دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  122133

عاقایکی ازاشناهامون چندماه پیش سکته کرده بود خانومش امروز اومده بودخونمون:(

همون خانومه که شوهرش سکته کرده بود:شوهرم ازاون روزکه سکته کرده دیگه ازجاش نمیتونه تکون بخوره:(((((((((((((((
مامانم:خدابیامیامرزتش خیلی مرد خوبی بود!!!!!!!!!!!
خانومه:@.@
شوهرش:(((((((((((
منم که دراتاقموداشتم گازمیزدم
مامانمم که.........ای وایییییییییییییییییییییی مامانم نیست بچه هامامانموندیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟من مامانموموخوااااااااااام
لایک=سایه نگران نباش مامانت رفت توافق

  122132

((پست اول))
مکالمه تلفنی بین مامانمودوستش(اینوداشته باشیدکه دوستش 4ساله منوندیده)
مامانم:وای فریباجون دلم خیلی برات تنگ شده بود
دوستش:منم همینطورچه خبر؟سایه جون(منومیگه)خوبه بزرگ شده؟
مامانم؟اره فریباجون دخترم بزرگ شده ماشالابه جونش امسال پیش دبستانی میره!!!!!!!!!!!(منظورش پیش دانشگاهی بود)
مامانم ودوستش که درحال جویدن تلفن بودن:)))))))))
منم که درحال محوشدن توافق بودم:(((

  122126

یه روز ظهر تو اتاقم لم داده بودمو داشتم تو چندجک میپلکیدم که یهو بابام اومد تو و منو که دید یه سری تکون داد و گفت:پاشو بدبخت.آخر پای این بیصاب میمیری.از کپک پنیسیلین ساختن ولی تو.... .پاشو برا امشب یه چیزی بگیر زشته.اونروز تولد دوسته خواهرم بود و منم دعوت بودم .منم پاشدمو رفتم بیرون.تو خیابونا داشتم میگشتم که یه مغازه ای رو دیدم که جک و جونور میفروخت.منم لبخند شیطانی رو زدم و رفتم تو.همه چی داشت.از جوجه گرفته تااااااااااااااااااااااااااااااااااااسرنتیپیتی.یه خرگوشی دیدم خیلی گوگولی بود.سفید بود با گوشای مشکی.خیلی ناز بود.همونو گرفتم.گذاشتمش توی جعبه و کادش کردمو رفتیم.تو مهمونی بعد از رقصیدنو تعریف کردنو اینا کیکو آوردن.شمعارو که فوت کرد نوبت کادو ها شد.بعد از خواهرم پاشدم رفتم جلو و گفتم:ایشالا یه سال دیگه پر از سلامتی داشته باشی زیر کامیون نری…سرطان نگیری...فلج نشی...سکته نزنی...درد بی درمان هم نگیری...کلا همه جوره بهت هیچ مرضی نرسه.تولدت مبارک.کادوشو بهش دادم.اونم با لبخند بازش کرد.موقعی که دیدش نیشش کامل باز شد و گفت:ووووااااایییی چه نازه و همین که درآوردش از جعبه کم کم خندش محو شدو جیغ زد:این که زندس.والا من که نمیدونسم اینقده کولیه.خواهرم برش داشت گرفت جلوش گفت نگا چقد نازه اونم کم کم ترسش ریختو همین که از خواهرم گرفتش(دمه آقا/خانم خرگوشه گرم) یهو جیش کرد رو کیکو لباسش.نمیدونسیم بخندیم نگا کنیم گریه کنیم.ولی باید قیافشو میدیدید.خیلی باحال بود.
ولی هنوزم این خرگوشه رو نگه داشته منم هروقت میبینمش یاد قیافه اونروزش میوفتم
خخخخخ

  122125

سلام
اقا امروز با دوستای دانشگاهم رفتیم پیج یکی از پسرای کلاس به اسم امیر
طفلی فک کنم شکست عشقی خورده بود هی نوشته بود رفتی نیستی
واز این حرفا
اخر همشون نوشته بود /من امیرم بایه نخ سیگار/
بعد این دوست من که از قضا دست هرچی شیطون از پشت بسته سر کلاس روانشناسی که رفته بود کنفرانس بده
خیلی شیک یهو وسط کنفرانسش دسشو سمت امیر برده با حالت تعجب فوق العاده میگه تو امیری با یه نخ سیگار؟؟؟؟؟
دیگه خودتون بقیشو متصور بشین!!!!!!!!!!!
امیر هنگیده!!!!!!!
ما تو دیوار!!!!!!!
استاد روانشناسی تو بهت!!!!!!!!

  122122

بزرگترین سوتی عمرم::::::::::::::::::
اغا نوجون بودیم با رفیقم رفتیم پروتیینی سوسیس و خیارشور فله ای بگیریم
فروشنده مغازه یه غیافه خفنی با یه سیبیلایی داشت مخوف
اغا چشمتون روز بد نبینه ما اومدیم بگیم سوسیس و خیارشور فله میخوام هول شدیم(از اون هول شدنای تو تاکسی) گفتم اغا خیار و سوسیس فله ای داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وای....... نمیدونید چشماش چه برقی زد یدفعه گل از گلش شکفت ،یه تابی به سیبیلش داد که خدا نصیب گرگ پیر نکنه بد احساسیه ها ،
قیافه من :0o/
دوستم :0(
فروشنده: \\� 0////////////
سوسیس فله: 00l00
خودم که از سوتیم هنگ کرده بودم فقط رفیقم اخرین لحظه کشیدم زدیم بیرون و فرار کردیم هنوز که هنوزه با این هیکل جرات نمی کنم از جلو مغازهه رد شم ،مسیرم بیوفته از اون طرف خیابون میرم
الانم که می نویسم فشارم افتاده

  122121

عاقا بعد از چهار سال یکی از دوستای دوران دبیرستانم رو دیدم بهش سلام کردم حواصش نبود دوباره سلام کردم متوجه شد گفت سلام عذر میخوام عرض ادب.اصن این دو کلمه خیلی روم تاثیر گذاشت تصمیم گرفتم که این دو کلمه رو وارد گنجینه لغات خودم کنم.گذشت تا امروز که با یکی از استادام کار داشتم استاده ام سر کلاس بود رفتم در کلاس رو زدم استاده اومد دم در منم خواستم از گنجینه لغاتم استفاده کنم گفتم عرذ میخوام عضر ادب (عرذ=عذر عضر=عرض)اینو که گفتم استاد دیگه نتونست جلوی خودشو بگیره منم که داشتم آب میشدم استاد گفت بذار کلاسم تموم بشه بعدش باهات صحبت میکنم .من که دیگه روم نمیشد استاد رو ببینم مستقیم اومدم خونه و این مطلب رو نوشتم که یکم از سوزشم برطرف بشه.

  122116

•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
عاقا با داداشم بحثم شد بعد وسط دعوا به من میگه:
استغفرالله نمیخام تو کار خدا دخالت کنما ولی اخه خدا جونم اینم آدمه تو آفریدی؟:000
من:خیلی دلتم بخاد بچه به این باحالی:00 تو باید کیف کنی ک داداشی مثل من داری^__^
در همین حال ک ما داشتیم مجادله میکردیم مادر گرام من وارد شد
حالا مامان منو داشته باشید: چی شده علی؟؟چرا دعوا میکنید؟؟
علی(داداشم):مامان دارم با خدا درد و دل میکنم آخه اینم آدمه خدا آفریده؟؟:000
کیلیپس دختر همسایمون از زاویهSin45رو به افق . عمودی تو حلقم اگه دروغ بگم مامانمم ن گذاشت ن برداشت برگشت گفت:
اینو احتمالا فرشته ها میخاستن گِل بازی کنن ی چیزی سر هم کردن شده اینی ک میبینی^__^
ینی جوری تخریب شخصیتم کرد در حد حادثه 11 سپتامبر ب همین پایه میز قسم
مــــــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــان و بــــــــــــــــــابــــــــــــــــــــای
واقعیم پس کوشید؟؟؟چرا ی میسکالم ندارم از گوشیم؟؟؟ چرا اصلا ب من هیچ حسی ندارید؟؟چرا سعی نمیکنید ازم حسی درارید؟؟؟؟
اگه منو نمیخاید نداره عیبی!ولی بدون عزیزم من هنوزم دوست دارم خیلیییییییی

  122109

آهـــای کسایی که گفتین:
هوا سرد شده، یادتون باشه خانوما سرمایی نیستن؛ بغلی هستن!!!
توروحتون خیعلی دوغگوئین!!
دیروز خانمه اومد تو مغازه گفت:
هوا چه سرده.
منم سریع بغلش کردم!
اونم اینقد زدم که یه جای سالم برام نموند!!!!

  122095

سر کلاس بودیم استاد داشت حضور غیاب میکرد که فامیلیه یه دختر پسره مثل هم بود استاد گف شما باهم نسبتی دارین؟پسره گف فعلا نه
لایک=:))))

  122094

رفتم نمازخونه دانشگاه و داشتم فلافلی رو که گرفته بودم با مزه نوش جان میکردم .
بوش توی تمام فضای نمازخونه پخش شده بود .
هیچی دیگه ، همه اونایی که توی نمازخونه بودن ، بعد از نماز ، به جای دعا و نیایش داشتن منو لعن و نفرین میکردن .

  122092

داشتم با پسر داییم PES2013 بازی میکردم ، توی نیمه اول 5 تا گل خوردم .
پیش خودم گفتم چیکار کنم ، العان آبروم میره فردا میره پیش همه میگه منو گلبارون کرده .
ناگهان فکری مثل جرقه از مغزم گذشت .
با آغاز نیمه دوم شروع کردم به زدن خطاهای ویران کننده .
1 اخراج ، 2 اخراج ، اخراج ، 4 اخراج و در حالی که تا دقیقه شصت ، 8 هیچ عقب افتاده بودم ، بازیکن پنجمم هم اخراج شد و و بعلت 7 نفره شدن ، بازی 3 هیچ به نفع پسر داییم تمام شد .
و اینطور شد که من از یک باخت سهمگین نــجات یافتم .

  122072

دانشجوی ترم اول بودیم دانشگاه همدان،یه روز با دوستم تو خیابون از بس منتظر تاکسی بودیم علفای زیر پامون دیگه داشت به زانومون میرسید. یدفه دیدیم یه تاکسی داره نزدیک میشه دوستم که از شدت انتظار قاطی کرده بود پرید جلو و با خوشحالی خطاب به راننده گفت همداااااان؟
هیچی دیگه راننده که داشت ترمز می کرد فک کرد داریم مسخرش میکنیم یه فحشی داد و پاشو گذاشت رو گاز و رفت. خلاصه تا اومدن تاکسی بعدی ما تقریبا تو علفا محو شده بودیم.

  122070

ما ترم يك پزشكي هستيم 112 نفريم از مزيت هاي ي كلاس شلوغ اينان:
اتلاف وقت:جلسه اول انگليسي پايه استاده حضور غياب كرد اسم هركي رو ميپرسيد ازش شهر و سطح انگليسيشم ميپرسيد وقتي حضور غيابش تموم شد ساعت كلاسشم تموم شد پاشديم اومديم بيرون!
وقتي يكي تيكه ميندازه استاد نميفهمه كي بوده و نميتونه همه كلاسو بيرون كنه! استاد بهداشتمون بعد ي تيكه خوشگل و خنده بچه ها خودش از كلاس رفت بيرون الان 2 هفته س برنگشته!
تو ي كلاس كوچيك آدم فوقش 4-5 نفرو مسخره ميكنه اما ما الان تا دلتون بخاد سوژه خنده داريم!
كلاس كاملا سطح بندي شده: استادا از ميكروفون استفاده ميكنن اما باز صدا ب ته نميرسه رديفاي اول خرخونن رديفاي آخر خابن رديفاي وسط gameبازي ميكنن

  122060

»»-(o_O)-> KHORZOOKHAN<-(O_o)-««
عاقا اول میخواستم یه معذرت خواهی بکنم این چند وقته خیلی پستام بیمزه بود قول میدم از پست های بعدی جبران بکنم
عاقا ما یه زمانی صفحه فیسبوک داشتیم یه بار بیرون ازخونه بودم با موبایلم رفتم فیسبوکمو چک کنم دیدم یه درخواست دوستی اومده اونم یه زن از آمریکا@_@(از رو اسمش فهمیدم) ولی هرکاری کردم عکسش نیومد رفتم خونه ببینم عکسشو
.
.
.
.
.
یه پیرزنه بود
من دیگه حرفی ندارم

  121938

امرو توراه مدرسه...داشتم نزدیک یه ساختمون نیمه کاره میشدم ک بالاش اوستا کارمیکرد..همینجوری از خدا خاستم یه اجر ازون بالا بیوفته روسرم ضربه مغزی شم..همین ک رسیدم زیرساختمون،درست تو یه قدمیم یه اجر ازبالا افتاد زیرپام پودددررر شد!!!خدایا غلط کردم شوخی کردم...چرا جدی گرفتییییییے؟؟؟!!! (°0°)