تاریخ انتشار : مهر 1392
یادش بخیر، با دوستان همکلاسی رفته بودیم اردو بعد ی جا چادر زدیم و نشستیم.
ی چند دقیقه ای سکوت جمع رو فرا گرفته بود !!
طبق عادات و سنن قدیم یکی از بچه ها گفت در جمعی نشسته بودیم ناگهان خری گفت....
مدیرمون هم همون لحظه گفت امروز چندمه، یعنی ترکیدیم از خنده ها
پسره تا 3 روز سمته مدیر نرفت از خجالت، دمشگرم مدیرمون که کاریش نداشت.











.gif)
.gif)