغزم برسه گفتم آجی بیا بریم داخل اینو میخوام خودم برات کادو بخرم
آجیم : کامران راس میگویی؟؟
من : آره ه به دکمه اینتر قسم^_^
الهام :اوممممم آورین آورین بیست امتیاز مثبت ^_^
رفتیم داخل مغازه به افق های دور دست خیره شدم و گفتم این کفش خوجگلا چند ؟؟
گف : هفصد هزار ریال ^_^
جااااان @@ ، آجیم : کامی تو به دکمه اینتر قسم خوردی
الهام : آره آره آره راست میگه^_^
من : دکمه اینتر بزنه تو کمرم من اصلا شمارو نمیشناسم
الهام و آجیم : کامران ن ن ن ن ن
من : باشدددد ^_^ ، تازه الان مامان بابام جشن گرفتن که پولای منو آجیم از چنگم دراورده ، وای وای وای نگا بابام داره چه قری میده به کمرش ^_^نکن پدر من ، دی: بابا چرا پشت میزنی ؟؟
من بالاخره رابطه بين رفتن برق تو خوابگاه رو با در اوردن صداي حيوونا نفهميدم در عملياتي تو اتاق ما حتي الاغه مورد حمله گرگه واقع شد كه بعد از اومدن برق ديديم جاي چنگاي اقا گرگه رو دستاي الاغه مونده
اصن يه وضييييييييييي
مديونيد فك كنيد اينجا خوابگا ارشدا و دكتراس
نميدونم تو روز اينا چرا انقد باشخصيت ميشن؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
باغ وحشيه واسه خودش بي نظير{نذير يا نزير}
لايك نه فقط دعا..........
حدودای ساعت 2 نصف شب بود. عروسی تموم شده بود. همه خارج از منزل عروسی تو کوچه داشتن تعریف می کردن. یه دفعه بحث رفت سمت مسلم که جوان ترین پسر فامیله و هنوز ازدواج نکرده! یکی می گفت اقا مسلم زودتر ازدواج کن. یکی می گفت اقا مسلم من دختر خوب سراغ دارم. یکی می گفت اقا مسلم خوب نیست دیر ازدواج کنی!!!
بعد یهو از خونه ای که ما جلوش وایستاده بودیم و صحبت می کردیم یه مردی کله اش رو از پنجره اورد بیرون و گفت اقا مسلم تو رو خدا بعله رو بگو بذار بخوابیم فردا باید بریم سر کار. همه ترکیدیم از خنده :)
زیبا ترین خاطره های بچه های کلاس ما:
هی یادش بخیر سال پیش فلانی تو کلاسمون بود با خودش شیر میاورد ماهم کیفشو پرت میکردیم شیر تو کیفش میترکید ما هم به ریشش میخندیدیم "
ینی من الان کشته مرده ی این خاطرات شیطانیشونم
آفا یکی پست گذاشته بود که بچه ها تا8سالگی فرق خواب و واقعیتو نمیدونن یاد این خاطره افتادم.پسر داییم4ساله که بوده خواب دیده تو خونه شون بیسکوییت دارن وخواهرش خورده..حالا این بیدار شده افتاده به جون خواهرش که چرا بیسکوییتمو خوردی.حالا هرچی بهش میگن خواب دیدی باور نمیکنه.مصیبتی بود واسه خودش
عاغا اون زمان من گودزیلای مدرسه بودم
یه روز تو کارگاه کامپیوتر بچه ها دور دبیرمون جمع شده بودن منم که گودزیلا ...
دوستمو گذاشتم رو این صندلی چرخدارا هولش دادم و چشمتون روز بد نبینه دوستم چشماشو بسته بود داشت حال میکرد منم داشتم زمینو میجویدم یهو صندلی از راه راست خارج شد و رفت به سمت نشیمنگاه دبیر...
حالا خودتون جو و تصور کنید من اینور کلاس استاد و صندلی و دوستم اونوره کلاس پخشه زمین
هیچی دیگه یه هفته از مدرسه اخراج شدم با کلی تعهدات کتبی و کلی کتک خوردن از بابام
یه گودزیلا داریم(دخترخالمه7سالشه) روز اول مهر نمیرفت مدرسه گریه میکرد می گفت من میخام برم کلاس آرایشگری! والا ما هم سن اینا بودیم وقتی کفش تق تقی مامانمونو پامون می کردیم افقو سوراخ میکردیم!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 114422
کل بازدید: 534845103










